جنگ‌افزار اینترنشنال

اردشیر زابلی‌زاده - عضو هیأت‌علمی دانشگاه صداوسیما
کد خبر: ۱۵۶۰۳۶۸
نویسنده دکتر اردشیر زابلی‌زاده - عضو هیأت علمی دانشگاه صداوسیما
گاهی یک گلوله تنها یک نفر را هدف می‌گیرد اما یک روایت می‌تواند ذهن یک ملت را نشانه بگیرد. در جنگ‌های امروز، دیگر اولین حمله از آسمان آغاز نمی‌شود؛ از ذهن آغاز می‌شود. پیش از آن‌که از هواپیما موشکی شلیک شود، روایت‌ها شلیک می‌شوند، پیش از آن‌که شهری ویران شود، اعتماد عمومی هدف قرار می‌گیرد و پیش از آن‌که ارتشی وارد میدان شود، رسانه‌ها میدان را آماده می‌کنند. 
به همین دلیل است که در اسناد جنگ ‌شناختی ناتو و دکترین عملیات اطلاعاتی وزارت دفاع آمریکا، رسانه صرفا وسیله انتقال خبر نیست بلکه بخشی از سامانه قدرت برای شکل‌دهی به ادراک، تصمیم و رفتار ملت‌هاست. هدف نهایی این جنگ، اشغال سرزمین نیست؛ اشغال ذهن انسان‌هاست. 
در چنین چارچوبی، پرسش درباره عملکرد شبکه‌هایی مانند اینترنشنال دیگر یک بحث رسانه‌ای صرف نیست بلکه یک پرسش راهبردی است: آیا این شبکه صرفا خبر را روایت می‌کند یا خود به یکی از بازیگران جنگ‌ شناختی علیه افکار عمومی ایران تبدیل شده است؟ پاسخ به این پرسش، از ساختار مالی این شبکه آغاز می‌شود. 
براساس گزارش فایننشال تایمز و اسناد رسمی ثبت شرکت‌ها، شرکت مادر اینترنشنال (Volant Media UK) طی پنج سال منتهی به دسامبر ۲۰۲۴ بیش از ۴۱۰میلیون پوند زیان انباشته ثبت کرده است. بخش عمده این زیان نیز از طریق تبدیل بدهی به سهام جبران شده و مالکیت شرکت به Info-Cast Cayman Limited منتقل شده است؛ شرکتی که مدیر آن با Saudi Research and Media Group (SRMG) ارتباط مدیریتی دارد. 
مدیران اینترنشنال دریافت هرگونه حمایت دولتی را رد می‌کنند اما پرسش همچنان پابرجاست: رسانه‌ای که صدها میلیون پوند زیان می‌دهد و همچنان بدون دغدغه اقتصادی به فعالیت ادامه می‌دهد، آیا صرفا یک بنگاه رسانه‌ای است یا بخشی از یک پروژه راهبردی؟ این پرسش، نقطه ورود به فهم مأموریت این شبکه است. 
جنگ شناختی الزاما با انتشار خبر دروغ آغاز نمی‌شود. گاه همه اطلاعات درستند اما در کنار هم، تصویری نادرست می‌سازند. نمونه روشن آن، روایت اخیر اینترنشنال با عنوان «موشک یا معیشت» است. 
در این روایت، امنیت ملی و رفاه اقتصادی به‌گونه‌ای تصویر می‌شوند که گویی جامعه ناچار است یکی را قربانی دیگری کند اما این همان دوگانه کاذب است. یکی از شناخته‌شده‌ترین تکنیک‌های اقناع در ارتباطات و عملیات روانی. پرسش واقعی هیچ دولت و هیچ نظام حکمرانی این نیست که امنیت یا توسعه؟ پرسش واقعی این است: چگونه امنیت و توسعه را همزمان تامین کنیم؟ 
اما روایت اینترنشنال، مسأله را از سطح مدیریت به سطح نفی بازدارندگی منتقل می‌کند. اگر این روایت را از متن جدا کنیم، ممکن است تنها یک گزارش رسانه‌ای به‌نظر برسد اما اگر آن را در امتداد تاریخ قرار دهیم، الگو آشکار می‌شود. 
در دهه‌های گذشته نیز بارها تلاش شده میان مؤلفه‌های قدرت ملی و مطالبات اجتماعی، شکافی مصنوعی ایجاد شود. از روایت‌های دوران جنگ تحمیلی گرفته تا فشارهای تحریمی، پروژه‌های مشروعیت‌زدایی و عملیات رسانه‌ای همزمان با بحران‌های امنیتی. 
الگو ثابت است. ابتدا تهدید حذف می‌شود، سپس ابزار دفاعی زیر سوال می‌رود. آنگاه سرمایه اجتماعی تضعیف می‌شود و در نهایت اراده ملی هدف قرار می‌گیرد. آنچه تغییر می‌کند، فقط نام رسانه و شکل روایت است. اینترنشنال در چارچوب «وارونه‌سازی روایت» می‌پرسد: موشک یا معیشت؟ 
اما شاید باید پرسش دیگری مطرح کرد: اگر امنیت ارزش هزینه کردن ندارد، چرا تقریبا همه قدرت‌های جهان، از آمریکا و چین گرفته تا عربستان، ترکیه و رژیم صهیونیستی، هر سال میلیاردها دلار برای توان دفاعی خود هزینه می‌کنند؟ چرا همان کشورهایی که از کاهش توان دفاعی دیگران سخن می‌گویند، خود بزرگ‌ترین صادرکنندگان سلاح جهان هستند؟ اگر امنیت، هزینه‌ای اضافی است، چرا هیچ قدرتی حاضر نیست از آن صرف‌نظر کند؟ 
این پرسش‌ها، روایت را وارونه می‌کنند و نشان می‌دهند مسأله اصل امنیت نیست بلکه امنیت کشوری است که قرار است در محاسبات منطقه‌ای تضعیف شود. در عملیات شناختی مهم‌ترین هدف، تغییر محاسبات ذهنی مردم است. برای رسیدن به این هدف لازم نیست خبر جعلی تولید شود. کافی است زمینه حذف شود، مقایسه‌ها ناقص باشد، علت‌ها ساده‌سازی شوند و احساس جای تحلیل را بگیرد. 
به همین دلیل است که در روایت موشک یا معیشت، از بیمارستان، آموزش، محیط زیست و رفاه سخن گفته می‌شود اما از محیط امنیتی منطقه، مسابقه تسلیحاتی غرب آسیا، تجربه جنگ تحمیلی، حملات مستقیم به خاک و شهید نمودن فرماندهان ایران و بودجه‌های نظامی کشورهای منطقه خبری نیست. وقتی زمینه حذف می‌شود، نتیجه نیز از پیش تعیین شده است. 
این موضوع صرفا درباره یک شبکه فارسی‌زبان یا حتی ایران نیست. در جهان امروز، رسانه به یکی از مهم‌ترین ابزارهای اعمال قدرت تبدیل شده است. قدرت‌های بزرگ، همان‌گونه که از تحریم اقتصادی، فشار سیاسی و قدرت نظامی استفاده می‌کنند، از روایت نیز به‌عنوان سلاح بهره می‌گیرند. 
در چنین شرایطی، جنگ روایت‌ها به بخشی از رقابت ژئوپلیتیکی تبدیل شده است؛ رقابتی که هدف آن تغییر ادراک ملت‌ها پیش از تغییر واقعیت‌های میدانی است. 
در چنین میدان پیچیده‌ای، بزرگ‌ترین خطای رسانه‌های داخلی آن است که صرفا به تکذیب یا واکنش خبری بسنده کنند. در جنگ شناختی، پاسخ روایت، ضدروایت نیست؛ روایت برتر است. رسانه‌های داخلی باید پیش از آن‌که روایت رقیب در ذهن مخاطب تثبیت شود، با تبیین، زمینه‌سازی، ارائه داده‌های معتبر، مقایسه‌های منصفانه و تحلیل‌های عمیق، چارچوب ذهنی مخاطب را شکل دهند. اگر رسانه‌های داخلی روایت درست خود را دیر بسازند، دیگران با روایت جعلی ذهن مخاطب را پیش از آنان اشغال خواهند کرد. 
اینترنشنال را نمی‌توان صرفا با معیارهای کلاسیک روزنامه‌نگاری تحلیل کرد. هنگامی که یک رسانه به‌طور مستمر از چارچوب‌بندی گزینشی، دوگانه‌سازی کاذب، حذف زمینه، مدیریت ادراک، برجسته‌سازی شکاف‌های اجتماعی و جهت‌دهی به محاسبات ذهنی مخاطب بهره می‌گیرد، بررسی آن در چارچوب جنگ شناختی و عملیات اطلاعاتی، نه یک انتخاب بلکه یک ضرورت علمی است. 
در عصر جنگ شناختی، قدرتمندترین سلاح، نه آن چیزی است که شهرها را ویران می‌کند بلکه آن چیزی است که ذهن ملت‌ها را بازطراحی می‌کند. ملتی که روایت خود را دیر بسازد، ناگزیر در روایت دیگران زندگی خواهد کرد. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها