مذاکره راهبرد و هدف نیست،  فن و ابزار است

فرهاد زیویار
قطعا برای بیرون کردن دشمن از منطقه و تثبیت دستآوردهای دفاع مقتدرانه و جنگ،مذاکره هم ضروری می‌نماید.
کد خبر: ۱۵۵۸۶۸۵
نویسنده فرهاد زیویار عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
برای هر عقل سلیمی پر واضح است که در مقابل دشمن غاصب و جنایتکار ، جنگیدن و مقاومت کردن یک اصل اساسی است.
 
 در چنین وضعیتی پیروزی های رزمندگان و تاب آوری و مقاومت مردمی هیچ بدیلی نخواهد داشت و مذاکره بر وزن معامله کردن و بده و بستان هیچ معنایی پیدا نمیکند.
دشمن متعرض امنیت و خانه شما شده است.
 در چنین وضعیتی باید برای دشمن شرط گذاری کرد به همان سبک و سیاقی که رهبر دوراندیش مان متذکر شدند مذاکره کنندگان هم باید در طریق این شرط گذاری ها گام بردارند ، به اسم مذاکره نباید برای دشمن فرصت ایجاد کرد تا دیپلماسی به ابزاری  برای فرار و خروج از شرایطی که به آن دچار شده و در آن احساس ضعف و شکست و آشفتگی میکند مبدل شود.
 
وقتی همه توطئه های فتنه انگیزانه و نقشه های جنگی دشمن در جبهه داخلی و میدان جنگ به بن‌بست رسیده ، چرا باید به او فرصت نفس کشیدن داده شود؟
 چرا باید فتنه و جنگی که ابتکار عمل آن با مقاومت و حضور مردم در خیابان و قطع شریان های حیاتی دشمن با بستن تنگه هرمز در میدان جنگ توسط رزمندگان، معادلات منطقه و جهان را تحت تاثیر قرار داده است، در نامناسب‌ترین زمان، با ثمن بخس  و با خام اندیشی و هدف مذاکره متوفف شود و طرف مقابل فرصت بازسازی، جابه‌جایی نیرو و تجهیزات، ترمیم ائتلاف‌ها و طراحی سناریوهای جدید پیدا کند!؟
 
دستاوردهایی که در میدان و با مقاومت به دست آمده‌اند،حتما برای گام های بعدی تثبیت لازم دارند اگر  هم مذاکره ای در میان باشد نباید روی میز مذاکره با چانه زنی به معامله گذاشته شوند، قطعا دشمن  غاصب و جنایتکار در این معامله نه تنها چیزی کف دست شما نخواهد گذاشت بلکه شما را بدهکار هم خواهد کرد.
در معنای علوم انسانی ، غصب و جنایت نوعی از جنون است که حقوق و مرزهای طبیعت انسانی و عقل را زیر پای می‌‌گذراد.
 
در حین انجام دو دور مذاکره خام اندیشانه ترور و به شهادت رساندن فرماندهان رشید کشور، تعرض بی دلیل به خاک کشور، قصاص ترور ناجوانمردانه امام شهید، کشتار کودکان بی گناه و مردم مظلوم ،قتل عام ناوبران و سربازان بی دفاع در وسط اقیانوس هند موضوعاتی بود که در حین این پیروزی ها می‌توانست طلبکارانه در دستور کار مذاکره قرار داده شوند.
مذاکره باید برای یادآوری و طلب خسارت ها مورد استفاده قرار گیرد نه پیروزی ها و  دستاوردها.
 تیم  دست اندرکاران جنایتکار  آمریکا در شرایط فعلی تا وارد آمدن و تحمیل یک شکست راهبردی فاصله چندانی نداشت و ندارد نباید این فرصت ذیقیمت به آنها داده میشد توقف بی موقع و زودهنگام میدان و چیدن این میوه کال پیروزی با هدف و پشتوانه و ابزار مذاکره ، تا حدودی این موقعیت مغتنم را گرفت و به طرف مقابل  داد تا شکست میدانی خود را به فرصتی برای طراحی اقدامات جدید علیه ایران تبدیل کند.
 
میدان و خیابان ابزار نیستند که در جلسات و هر وقت دلمان خواست در مورد بود و نبود آنها اظهار نظر کنیم پشتوانه هایی راهبردی هستند که ماحصل سال ها مبارزه،شهادت ها و ایثارگری ها و خون دل خوردن امام و امت به شمار میروند. نباید مبدل به ابزار برای رسیدن به مذاکرات خام اندیشانه شوند.
 تا جایی که در متون و درس های علم سیاست قابل خواندن است دیپلماسی و مذاکره یک مهارت و فن است که در منازعات و بحران‌ها، زمانی معنا پیدا میکند که در خدمت تثبیت دستاوردهای میدان و مقاومت ( حمایت ها و همراهی های مردمی )باشد.
 
علی ایحال شاید تق و لق بودن این تفاهم نامه به خاطر اشتباه راهبردی دست اندرکاران و تیم مذاکره کننده به دلایل زیر باشد :
۱-اتکا صرف به فن مذاکره
۲- نگرش غلط در خوش بینی صرف به امضا ها و توافقات و همراه شدن با مناسبات و نهادمندی نظام بین الملل است.
در زمان جنگ و منازعه دیپلمات ها باید بجای اعتماد و اتکای راهبردی به فوت و فن مذاکره و  توافقات و امضاها و نهادمندی پوچ نظام بین الملل ، مستظهر به ایثارگری ها، شهادت طلبی و پشتیبانی رزمندگان در میدان نبرد و همراهی و مقاومت مردم باشند.
پس تفاهم نامه و  مذاکره راهبرد ، هدف و نقطه اتکا نمیتواند باشد فن و ابزار است.
 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها