آنچه هماکنون در جریان است، صرفا گفتوگوهای دوجانبه میان جمهوری اسلامی ایران و عمان درراستای تعیین مسیر مورد توافق است و هیچ واسطهای در این گفتوگوها حضور فیزیکی ندارد؛ بنابراین طرح موضوع مذاکره با آمریکا بهعنوان پیوست ادعای عملیات نظامی، در زمره اقدامات فریبکارانه و عملیات روانی دولت ترامپ جای میگیرد.
در تحلیل چرایی اتخاذ چنین رویکردی از سوی دشمن باید به این نکته توجه داشت که نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران در مقاطع گذشته، توانمندی و قاطعیت خود را در پاسخ به اقدامات خصمانه به اثبات رساندهاند. تجربه پاسخ گسترده به اقدامات متجاوزانه دشمن و انهدام تجهیزات پیشرفته آنها پیامی روشن از اقتدار و تسلیمناپذیری به طرف مقابل مخابره کرده است. امروز دشمن نهتنها این توانمندیهای هجومی را به وضوح مشاهده میکند بلکه از سوی کارشناسان و مشاوران خود نیز هشدار دریافت میکند که ذخایر سامانههای پدافندی «پاتریوت» و «تاد» ایالات متحده به کمتر از یکسوم تقلیل یافته است. این کسری مهمات بهمعنای آن است که اگر آمریکا عملیات جدیدی را آغاز کند، در صورت عدم رهگیری موشکها و پهپادهای ایران، اهداف عملیاتی جمهوری اسلامی محقق خواهد شد؛ و اگر بخواهد به رهگیری بپردازد ذخایر لازم را در اختیار ندارد. نکته حائز اهمیت این که ایالات متحده بهدلیل درگیریهای احتمالی در سایر جبههها و تهدیدات علیه کشورهایی نظیر چین، روسیه و کره شمالی، قادر به شارژ مجدد و جبران این کسریهای پدافندی نیست و تامین آن دست کم به سه سال زمان نیاز دارد.
با تکیه بر این واقعیتهای فنی و نظامی روشن است که ادعای عملیات گسترده و جابهجایی تجهیزاتی نظیر هواپیماهای سوخترسان، رادارهای پرنده و ناوهای هواپیمابر، صرفا یک عملیات روانی با هدف ایجاد هراس و وادار ساختن جمهوری اسلامی به تن دادن به مذاکرهای جدید برای تغییر مفاد توافق ۱۴مادهای است. درواقع ترامپ بهدنبال بهانهای برای توجیه تغییر وضعیت نیروهای خود در قطر و بحرین بود چراکه این نیروها کاملا در تیررس توانمندیهای هجومی ایران قرار دارند. خروج این نیروها در شرایط عادی به منزله شکست و عقبنشینی مفتضحانه تلقی میشد، اما با ایجاد فضای کاذب عملیات نظامی، این خروج بهعنوان یک اقدام پیشگیرانه جلوه داده شد تا از فشارهای داخلی در ایالات متحده جلوگیری شود.
در نهایت واقعیت میدانی این است که دولت ترامپ در باتلاقی عمیق گرفتار شده است. جمهوری اسلامی ایران با بهروزرسانی مداوم بانک اطلاعات اهداف و زیرساختهای استراتژیک، آمادگی کامل برای پاسخ کوبنده را دارد؛ پاسخی که منجر به خروج متحدان منطقهای آمریکا و بحران در بازار انرژی خواهد شد و عملیات تنگه هرمز را نیز به شکلی اجتنابناپذیر قفل خواهد کرد. با استناد به درایت موجود، تنها مسیر خروج دشمن از این مخمصه، دست کشیدن از توهمات و پایبندی تمامعیار به اجرای مفاد تفاهمنامه ۱۴مادهای است. جمهوری اسلامی ایران همواره نشان داده فریب توافقهای ناقص، دست و پاشکسته یا تاکتیکهای فریبکارانه را نخواهد خورد و تنها راه برونرفت، ارادهای واقعی برای اجرای دقیق تعهدات است.
در گفتوگو با کارگردان «افسانه سپهر» مطرح شد: