هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
به گزارش جام جم آنلاین براساس پژوهشی از مرکز تحقیقاتی «پیو»، بررسی رفتار ۹۰۰ کاربر نشان میدهد وقتی پاسخ هوش مصنوعی گوگل نمایش داده میشود، کاربران تنها در حدود یک درصد مراجعات روی منابعی که در همان پاسخ ذکر شدهاند، کلیک میکنند. همین پژوهش نشان میدهد کاربران در صفحات دارای خلاصه هوش مصنوعی در ۸ درصد مراجعات روی نتایج معمول جستوجو کلیک کردهاند، درحالیکه این رقم در صفحات بدون خلاصه هوش مصنوعی ۱۵ درصد بوده است. پس در واقع ما آرامآرام از «اینترنت جستوجو محور» به «اینترنت پاسخ محور» مهاجرت میکنیم.
سالها روند اینگونه بود؛ خبرنگار خبر و گزارش تولید میکرد، پژوهشگر مقاله منتشر میکرد، پزشک مطلب علمی و تخصصی مینوشت و نویسندگان و مؤسسات، اطلاعات تازهای به اینترنت اضافه میکردند و در نهایت موتورهای جستوجو هم مخاطب را به این مطالب میرساند.
اما حالا هوش مصنوعی این چرخه را تغییر داده است. چندین منبع را میخواند، اطلاعات آنها را کنار هم میگذارد، میخواند، فکر میکند و پاسخ نهایی را مقابل کاربر قرار میدهد. در نگاه اول میتوان گفت این اتفاق کاملاً به نفع مخاطب است؛ چون سریعتر و سادهتر به پاسخ میرسیم. اما مشخصا همینجا یک تناقض مهم وجود دارد: هوش مصنوعی برای پاسخدادن به سؤالات ما دقیقاً به همان منابعی وابسته است که انسانها تولید کردهاند، اما حالا ما را از مراجعه مستقیم به همان منابع بینیاز کرده است.
اگر مخاطب به منبع نرسد، چه کسی هزینه تولید محتوای تازه انسانها را خواهد پرداخت؟
این فقط نگرانی رسانهها و مطبوعات برای تعداد بازدید و درآمدزایی از این راه نیست. مسئله مهمتر، کیفیت دانشی است که در آینده روی اینترنت تولید خواهد شد. مؤسسه رویترز دانشگاه آکسفورد براساس نظرسنجی از ۲۸۰ مدیر رسانهای، گزارش داده است ناشران انتظار دارند ورودی رسانهها از موتورهای جستوجو طی سه سال آینده حدود ۴۳ درصد کاهش پیدا کند؛ روندی که اگر ادامه پیدا کند، مدل اقتصادی تولید محتوای انسانی را با چالشی جدی روبهرو میکند.
در نسل قبلی اینترنت، وقتی وارد صفحه یک روزنامه، دانشگاه یا وبسایت میشدیم، میدانستیم چه کسی با ما حرف میزند. میتوانستیم اعتبارش را بسنجیم، روایت دیگری را بخوانیم و در نهایت خودمان درباره آنچه دیدهایم یا خواندهایم قضاوت کنیم. اما در پاسخهای هوش مصنوعی، اطلاعات چندین منبع در یک پاسخ و صدای واحد ترکیب میشوند و مرز میان «آنچه منبع گفته» و «آنچه هوش مصنوعی نتیجهگیری کرده است» برای مخاطب روشن و قابل ارزیابی نیست.
پس اگر کار یک رسانه فقط بازنویسی مطالبی باشد که قبلاً در اینترنت منتشر شده، هوش مصنوعی همان کار را سریعتر انجام میدهد؛ اگر تمام کار ما همین باشد، مخاطب دیگر چه نیازی به ما دارد؟
پاسخ اینجاست: آنچه ارزشمند میماند، اطلاعاتی است که هنوز وجود ندارد؛ مصاحبهای که هنوز انجام نشده، گزارشی که خبرنگار هنوز باید برای تهیهاش به خیابان برود، کتابی که نویسنده باید آن را بنویسد و در نهایت، پرسشی که هنوز کسی نپرسیده است. شاید برتری اصلی انسان دقیقاً همینجا باشد: توانایی رفتن به نقطهای که هنوز دادهای برای آن وجود ندارد.
در عصر پاسخهای آماده، در عصر هوشهای مصنوعی، ارزش رسانهها بیش از گذشته در کشف آن چیزی است که هنوز نمیدانیم؛ و در پایان باید بگویم مسئله بزرگ عصر هوش مصنوعی فقط این نیست که رباتها چقدر خوب جواب میدهند؛ مسئله این است که ما چقدر به جوابهای آماده عادت خواهیم کرد. آنقدر که شاید روزی دیگر نپرسیم: این پاسخ از کجا آمده است؟ چه کسی آن را نوشته و منبع آن چیست؟
هوش مصنوعی یکی از قدیمیترین عادتهای ما در اینترنت را تغییر داده است
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین تشریح شد
جامجم آنلاین بررسی کرد
در گفتوگو با جامجم آنلاین مطرح شد