جام جم آنلاین – آن روزهایی که والیبال ایران با جمعی از طلاییترین ستارههای تاریخ این رشته در کشور مقابل بزرگان دنیا قد علم میکرد اصلا تصور نمیشد که یک روزی این سوال به وجود بیاید: ایران سقوط میکند یا در لیگ ملتها میماند؟
هم سقوط، هم صعود!
تیم ملی والیبال ایران شرایط کاملا عجیبی دارد. هم احتمال سقوط از لیگ ملتها وجود دارد و هم احتمال صعود به جمع هشت تیم پایانی.
شاگردان روبرتو پیاتزا نهتنها خطر سقوط از لیگ ملتها را بالای سر خود میبینند بلکه در صورت ثبت نتایجی ایدهآل همچنان شانس حضور در جمع هفت تیم برتر و صعود به مرحله نهایی را نیز دارند، اتفاقی که نشان میدهد فاصله میان موفقیت و ناکامی برای والیبال ایران تنها چهار مسابقه است.
فراتر از مسابقه
هفته سوم لیگ ملتهای والیبال برای تیم ملی ایران چیزی فراتر از چهار مسابقه عادی است. این هفته میتواند پایان یک کابوس باشد یا آغاز بحرانی بزرگتر. ایران پس از دو هفته نخست مسابقات تنها دو پیروزی و شش شکست در کارنامه خود ثبت کرده و با این نتایج در رده چهاردهم جدول ۱۸ تیمی قرار گرفته است. جایگاهی که نه آرامش حضور در میانه جدول را دارد و نه فاصلهای مطمئن با منطقه سقوط ایجاد کرده است. به همین دلیل هر مسابقه هفته سوم حکم یک فینال را برای شاگردان روبرتو پیاتزا خواهد داشت.
شرایط جدول به گونهای است که پایینتر از ایران تنها چهار تیم آرژانتین، کانادا، چین و کوبا قرار دارند. البته چین به دلیل میزبانی رقابتهای لیگ ملتها از سقوط مصون است و حتی اگر در قعر جدول قرار بگیرد جایگاه خود را حفظ خواهد کرد؛ بنابراین رقابت برای فرار از سقوط عملاً میان ایران، آرژانتین، کانادا و کوبا شکل گرفته است. از طرف دیگر اختلاف امتیازی تیمها در میانه جدول بسیار اندک است و همین موضوع باعث شده هر برد یا هر شکست بتواند چندین پله جابهجایی در جدول ایجاد کند.
تیم ایران؛ متفاوت و متضاد
ایران در هفته سوم باید برابر اوکراین، آلمان، اسلوونی و ترکیه به میدان برود، چهار مسابقهای که هر کدام اهمیت فوقالعادهای دارند. شاید روی کاغذ اسلوونی سختترین حریف ایران باشد، اما در لیگ ملتها بارها ثابت شده هیچ مسابقهای از قبل قابل پیشبینی نیست. اوکراین تیمی جنگنده و باانگیزه است، آلمان از نظم تاکتیکی بالایی برخوردار است و ترکیه نیز در سالهای اخیر پیشرفت قابل توجهی داشته است؛ بنابراین ایران برای کسب پیروزی باید بهترین نمایش خود را ارائه کند.
بررسی همه احتمالات
سناریوهای پیش روی ایران کاملاً متفاوت و حتی متضاد هستند. اگر ملیپوشان بتوانند حداقل دو پیروزی از چهار مسابقه هفته سوم کسب کنند تا حد زیادی از خطر سقوط فاصله خواهند گرفت و میتوانند با خیال راحت لیگ ملتها را به پایان برسانند. اما اگر عملکرد تیم فراتر از انتظار باشد و ایران هر چهار مسابقه خود را با پیروزی پشت سر بگذارد احتمال زیادی وجود دارد که با توجه به نتایج سایر رقبا، به جمع هفت تیم برتر جدول راه پیدا کند و سهمیه حضور در مرحله نهایی لیگ ملتها را نیز به دست آورد. این یعنی تیمی که امروز در رده چهاردهم قرار دارد، هنوز میتواند رؤیای صعود را در سر داشته باشد.
در سوی دیگر، اما خطری بزرگ نیز وجود دارد. اگر ایران هفته سوم را با چهار شکست پشت سر بگذارد احتمال سقوط به سطح پایینتر لیگ ملتها بسیار زیاد خواهد شد. در چنین شرایطی ایران باید امیدوار باشد رقبای مستقیمش نیز امتیاز از دست بدهند، اتفاقی که کنترل آن دیگر در اختیار شاگردان پیاتزا نیست. به همین دلیل سرنوشت والیبال ایران بیش از هر زمان دیگری به عملکرد خودش وابسته است.
جدول عجیب لیگ ملتها
همین نزدیکی امتیازات در جدول، لیگ ملتهای امسال را به یکی از عجیبترین دورههای این مسابقات تبدیل کرده است. فاصله تیم چهاردهم با تیمهای بالای جدول آنقدر کم است که هنوز امکان صعود وجود دارد و در عین حال فاصله با قعر جدول نیز به اندازهای نیست که خیال هیچ تیمی راحت باشد. به همین دلیل شاید بتوان گفت هیچ تیمی به اندازه ایران نماد این شرایط عجیب نیست؛ تیمی که هم احتمال سقوط دارد و هم شانس صعود.
این وضعیت البته تنها به نتایج هشت مسابقه نخست محدود نمیشود. والیبال ایران طی سالهای اخیر روندی نزولی را تجربه کرده است. نسلی که با ستارههایی مانند سعید معروف، محمد موسوی، شهرام محمودی، فرهاد قائمی، میلاد عبادیپور، امیر غفور و دیگر چهرههای شاخص سالها جزو قدرتهای برتر بود به تدریج از تیم ملی فاصله گرفت، اما برنامهریزی مناسبی برای جانشینپروری انجام نشد. نتیجه آن شد که امروز تیم ملی از نظر تجربه، ثبات و کیفیت فنی فاصله محسوسی با سالهای اوج خود دارد.
تغییرات پیاپی کادر فنی، نبود برنامه بلندمدت، ضعف در مسابقات پایه، کاهش کیفیت لیگ داخلی و مشکلات مدیریتی نیز در افت والیبال ایران بیتأثیر نبودهاند. تیمی که زمانی مدعی شکست قدرتهای بزرگ دنیا بود حالا برای حفظ سهمیه خود در لیگ ملتها میجنگد. این تغییر جایگاه زنگ خطری جدی برای والیبال ایران است.
هفته سوم لیگ ملتها فقط چهار مسابقه نیست آزمونی برای سنجش آینده والیبال ایران است. اگر ملیپوشان بتوانند از این بحران عبور کنند هنوز امید به بازسازی و بازگشت وجود دارد. اما اگر کار به سقوط از لیگ ملتها برسد، باید پذیرفت که مشکلات والیبال ایران عمیقتر از آن چیزی است که تنها با تغییر یک سرمربی یا چند بازیکن برطرف شود. شاید مهمترین سؤال امروز این نباشد که ایران سقوط میکند یا صعود بلکه این باشد که چگونه والیبالی که روزی جزو قدرتهای اول جهان بود امروز به جایی رسیده که برای بقا میجنگد.
فاصله میان سقوط و فراموشی بسیار کمتر از آن چیزی است که تصور میشود.