به گزارش خبرنگار جامجم، تحقیقات جنایی در این پرونده، دو سال قبل و از زمانی آغاز شد که مردی میانسال با مراجعه به پلیس، از ناپدیدشدن پسر جوانش خبر داد. بررسیهای کارآگاهان نشان داد جوان گمشده آخرین بار در منطقه یافتآباد دیده شده و پس از خرید از یک مغازه، ناپدید شده است. تلفن همراه او نیز خاموش بود و تلاشها برای پیدا کردن ردی از او به نتیجه نرسید.
کارآگاهان در ادامه با بررسی آخرین رفتوآمدهای پسر جوان و تحقیق از خانوادهاش، جستوجو برای یافتن او را ادامه دادند. یک ماه از آغاز تحقیقات گذشته بود که سرنخ تازهای پیش روی پلیس قرار گرفت. تلفن همراه پسر گمشده دوباره فعال شده بود.
تحقیقات برای شناسایی فردی که از تلفن استفاده میکرد، ادامه یافت تا اینکه خانواده پسر جوان موضوع عجیبی را به پلیس اطلاع دادند. آنها گفتند مردی تلفن همراه پسرشان را به آنها تحویل داده است.
کارآگاهان با بررسی هویت این مرد به سوابق متعدد کیفری او پی بردند. همین موضوع باعث شد فرضیه دست داشتن او در ناپدیدشدن پسر جوان قوت بگیرد و مرد که امیر نام دارد، بهعنوان متهم بازداشت شد.
امیر در جریان تحقیقات مدعی شد نقشی در ناپدیدشدن پسر جوان ندارد و تلفن همراه او را بهطور اتفاقی پیدا کرده است. او گفت هنگام رانندگی در نزدیکی گرمسار، مردی را کنار رودخانه دیده که تصور کرده بیهوش است اما پس از نزدیکشدن متوجه شده او جان باخته است. متهم مدعی شد تلفن همراهی را که کنار جسد افتاده بود، برداشته است.
تحقیقات ادامه داشت تا اینکه متهم سرانجام سکوتش را شکست و به قتل پسر جوان اعتراف کرد.
امیر در اعترافات خود گفت پسر جوان را در حالی که منتظر تاکسی بود، بهعنوان مسافر سوار خودروی پرایدش کرده است. او مدعی شد در بین راه برای خرید از خودرو پیاده شده و پس از بازگشت متوجه شده پسر جوان و تلفن همراهش نیستند.
متهم در ادامه اعتراف کرد که به دلیل آشنایی با منطقه، برای پیدا کردن پسر جوان به پاتوق معتادان رفته و او را آنجا پیدا کرده است. به گفته او، پسر جوان را به زور به سمت خودرو برده و سوار کرده است. در ادامه بین آنها درگیری رخ داده و متهم در جریان درگیری، دستش را روی گلوی پسر جوان گذاشته و فشار داده است.
امیر میگوید زمانی که به خودش آمده، متوجه مرگ پسر جوان شده و از ترس پیدا شدن جسد در تهران و دستگیری، آن را به حوالی رودخانهای در گرمسار برده و در آب رها کرده تا اثری از جنایت باقی نماند.
با اعتراف متهم و تکمیل تحقیقات در حالی که هیچ ردی از جسد به دست نیامده بود، برای امیر به اتهام قتل کیفرخواست صادر و پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در ابتدای این جلسه مادر و برادر مقتول بهعنوان اولیایدم برای متهم درخواست قصاص کردند.
سپس امیر در جایگاه ایستاد و با رد اتهامش گفت: همسرم هم دستگیر شده بود که اعتراف کردم تا او آزاد شود. نقشی در ماجرا نداشتم. در این پرونده جسدی پیدا نشده و شما مرا به اتهام قتل دستگیر کردید.
رئیس دادگاه پرسید: در خانهات کیف پول مقتول پیدا شده است. همچنین در ماشین تو آثار خونی پیدا شده که متعلق به خودت نبود. در اینباره چه میگویی؟
متهم به قتل: قبل از دستگیری درگیر شده و با مردی کارمان به زد و خورد کشید. شاید خون کشف شده در ماشین مربوط به آن مرد بوده که روی سوئیچ ماشینم پیدا شد. اگر به من قصاص دادید و بعد فهمیدید او زنده است، چه میشود؟
سپس وکیل متهم در جایگاه قرار گرفت و در دفاع از امیر گفت: موکلم تحت فشار بازجویی اعتراف کرده و پلیس آگاهی تحقیقات علمی لازم را در پرونده انجام نداده است. همچنین در دادههای آنتندهی مرد جوان و موکلم تناقضهایی دیده میشود. بهعلاوه، مرد جوان سابقه خودکشی و اعتیاد داشته و بدهکار بوده؛ از اینرو احتمال دارد طلبکارانش بلایی سرش آورده حادثه باشند.
مادر مقتول در واکنش به دفاعیات وکیل متهم اظهار داشت: اگر پسرم سابقه خودکشی یا مشکل اعصاب و روان داشته، باید سابقهای از بستری یا درمان او موجود باشد. او سیگار میکشید، اما اهل مواد مخدر نبود. آخرین بار با من تماس گرفت و گفت نیمساعت دیگر به خانه میآید و پس از آن ناپدید شد.
پس از رسیدگی به این پرونده قضات برای تصمیمگیری وارد شور شدند.