تهران در سالهای اخیر موفق شده است با یک استراتژی هوشمندانه و جسورانه، جنگ روایتها را به نفع خود تغییر دهد و در این آوردگاه جهانی، پیروز میدان شود. آنچه ما بر دیوارهای پایتخت میبینیم، صرفا هنر شهری یا تبلیغات ساده نیست؛ اینها «سلاحهای تصویری» هستند که اقتدار ایران را نه با موشک، که با «معنا» به رخ جهانیان میکشند.
از دیوارنگاری سنتی تا «بیلبوردهای چابک»
تاریخچه دیوارنگاری در ایران، ریشه در سالهای آغازین انقلاب دارد. در آن دوران، دیوارها آینه تمامنمای هویت انقلابی و آرمانهای نوظهور بودند. تصاویر رهبران و شعارهای ضدامپریالیستی، سیمای شهر را به تریبونی برای اعلام مواضع رسمی بدل کرده بود اما آنچه امروز شاهد آن هستیم، تکاملی استراتژیک است. «دیوارنگاری ایستا» جای خود را به «بیلبوردهای چابک» داده است؛ سازههایی عظیم که میتوانند در کمتر از چند ساعت، پیام کلانشهر را تغییر دهند. این تغییر فنی، نشاندهنده یک بلوغ راهبردی در سیاستگذاری رسانهای ایران است. وقتی یک بیلبورد در میدان ولیعصر(عج) یا فلسطین در عرض یک شب تغییر میکند، این تنها تعویض بنر نیست؛ این «پاسخ فوری» به تحولات پیچیده نظامی و سیاسی منطقه است. ایران با این چابکی، نشان داده که نبض تحولات را در دست دارد و میتواند روایت خود را بدون نیاز بهواسطههای غربی، مستقیما به گوش جهان برساند.
ایران؛ برنده جنگ روایتها
بسیاری از تحلیلگران غربی دههها تلاش کردند ایران را در یک قالب از پیش تعیینشده و تکبعدی محصور کنند اما تهران با «سلاح تصویر»، این زنجیر رسانهای را پاره کرد. استراتژی ایران در استفاده از فضاهای شهری، یک پیروزی بزرگ در جنگ روایتهاست. چرا؟ چون این تصاویر، «واقعیت بصری» ایجاد میکنند. وقتی دوربین خبرگزاریهای بینالمللی، از خبرگزاری رویترز گرفته تا الجزیره، ناچار میشوند برای گزارش از تحولات منطقه، تصویر بیلبوردهای تهران را بهعنوان «بکگراند» یا «سند» پخش کنند، یعنی ایران توانسته است «روایت غالب» را به رسانههای غربی تحمیل کند.
در واقع، تهران نهتنها در میدان نبرد، بلکه در زمین بازی رسانههای جهانی نیز پیروز شده است. این دیوارنگارهها، بدون آنکه ایران هزینهای برای کمپینهای گرانقیمت روابط عمومی بینالمللی بپردازد، پیام اقتدار و بازدارندگی جمهوری اسلامی را به اتاقهای فکر در واشنگتن، لندن و تلآویو میفرستند. این یعنی برتری استراتژیک. وقتی تصویر یک موشک یا یک نماد مقاومت بر دیوارهای تهران نقش میبندد، کل شبکههای اجتماعی و خبرگزاریهای جهان تبدیل به «بازنشرکننده» پیام تهران میشوند. این اوج اقتدار در عصر اطلاعات است.
میدان فلسطین؛ قلب تپنده بازدارندگی
میدان فلسطین تهران، اکنون به یکی از راهبردیترین نقاط رسانهای خاورمیانه تبدیل شده است. در اینجا، تصاویر دیگر صرفا شعار نیستند؛ آنها «اعلام وضعیت» هستند. وقتی در اوج تنشهای منطقهای، طرحی از خنجرهای یمنی یا نمادهای مقاومت منطقه بر دیوارهای این میدان نقش میبندد، پیامی فراتر از مرزها صادر میشود. دارن لینویل، پژوهشگر برجسته رسانه، به درستی اشاره میکند که این «بازی هوشمندانه با چرخه خبر» است. تهران میداند چگونه خبر تولید کند. این دیوارها، «تولیدکننده خبر» هستند. این تصاویر، دو لایه مخاطب دارند: اول، مخاطب داخلی که حس امنیت، ایستادگی و اقتدار را از دیدن این سازههای عظیم دریافت میکند و دوم، مخاطب خارجی که در پشت لنز دوربینهای خود، «نمایش قدرت» را حس میکند. این همان هنر بازدارندگی است؛ بازدارندگی نرم که اثرش گاهی از هر سلاح سخت، نافذتر است.
دیوار سفارت سابق؛ بازخوانی یک تقابل
دیوارهای سفارت سابق آمریکا در تهران، سالهاست بهعنوان نماد کلاسیک «مقاومت» شناخته میشوند اما تداوم بهروزرسانی تصاویر روی این دیوارها، نشانی از زنده بودن این تقابل دارد. ایران با استفاده از این فضای تاریخی، موفق شده است «روایت تقابل» را در حافظه جهانی زنده نگه دارد. این دیوارها، گویی مدام به جهان یادآوری میکنند که مناسبات قدرت در جهان تغییر کرده و ایران، دیگر آن بازیگری نیست که در حاشیه بماند؛ بلکه خود، تولیدکننده متن است.
خیابان؛ استودیوی جهانی تولید قدرت
در نهایت، باید گفت آنچه در تهران رخ میدهد، یک «دستاورد تمدنی» در مدیریت فضای عمومی است. در عصری که جنگها بیش از آنکه در میدانهای نبرد زمینی رخ دهند، در فضای مجازی و در ذهن مخاطبان جهانی اتفاق میافتند، تهران خیابانهایش را به «خط مقدم» تبدیل کرده است. هر تصویر، یک بیانیه رسمی است. هر بیلبورد، یک پیام دیپلماتیک.
ایران با این راهبرد، توانسته است «اقتدار بصری» خود را تثبیت کند. وقتی یک تصویر عظیم از تهران در لندن یا نیویورک به بحث گذاشته میشود، یعنی «صدا» و «تصویر» ایران، سد تحریمهای رسانهای را شکسته است. پیروزی در جنگ روایتها، یعنی همین: اینکه بتوانید بدون واسطه، «تعریف خود از قدرت» را به جهان دیکته کنید. دیوارنگارههای تهران، امروز سندی انکارناپذیر از این پیروزیاند؛ نمادی از اینکه این شهر، نه تنها در برابر هجمههای جهانی ایستاده، بلکه خود به یکی از اصلیترین «تولیدکنندگان روایت» در جهان مدرن بدل شده است. تهران، امروز نه فقط یک پایتخت، که یک «رسانه پیروز» است.