تغییر در دکترین هسته‌ای کاخ‎ سفید، آتش یک رقابت تسلیحاتی بی‌سابقه را میان واشنگتن، پکن و مسکو روشن خواهد کرد

زورآزمایی اتمی ترامپ

تاش
شبکه ان‌بی‌سی نیوز از تدوین سند محرمانه جدیدی در وزارت جنگ آمریکا خبر داد که هدف اصلی آن، تسهیل و مشروعیت‌بخشی به استفاده از سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی و کوتاه‌برد در درگیری‌های منطقه‌ای احتمالی با چین یا روسیه است.
کد خبر: ۱۵۶۱۹۴۸

براساس این گزارش، بازنگری مذکور که یکی از مهم‌ترین تغییرات در دکترین هسته‌ای واشنگتن طی چند دهه اخیر محسوب می‌شود، تحت مسئولیت البریج کلبی، معاون سیاست‌گذاری پنتاگون در حال انجام است. طرح جدید قصد دارد با ارائه گزینه‌هایی بی‌سابقه، توان بازدارندگی آمریکا را افزایش دهد؛ زیرا از نگاه طراحان آن، تهدید به حملات گسترده قاره‌پیما در منازعات محدود منطقه‌ای، اعتبار کافی را برای بازداشتن دشمنان ندارد و دست رئیس‌جمهور را در شرایط بحرانی می‌بندد. 
با‌این‌حال، پیشنهاد مذکور موجی از نگرانی‌های جدی را میان دو حزب اصلی سپهر سیاسی ایالات‎متحده یعنی دموکرات و جمهوری‌خواه در کنگره برانگیخته است. منتقدان صریحا هشدار می‌دهند که چنین رویکردی با کاهش آستانه توسل به سلاح‌های اتمی و کم‌هزینه جلوه‌دادن آنها، به‌کارگیری تسلیحات هسته‌ای را عادی‌سازی کرده و خطر وقوع یک جنگ کامل و ویرانگر جهانی در مقابل رقبای چینی-روسی را به‌شدت افزایش می‌دهد. 
 عقب‌ماندگی اتمی از اوراسیا
تکاپوی البریج کلبی برای کاهش آستانه استفاده از سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی، قمار خطرناکی است که نشان از سرخوردگی واشنگتن از ناکارآمدی بازدارندگی سنتی دارد. توجیه این بازنگری تحت عنوان «افزایش اعتبار پاسخ هسته‌ای»، در واقع چیزی جز عادی‌سازی جنگ اتمی و تلاش برای مشروعیت‌بخشی به فاجعه نیست. پنتاگون با خطای محاسباتی توهم‌آمیز تصور می‌کند می‌تواند یک نبرد اتمی محدود را مدیریت کند؛ درواقع، این رویکرد تنها به بی‌ثباتی مطلق و سلب اعتماد جهانی منجر می‌شود. 
چنین چرخش رادیکالی، نقاب از عجز عمیق و فرسایش ساختاری توان متعارف ارتش آمریکا در اداره همزمان چالش‌های ژئوپلیتیکی برمی‌دارد. واشنگتن که پس از درگیری‌های منطقه‌ای و تخلیه شدید ذخایر تسلیحاتی خود توان رقابت متعارف با نوسازی نظامی چین و قدرت موشکی روسیه را ندارد، متوسل به باج‌خواهی هسته‌ای شده است. تکیه بر سلاح‌های اتمی خرد، نه‌از روی اقتدار، بلکه اعترافی صریح به افول پایگاه صنعتی‌-دفاعی آمریکا و عجز از حفظ موازنه قدرت در شرق آسیا و اروپاست. هدف نهایی این دکترین تهاجمی، تحمیل منطق زور و هموار‌کردن مسیر ماجراجویی‌های نظامی کاخ سفید بدون واهمه از تبعات راهبردی است. با این حال، ترویج فرضیه پوچ «تنش‌زدایی از طریق تنش‌افزایی اتمی»، آخرین پایه‌های معماری کنترل تسلیحات بین‌المللی را ویران ساخته و پکن و مسکو را به مسابقه‌ای شتابان در توسعه کلاهک‌های نوظهور سوق می‌دهد؛ اقدامی جنون‌آمیز که کل جهان را بر لبه پرتگاه یک رویارویی ویرانگر تمام‌عیار قرار می‌دهد. 
 تحکیم ائتلاف نظامی مسکو و پکن
پاسخ راهبردی پکن بر «توسعه شتابان توان بازدارندگی هسته‌ای» و خروج عمل‌گرایانه از سیاست سنتی خویشتن‌داری استوار خواهد بود. چین با مشاهده کاهش آستانه اتمی آمریکا، برنامه گسترش کلاهک‌های تاکتیکی و افزایش سیلو‌های موشکی را تسریع کرده و دکترین «پاسخ سریع به‌محض هشدار» (Launch-on-Waning) را تثبیت می‌کند. این تحرک پکن، راهبرد واشنگتن برای محدود‌کردن بحران در شرق آسیا را خنثی ساخته و خطر تبدیل هرگونه منازعه منطقه‌ای در تایوان به یک نبرد اتمی تمام‌عیار را به‌کاخ سفید گوشزد می‌کند. 
مسکو در واکنش، دکترین هسته‌ای خود را بیش‌از‌پیش تهاجمی کرده و آرایش تسلیحات اتمی غیرراهبردی خود را در نقاط کلیدی ژئوپلیتیکی تقویت خواهد کرد. کرملین با تکیه بر سامانه‌های هایپرسونیک که توان عبور از پدافند‌های آمریکا را دارند، هرگونه استفاده محدود آمریکا از سلاح‌های تاکتیکی را هم‌ارز یک حمله راهبردی تلقی خواهد کرد. این رویکرد روسیه، فرضیه آمریکایی «مدیریت تنش در سطح خرد» را با خط‌قرمز «پاسخ متقابل و تمام‌عیار» مواجه کرده و چتر امنیتی ناتو در اروپا را با بحرانی نامتقارن روبه‌رو می‌سازد. در سطح هم‌افزایی، تهاجمی‌تر‌شدن دکترین هسته‌ای واشنگتن، ائتلاف راهبردی مسکو و پکن را به‌سمت «اشتراک‌گذاری اطلاعات هوشمند پدافند موشکی» و گشت‌های مشترک هسته‌ای سوق می‌دهد. این همکاری دوجانبه، منطق بازدارندگی تک‌محوره آمریکا را فروپاشیده و یک موازنه سه‌جانبه پیچیده ایجاد می‌کند که در آن هرگونه تحرک تاکتیکی پنتاگون با پاسخ زنجیره‌ای در دو جبهه شرقی و غربی مواجه می‌شود. به‎عبارت ساده، پاسخ هماهنگ چین و روسیه، سیاست جدید آمریکا را نه به ابزاری برای مهار، بلکه به عامل تسریع فروپاشی هژمونی اتمی واشنگتن بدل خواهد ساخت. 
 تنگنای امنیتی توکیو و سئول
کاهش آستانه استفاده از تسلیحات هسته‌ای تاکتیکی توسط پنتاگون، اعضای اروپایی ناتو را با کابوس تبدیل‌شدن قاره اروپا به صحنه اصلی یک جنگ اتمی محدود مواجه می‌سازد. این دکترین، اعتماد سیاسی میان واشنگتن و متحدان اروپایی را متزلزل کرده و کشور‌های هم‌مرز با روسیه را در معرض پاسخ‌های موشکی تلافی‌جویانه کرملین قرار می‌دهد. در نتیجه، شکاف میان اولویت‌های امنیتی اروپا برای حفظ ثبات و تمایل واشنگتن به ماجراجویی‌های خطرناک برای جبران ضعف متعارف خود، عمیق‌تر از هر زمان دیگری خواهد شد. 
در شرق آسیا، این تحول راهبردی توکیو و سئول را در یک منگنه امنیتی پیچیده قرار می‌دهد. اگرچه برخی محافل نظامی در ژاپن و کره جنوبی ممکن است این اقدام را تقویت ظاهری چتر بازدارندگی ارزیابی کنند، اما در واقعیت، خطر حملات پیش‌دستانه چین و کره شمالی علیه پایگاه‌های میزبان نیرو‌های آمریکایی را به‌شدت افزایش می‌دهد. این مخاطره در ژاپن به چالش‌های جدی با اصول غیرهسته‌ای منجر شده و در کره جنوبی، فشار گروه‌های داخلی را برای خروج از پیمان منع گسترش‎ سلاح‎های هسته‌ای (NPT) و دستیابی به سلاح اتمی بومی دوچندان می‌سازد. در سطح کلان ژئوپلیتیک، این دکترین به‌جای تحکیم ائتلاف‌ها، فرآیند «جدایی راهبردی» (Decoupling) میان آمریکا و متحدانش را سرعت می‌بخشد. متحدان منطقه‌ای دریافتند که واشنگتن تمایل دارد برای حفظ هژمونی خود، جغرافیای آنها را به خط مقدم نبرد اتمی بدل کند، در حالی که خاک اصلی ایالات متحده از گزند مستقیم در امان بماند. این بی‌اعتمادی بنیادین، اعتبار پیمان‌های امنیتی دوجمعیتی را تخریب کرده و متحدان را به‌سمت خوداتکایی تسلیحاتی یا اتخاذ سیاست‌های موازنه مستقل سوق خواهد داد. 

موازنه وحشت در عصر سه‌قطبی
با تشدید رقابت‌های هسته‎ای، لازم است که واکاوی‌ای در جزئیات زرادخانه رقبای جهانی انجام دهیم تا ابعاد عظیم این موازنه را بهتر درک کنیم. روسیه با دارا‌بودن نزدیک به ۵۴۵۰ کلاهک هسته‌ای، حدود ۱۷۰۰ کلاهک مستقر روی حامل‌ها و اتکا به موشک‌های سنگین قاره‌پیمای «سارمات»، «یارس» و زیردریایی‌های کلاس «بوری»، بزرگ‌ترین زرادخانه جهان را در اختیار دارد؛ در مقابل، پنتاگون با حدود ۵۲۰۰ کلاهک شامل ۱۷۰۰ کلاهک فعال روی موشک‌های «مینت‌من ۳»، زیردریایی‌های «اوهایو» مجهز به «تریدنت ۲» و بمب‌افکن‌های «بی-۲» و «بی-۵۲» را نگهداری می‌کند. همزمان، چین با جهشی بی‌سابقه شمار کلاهک‌های خود را به مرز ۶۰۰ عدد رسانده و با شتاب به سمت هدف ۱۰۰۰ کلاهک تا سال ۲۰۳۰ حرکت می‌کند که با تکیه بر موشک‌های قاره‌پیمای «دانگ‌فنگ-۴۱»، زیردریایی‌های «تایپ ۰۹۴» و کلاهک‌های هایپرسونیک «DF-۱۷»، سه‌گانه هسته‌ای خود را کامل کرده است.

newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها