رهبر شهید حضرت آیت الله العظمی خامنهای (ره) در مواضع متعددی به گفتگوی ادیان و مذاهب و همزیستی مسالمت آمیز با ادیان و مذاهب پرداخته و بیانات و فرمایشات ایشان درباره وحدت اسلامی و تقریب میان پیروان مذاهب اسلامی از یک کتاب بیشتر میشود. رویکرد ایشان در مساله تعامل با ادیان بر اساس عدل و مبارزه با ظلم است و به مسئله همزیستی مسالمتآمیز میان پیروان ادیان تاکید فراوان دارد و تحقق صلح جهانی را در تعامل و تاکید ادیان در مبارزه با ظلم مخصوصا رژیم غاصب صهیونیستی اسرائیل میداند.
رهبر شهید وحدت اسلامی را استراتژی جمهوری اسلامی بیان کرده و مسلمانان را به شدت از اختلافات مذهبی پرهیز دادهاند و دیدگاهها و انظار بلند ایشان میتواند چراغ راه همه پیروان ادیان برای پیروی از رهبران دینی خود باشد. در ادامه به برخی از فرمایشات ایشان در این زمینه که از پایگاه اطلاع رسانی حضرت آیت الله العظمی خامنهای اخذ شده است، تقدیم میگردد.
اسلام، مدافع همزیستی با ادیان دیگر:
به تصریح مقام عظمای ولایت، اسلام دین همزیستی و ارتباط و دوستی است. ایشان میفرمایند: «ما در داخل کشورمان خوشبختانه از همزیستی ادیان گوناگون برخورداریم؛ یهودیان، مسیحیان، زردشتیان؛ اینها هم در کنار مسلمانان و در ظلّ نظام اسلامی زندگی میکنند؛ با ما همکاری و همزیستی دارند و نقش ایفا میکنند. دولت اسلامی هم نسبت به آنها به عنوان شهروندان ایرانی دارای وظایفی است که این وظایف را باید انجام دهد و انجام هم میدهد». (۱۹/۴/۱۳۷۹). رهبر شهید درباره همزیستی مسالمت آمیز مسلمانان با پیروان دیگر ادیان میفرمایند: «مسلمانان میتوانند با پیروان ادیان مختلف در همه جهان در صلح و آرامش زندگی کنند. (۱۵/۱/۱۳۷۲). در نگاه ایشان اسلام رسمیت دین زرتشت را پذیرفته است و ملت ایران زرتشتیان را در هر نقطهای از جهان که زندگی میکنند در زمره هم میهنان خود محسوب میکنند. (۳۱/۳/۱۳۷۵). در نگاه رهبر شهید، ارامنه و مسیحیان در جمهوری اسلامی ایران بیگانه نیستند و جزیی از ملت بزرگ ایران محسوب میشوند و اینجانب نیز احساس خوبی از همشهریهای ارمنی دارم. (۳۰/۴/۱۳۷۶).
عدالت و مبارزه با ظلم محور تعامل ادیان:
آیتالله العظمی خامنهای درباره گفتگوی ادیان و شیوه تعامل با پیروان ادیان دیگر میفرمایند: «اسلام دین رأفت است، دین رحمت است؛ رحمه للعالمین است. اسلام به مسیحیت میگوید: «تعالوا الی کلمه سواء بیننا و بینکم». مشترکات را با آنها مورد ملاحظه قرار میدهد. اسلام علیه ملتهای دیگر نیست، علیه ادیان دیگر نیست؛ علیه زور است، علیه ظلم است، علیه استکبار است، علیه سیطره جوئی است» (۱۳۸۶/۰۱/۱۷). ایشان تصریح دارند: «ما با یهودیها هیچ مشکلی نداریم، با مسیحیها هیچ مشکلی نداریم، با اصحاب ادیان در دنیا هیچ مشکلی نداریم؛ اما با غاصبان سرزمین فلسطین مشکل داریم. (خطبههای نماز جمعه تهران، ۱۳۸۷/۰۶/۲۹)
رهبر شهید در آغاز سالهای جدید مسیحی یا خطاب به سفرای کشورهای اسلامی، سفارش به «رعایت عدل و مبارزه با ظلم» و «اقامه عدل جزو اساس ادیان الهی» را به صورت متعدد متذکر شدهاند. ایشان خطاب به پیروان ادیان میفرماید «دفاع دین از عدالت و مظلومین، موجب گرایش جوانان به دین» میشود. معظمله در موارد متعددی بیان کردهاند که «مبدأ، مسیر و منتهای تمام رسولان الهی، اقامه عدل در جامعه» بوده است.
بنابه نظر رهبر شهید مسئله عدل یکی از مسائلی است که اگر ما روی آن تأکید کنیم، همه ادیان و پیروان ادیان را میتوانیم حول این محور جمع کنیم. این محور بنیادیترین محور برای ایجاد وحدت میان ادیان است. اگر ما میخواهیم در جامعه جهانی صلح ایجاد بکنیم، مهمترین محور در این زمینه مسئله عدل است. ایشان بهطور خاص به جایگاه عدالت در زندگانی حضرت عیسی علیهالسّلام اشاره کرده و میفرمایند: «عیسی پرچمدار عدالتی آسمانی بود که ستمدیدگان زمین را به رهایی از اسارت قدرتهای ستمگر و قلدرهای متجاوز فرا میخواند. (پیام به مناسبت فرا رسیدن سال جدید میلادی ۱۳۶۶/۹/۱۰). همچنین ایشان یکی از مهمترین وظایف حضرت موسی علیهالسّلام را اقامه عدل و مبارزه با ظلم ستمگر میداند و تصریح دارند که خدای متعال در آیات مربوط به حضرت موسی علیه السلام، قوم فرعون را قوم ظالم معرفی میکند. ایشان تأکید دارند وظیفه خطیر همه پیروان ادیان آسمانی، مبارزه با ظلم و ظالمان و ستمگران است، پیروی حقیقی از انبیاء الهی، مقابله با جنایت ظالمان و ستمپیشگان است. مقام معظم رهبری در دیدارهای متعددی که با سفرای کشورهای اسلامی و پیروان ادیان داشتهاند، اعتراض به صهیونیستها را وظیفه مسیحیان و دیگر ادیان هم دانستهاند. ایشان میفرماید: مگر مسیحیان پیروان حضرت عیسی علیهالسّلام نیستند؟ مگر یهودیان پیروان حضرت موسی علیهالسّلام نیستند؟ ما میگوییم حضرت عیسی علیهالسّلام پرچمدار عدالت آسمانی بود و حضرت موسی علیهالسّلام به مبارزه با فرعون ظالم امر شد. حرف ما این است که سیره این پیامبران الهی، مبارزه با ظلم بوده است؛ بنابراین اگر سیره این پیامبران الهی اینگونه بوده و مسیحیان و یهودیان خود را پیرو آنها میدانند، آنها هم باید به مبارزه با ظلم بپردازند و به ظلم جهانی صهیونیستها اعتراض بکنند.ای پیروان ادیان الهی! فکر نکنید اگر دنبال اقامه عدل و مبارزه با ظلم نباشید یا به این مسئله فقط در کشور خود توجه کنید و هیچ کاری با ادیان دیگر نداشته باشید، این کار در بلندمدت به نفع شما است، اینگونه نیست.
وحدت اسلامی حول محور رسول خدا (ص):
ایشان از مدافعان هفته وحدت بوده و به این مساله هم تاکید فراوان داشتند. رهبر شهید در این زمینه میفرمایند: من توصیه میکنم هفتهی وحدت را - که به مناسبت میلاد نبىّ اکرم (ص) از روز دوازدهم تا هفدهم ربیعالاول ادامه دارد - همهی آحاد مردم، مخصوصاً علما و فضلا و گویندگان و دانشمندان و افراد صاحب نفوذ گرامی بدارند و این مسأله را به عنوان یک شعار جمهوری اسلامی همیشه نگه دارند. (۱۹/۷/۱۳۶۸). در نگاه ایشان «وجود نبیّ مکرّم اسلام (صلّیاللهعلیهوالهوسلّم)، بزرگترین مایهی وحدت در همهی ادوار اسلامی بوده است و امروز هم میتواند باشد. (۲۴/۷/۱۳۶۸).
از دیدگاه امام شهید، حفظ وحدت یک اصل اساسی است و نباید برخی از تکالیف شرعی انسان موجب خدشه دار شدن این وحدت شود. ایشان در این زمینه میفرمایند: «حفظ وحدت را اصل قرار بدهیم و اگر تکلیف شرعییی هم احساس کردیم، ولی دیدیم عمل به این تکلیف ممکن است مقداری تشنج به وجود آورد و وحدت را از بین ببرد، قطعاً انجام آنچه که تصور میکردیم تکلیف شرعی است، حرام است و حفظ وحدت واجب خواهد بود. (۱۲/۴/۱۳۶۸)
معنا و مفهوم وحدت و تقریب در نگاه امام شهید:
در نگاه ایشان وحدت اسلامی به معنای انصراف از عقاید نیست. رهبر شهید در این زمینه میفرمایند: اتحاد مسلمین، به معنای انصراف مسلمین و فِرَق گوناگون از عقاید خاص کلامی و فقهی خودشان نیست. (۲۴/۷/۱۳۶۸). وحدت به معنای تکیهی بر مشترکات است. ما مشترکات زیادی داریم؛ میان مسلمانان، مشترکات بیش از موارد اختلافی است؛ روی مشترکات باید تکیه کنند. (۲۹/۱/۱۳۹۲). ایشان درباره عدم توجه به لوازم وحدت میفرمایند: «بعضیها خیال میکنند که اگر بخواهند راجع به دورهی خلفا تحلیل کنند، حتماً باید با طعن به آنها همراه باشد؛ نه، طعن به خلفا در رادیو جایز نیست. اگر تاکنون این نکته را در جلسات قبل نگفتهام، الان عرض میکنم که طعن به خلفا در رادیو مطلقاً جایز نیست؛ الان حرام شرعی است». (۱۳/۱۲/۱۳۷۰).
به نظر ایشان، تمسک به ولایت علیبنابیطالب (علیهالسّلام) - که نعمت بزرگ خداست - را محکم نگه میداریم؛ اما با کسی که به این حبل متین تمسک نکرده است، دعوا هم نمیکنیم. این وظیفهی جامعهی تشیع است. آنچه که دشمن میخواهد، این است که با هم اختلاف کنیم. (۱۸/۱۰/۱۳۸۵). تقریب در تفسیر امام شهید این گونه تعریف شده است: «مسئله این نیست که شیعه یا سنی، عقاید یکدیگر را قبول کنند؛ نه، هر کسی عقیدهی خودش را دارد، هر کسی تابع استدلال است و به هر عقیدهای رسید، درست است. (۲۵/۱۰/۱۳۸۵)
وحدت اسلامی استراتژی نه تاکتیک:
در نگاه مقام عظمای شهید ما وحدت و تقریب اسلامی یک راهبرد است و نباید به عنوان تاکتیک دیده شود. ایشان میفرمایند: «شعار وحدت مسلمین را یک مسألهی استراتژیک میدانم - یک مسألهی تاکتیکی و مصلحتی هم نیست که حالا بگوییم مصلحت ما ایجاب میکند که با مسلمین غیر شیعه ارتباطات داشته باشیم - مسلمانان، بتدریج این اختلافات مذهبی و طایفهیی را کم کنند و از بین ببرند؛ چون در خدمت دشمنان است. (۲۶/۱/۱۳۶۹).
در نگاه ایشان هر کس با اهانت به مقدسات دیگران بخواهد کار خود را پیش ببرد به همان اندازه به وحدت ضربه زده است. ایشان در این زمینه میفرمایند: «اگر هر کس با خشونت و اهانت با مقدّسات فرقهی دیگر برخورد کند، به هر اندازه که بُردِ کارِ او باشد، به این وحدت ضربه زده است؛ هر که میخواهد باشد». (۱۴/۶/۱۳۷۲)
تفرقه مسلمانان، سلاح دشمن:
به نظر ایشان تفرقه میان امت اسلامی کار دشمنان است و نباید مسلمانان با اهداف دشمن در این زمینه همراه و هم راستا شوند. رهبر شهید در این زمینه میفرمایند: مسئله این است که اصحابِ عقاید مختلف، بایستی به وسوسهی دشمن گوش نکنند، به جان هم نیفتند، با هم دشمنی نکنند و نسبت به هم کارشکنی نکنند. این عواملی که اختلافافکنی میکنند، نه شیعهاند، نه سنی؛ نه به شیعه علاقه دارند، نه به تسنن؛ نه مقدسات شیعه را قبول دارند، نه مقدسات سنی را». (۲۵/۱۰/۱۳۸۵). امروز اختلافات را نباید زنده کرد؛ نباید برجسته کرد. نباید فرق اسلامی مقدسات یکدیگر را - که نقطهی حساسیتزای هر فرقهای همان بخش مقدساتش است - مورد اهانت قرار بدهند. (۸/۱۰/۱۳۸۶). اینکه در دنیای تشیع علیه برادران اهل سنت، در دنیای تسنن علیه برادران شیعه کتاب بنویسند، تهمت بزنند، بدگویی کنند، این نه هیچ شیعهای را سنی خواهد کرد، نه هیچ سنیای را شیعه خواهد کرد. آن کسانی که مایلند همهی مردم دنیای اسلام به محبت اهلبیت و ولایت اهلبیت بگروند، بدانند با دعوا راه انداختن و با اهانت کردن و با دشمنی کردن هیچ کس را نمیتوان شیعه کرد و به ولایت اهلبیت متوجه کرد. (۲۷/۹/۱۳۸۷). اینجور نباشد که کسی از یک گوشهای خیال کند دارد از شیعه دفاع میکند و تصور کند دفاع از شیعه به این است که بتواند آتش دشمنی ضد شیعه و غیر شیعه را برانگیزد. این دفاع از شیعه نیست؛ این دفاع از ولایت نیست. اگر باطنش را بخواهید، این دفاع از آمریکاست؛ این دفاع از صهیونیستهاست. (۲۷/۹/۱۳۸۷). آن شیعهای هم که از روی نادانی و غفلت، یا گاهی از روی غرض - این را هم سراغ داریم و افرادی را هم از بین شیعیان میشناسیم که فقط مسئلهشان مسئلهی نادانی نیست، بلکه مأموریت دارند برای اینکه ایجاد اختلاف کنند - به مقدسات اهل سنت اهانت میکند، عرض میکنم: رفتار هر دو گروه حرام شرعی است و خلاف قانونی است. همهی همت یک شیعه میشود کوبیدن سنی، همهی همت یک سنی میشود کوبیدن شیعه. خوب، این خیلی تأسفآور است؛ و دشمن این را میخواهد. (۲۲/۲/۱۳۸۸). اگر میخواهند بحث مذهبی بکنند، هیچ اشکالی ندارد - من بحث مذهبی را هم قبول دارم - اگر دوست دارند بحث علمىِ مذهبی بین علما و بین صاحبان فن بکنند، بنشینند این کار را بکنند؛ منتها نه در منظر و مرئای مردم، بلکه در جلسات علمی بنشینند با هم بحث کنند. امروز کسانی هستند که سلاحشان تکفیر است؛ ابائی هم ندارند که بگویند ما تکفیری هستیم؛ اینها سماند. خب، این سم را باید از محیط اسلامی خارج کرد. یکی او را تکفیر کند، یکی او را تفسیق کند. (۲۰/۷/۱۳۹۰). اختلاف در درون، منازعهی در درون، موجب فشل میشود. قرآن به ما تعلیم میدهد: «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ریحکم». (۱/۱/۱۳۹۱). امروز هر حنجرهای که به وحدت دنیای اسلام دعوت کند، حنجرهی الهی است، ناطق من اللّه است. هر حنجرهای و زبانی که ملتهای مسلمان را، مذاهب اسلامی را، طوایف گوناگون اسلامی را به دشمنی با یکدیگر تحریک کند و عصبیتها را علیه یکدیگر تحریک کند، ناطق من الشیطان است. امروز اتحاد و اتفاق بین مسلمانان، یک فریضهی فوری است. ببینید از جنگ و اختلاف چه مفاسدی به وجود میآید؛ ببینید در دنیای اسلام، تروریسم کور به بهانهی اختلافات مذهبی، چه فجایعی به راه میاندازد؛ ببینید با این اختلافاتی که بین ما مسلمانان به وجود آوردند، رژیم صهیونیستی غاصب چه نفس راحتی میکشد (۱۸/۳/۱۳۹۲). اینجانب همچون بسیاری از علمای اسلام و دلسوزان امّت اسلامی بار دیگر اعلام میکنم که هر گفته و عملی که موجب برافروختن آتش اختلاف میان مسلمانان شود و نیز اهانت به مقدّسات هر یک از گروههای مسلمان یا تکفیر یکی از مذاهب اسلامی، خدمت به اردوگاه کفر و شرک و خیانت به اسلام و حرام شرعی است. (۲۲/۷/۱۳۹۲). در جلسات نباید کینهورزیهای مذهبی را زیاد کرد؛ این را چقدر باید تکرار کرد؟ بارها تکرار کردهایم؛ بعضی حاضر نیستند [گوش کنند]. شما اگر بخواهید آن کسی را که موافق مذهب شما نیست و عقیدهی حقّ شما را قبول ندارد هدایت کنید، چه کار میکنید؟ اوّل شروع میکنید به مقدّسات او بدگویی کردن و دشنام دادن. (۳۱/۱/۱۳۹۳).