لزوم اصلاح تحلیل  درباره مواجهه با ترامپ

ایزدی
یکی از خطاهای رایج در تحلیل تحولات اخیر، این است که تصور می‌شود رفتار آمریکا و اسرائیل واکنشی، مقطعی و قابل تغییر از طریق امتیازدهی سیاسی است‌؛ در حالی که شواهد نشان می‌دهد آنچه در برابر ایران قرار دارد، یک طراحی راهبردی چهار ساله است که از ابتدای دولت ترامپ آغاز شده و همچنان در حال اجراست. در چنین طراحی‌ای، برای هر مرحله سناریوهای مختلفی پیش‌بینی شده است. طراحان این پروژه، در هر گام بررسی می‌کنند کدام سناریو محقق شده و سپس اقدامات بعدی خود را با همان شرایط تطبیق می‌دهند‌ اما اصل راهبرد تغییر نکرده است. برخی اهداف کوتاه‌مدت این پروژه، از‌جمله ترور رهبری، فرماندهان نظامی، دانشمندان، برخی شخصیت‌های سیاسی، کشته‌شدن هزاران غیرنظامی و حمله به زیرساخت‌های کشور، تا حد زیادی محقق شده اما اهداف بلندمدت آن همچنان پابرجاست. 
کد خبر: ۱۵۵۸۵۶۵
نویسنده دکتر فؤاد ایزدی | کارشناس ارشد مسائل آمریکا
 
این اهداف بلندمدت را باید در تصاحب منابع انرژی ایران، تجزیه کشور و ایجاد سلطه آمریکایی ــ اسرائیلی بر منطقه جست‌وجو کرد. از این‌رو، هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که آمریکا از این سیاست عقب‌نشینی کرده یا قصد تغییر آن را داشته باشد. 
اگر این واقعیت به‌درستی درک نشود و همچنان این تصور وجود داشته باشد که می‌توان با امتیازدهی، طرف مقابل را از ادامه سیاست‌های خصمانه منصرف کرد، کشور با چالش‌های جدی‌تری روبه‌رو خواهد شد. مشکل اصلی نیز از همین نقطه آغاز می‌شود‌؛ زیرا هنوز در داخل کشور جریانی وجود دارد که راه‌حل مسائل را در دادن امتیاز می‌بیند و بر همین اساس، تجربه‌های گذشته را نادیده می‌گیرد. تا زمانی که این نوع تحلیل در مراکز تصمیم‌گیری اثرگذار باشد، اصلاح مسیر دشوار خواهد بود‌؛ چراکه ابتدا باید مسأله را درست شناخت. اگر تحلیل با واقعیت منطبق نباشد، راه‌حل نیز نادرست خواهد بود. از منظر راهبردی، طرف مقابل هنوز پرونده ایران را مختومه نمی‌داند. بخشی از اهداف اقتصادی خود را نیز محقق کرده است. کاهش قیمت نفت، رفع بخشی از نگرانی‌های مربوط به ذخایر انرژی و باز ماندن تنگه هرمز، همگی در راستای منافع او ارزیابی می‌شوند. در مقابل، برخی تعهدات و وعده‌هایی که در قالب تفاهم‌نامه‌ها مطرح شده، از ابتدا نیز قرار نبوده اجرایی شوند و بیشتر ابزاری برای تحقق اهداف راهبردی آمریکا بوده‌اند. در چنین شرایطی، طبیعی است که گزینه حمله نظامی همچنان روی میز باقی بماند. اعلام دوباره ترامپ درباره ادامه حملات نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. به نظر می‌رسد یکی از خطاهای راهبردی، آن بود که پس از نخستین موارد نقض توافق از سوی آمریکا، واکنش متناسب و بازدارنده‌ای نشان داده نشد. حتی اگر فرض شود که کشور در مقطعی با محدودیت‌های نظامی مواجه بوده است ــ فرضی که هم مقامات نظامی ایران و هم برخی نهادهای اطلاعاتی غربی آن را رد کرده‌اند ــ باز هم ضرورتی برای اقداماتی که عملا به تأمین بخشی از اهداف طرف مقابل انجامید، وجود نداشت. از نگاه آمریکا، مجموعه این اقدامات این پیام را منتقل کرده است که با وجود هزینه‌هایی که به ایران تحمیل شده، همچنان امکان گرفتن امتیازهای بیشتر وجود دارد. چنین برداشتی، نه‌تنها از شدت فشارها نمی‌کاهد بلکه طرف مقابل را به ادامه همان مسیر تشویق می‌کند. بر این اساس، نخستین گام برای اصلاح وضعیت، اصلاح تحلیل است. تا زمانی که تصور شود مسأله اصلی با امضای تفاهم‌نامه یا اعطای امتیاز حل خواهد شد، مسیر سیاست‌گذاری نیز دچار خطا خواهد بود. شناخت دقیق راهبرد طرف مقابل، شرط لازم برای اتخاذ تصمیم‌های درست و جلوگیری از تکرار اشتباهات گذشته است. 
newsQrCode
ارسال نظرات

نیازمندی ها