
با انجام بیش از ۱۶ هزار عمل پیوند در مرکز شیراز و ثبت رکورد ۴۳.۵ اهداکننده به ازای هر میلیون نفر در این استان، ایران از جایگاه علمی و تخصصی بالایی برخوردار است. با این حال، آمارها نشان میدهد که با وجود این پیشرفتها، هنوز فاصله زیادی میان تعداد اهداکنندگان و بیماران نیازمند پیوند وجود دارد. در حالی که بیش از ۲۵ هزار بیمار در فهرست انتظار پیوند در کشور قرار دارند، روزانه بین ۷ تا ۱۰ نفر از این بیماران به دلیل نرسیدن عضو مناسب جان خود را از دستمیدهند.
پیشتازی در منطقه و رشد چشمگیر آمار
آمارها نشان از رشد قابل توجه اهدای عضو در ایران طی سالهای اخیر دارد. نرخ اهدای عضو از ۷.۸ نفر به ازای هر میلیون نفر جمعیت سال ۱۳۹۹ به ۱۲.۲نفر سال ۱۴۰۱ رسیده و تعداد اهداکنندگان از ۶۴۵ مورد به ۱۰۱۶ مورد افزایش یافته است. این موفقیت، ایران را در جایگاه نخست آسیا از نظر نرخ اهدای عضو قرار داده است. همچنین، مراکز درمانی کشور مانند بیمارستان امام خمینی تهران با انجام دو هزارمین عمل پیوند کبد، جایگاه خود را بهعنوان یکی از قطبهای پیشرو در غرب آسیا تثبیت کردهاند. این دستاوردها در حالی به دست آمده که سیستم درمانی کشور حتی در دوران تحریمها و فشارهای خارجی، توانسته است خدمات خود را بهصورت بیوقفه ادامه دهد.
چالش رضایت خانوادهها
با وجود پیشرفتهای پزشکی، اصلیترین مانع بر سر راه اهدای عضو در ایران، جلب رضایت خانوادههای بیماران مرگمغزی است. تحقیقات نشان میدهد که از هر صد بیمار مرگ مغزی که شرایط اهدا را دارند، تنها در حدود ۳۲درصد موارد، خانوادهها رضایت میدهند و در نهایت حدود ۵۰درصد از بیماران واجد شرایط به اهداکننده واقعی تبدیل میشوند. این موضوع در حالی است که بیش از ۵۰ کشور ازجمله ایران، رضایت خانواده را برای اهدای عضو الزامیمیدانند.
چالشهای ساختاری و فرهنگی
فراتر از موانع قانونی، مجموعهای از چالشهای ساختاری و فرهنگی نیز روند اهدای عضو را با اختلال مواجه کرده است.
یک مطالعه کیفی در شمال غرب کشور، چالشهای سازمانی را در پنج دسته اصلی شناسایی کرده است: کمبود منابع، توسعه فرهنگی ناکافی، متخصصانی که فرصتها را از دست میدهند، حساسیت سازمانی پایین و نیروی انسانی مستهلک. به عبارت دیگر، نه تنها زیرساختها و بودجه کافی نیست، بلکه فرهنگسازی ناقص و حتی عملکرد برخی متخصصان نیز در کاهش نرخ اهدا مؤثر است.
مطالعهای دیگر در جنوب شرق ایران نشان میدهد که با وجود تمایل ۶۷درصدی مردم به اهدای عضو، دانش آنها در این زمینه بسیار پایین است. بهعنوان مثال، ۹۵.۵درصد از شرکتکنندگان، نظر مراجع تقلید در مورد اهدای عضو را به درستی نمیدانستند و تنها ۹.۵درصد از آنها میدانستند که اهدا از افراد زنده و بیماران مرگ مغزی هر دو ممکن است. رسانهملی بهعنوان اصلیترین منبع اطلاعاتی مردم شناخته شده است اما این اطلاعات برای تبدیل تمایل به عمل کافی نبوده و کمتر از ۲۰درصد از افراد مایل، کارت اهدای عضو دریافت کردهاند. ترس از عمل جراحی، انگ اجتماعی و باورهای فرهنگی نادرست، از دیگر موانع اصلی هستند.
چه باید کرد؟
کارشناسان معتقدند برای عبور از وضعیت کنونی، نیاز به یک عزم ملی و برنامهریزی چندوجهی است. به کارگیری اصول «بازاریابی اجتماعی» میتواند با شناسایی گروههای هدف و نقاط تماس کلیدی با خانوادهها، در تغییر نگرش و افزایش اعتماد مؤثر باشد. همچنین، اصلاح قوانین برای کاهش اختیار وتوی خانوادهها در مواردی که فرد وصیت کرده است و هماهنگسازی آن با مبانی فقهی، میتواند گرهگشا باشد.
علاوه بر این، با توجه به تأثیر بالای تحصیلات و جنسیت بر تمایل به اهدا (زنان و افراد با تحصیلات بالاتر تمایل بیشتری دارند)، برنامههای آموزشی هدفمند از طریق مراکز بهداشتی میتواند مؤثر واقع شود. تجربه موفق استان فارس با نرخ ۴۳.۵ اهداکننده در میلیون (بیش از سه برابر میانگین کشوری) نشان میدهد که با فرهنگسازی و مدیریت صحیح، میتوان بر موانع موجود فائقآمد.