نخستین پرسش از جایی آغاز شد که ناگلزمان فقط سه هفته مانده به آغاز جام جهانی، مانوئل نویر ۴۰ ساله را به تیم ملی بازگرداند و بار دیگر او را بهعنوان دروازهبان شماره یک انتخاب کرد. تصمیمی که از همان ابتدا با تردیدهای فراوانی همراه بود.
ابهام دیگر، نحوه چینش خط دفاعی آلمان بود. تیم ملی آلمان تنها با یک مدافع راست ثابت، یعنی جاشوا کیمیش، راهی جام جهانی شد؛ بازیکنی که در اغلب مسابقات فصل باشگاهی خود در پست هافبک دفاعی به میدان رفته بود. از سوی دیگر، بسیاری از کارشناسان و هواداران نمیتوانستند درک کنند که چرا دنیز اونداف، بهترین گلزن آلمانی فصل ۲۶-۲۰۲۵ و مؤثرترین بازیکن تعویضی تیم ملی، نتوانست جایگاه ثابتی در ترکیب ناگلزمان پیدا کند.
در همین حال، اعتماد بیقید و شرط ناگلزمان به لروی سانه نیز به یکی از مهمترین موضوعات بحثبرانگیز تبدیل شد. تصمیمات جنجالی سرمربی آلمان، از همان ابتدا با موجی از انتقادات و اعتراضات هواداران همراه بود؛ انتقاداتی که با توجه به نتایج نهایی، امروز منطقیتر از همیشه به نظر میرسند.
در سوی دیگر، مسئولان فدراسیون فوتبال آلمان تلاش کردند تمام حواشی خارج از زمین را به حداقل برسانند تا فقط عملکرد فنی تیم مورد قضاوت قرار گیرد. آلمان برخلاف برخی تورنمنتهای گذشته، از موضعگیریهای سیاسی، تحریمها و اعتراضات رسانهای فاصله گرفت و صرفا با هدف موفقیت ورزشی وارد مسابقات شد.
پس از پیروزی ۷ بر ۱ مقابل کوراسائو و نمایش موفق دنیز اونداف برابر ساحل عاج، بخشی از انتقادات فروکش کرد. اما تصمیم بعدی ناگلزمان، نمونهای آشکار از پافشاری بر انتخابهای بحثبرانگیز بود. او در دیدار مقابل اکوادور، مسابقهای که هیچ تاثیری در جایگاه نهایی آلمان در جدول نداشت، ترکیب اصلی خود را به میدان فرستاد؛ اقدامی که به گفته او برای حفظ آمادگی بازیکنان پیش از مرحله حذفی انجام شد.
در آن زمان، بازیکنانی مانند نیک وولتماده، آسان اوئدراوگو، ماکسیمیلیان بایر و مالیک تیاو هنوز حتی یک دقیقه هم در جام جهانی بازی نکرده بودند. جیمی لوولینگ و ندیم امیری فقط ۳۰ دقیقه فرصت حضور یافته بودند و آنجلو اشتیلر نیز فقط ۴۵ دقیقه بازی کرده بود. این تصمیم، نه از منظر فنی و نه از لحاظ مدیریت انسانی، قابل دفاع به نظر نمیرسید؛ بهویژه آنکه تنها چند روز بعد، دیدار دشوار مقابل پاراگوئه در شرایط آبوهوایی بسیار گرم پیش روی آلمان قرار داشت.
در جریان مسابقه با پاراگوئه نیز مشکلات تاکتیکی آلمان آشکار بود. با این حال، ناگلزمان به جای اعمال تغییرات واضح و ضروری، تصمیمات عجیبی اتخاذ کرد. لروی سانه که در نیمه نخست ۱۵ بار توپ را از دست داده بود و حتی یک دریبل موفق هم ثبت نکرده بود، در زمین باقی ماند، اما فلیکس نمچا از بازی خارج شد و لئون گورتسکا به میدان آمد. دقایقی بعد نیز الکساندر پاولوویچ، هافبک دفاعی تیم، جای خود را به والدمر آنتون، مدافع میانی داد.
نیک وولتماده، بازیکنی که حتی در دیدار برابر اکوادور نیز فرصت بازی پیدا نکرده بود، تازه در دقیقه ۸۷ وارد زمین شد؛ تصمیمی که بهخوبی رویکرد محافظهکارانه و سردرگم کادر فنی آلمان را نشان میداد.
در نهایت، شاید بتوان گفت که حذف آلمان نه در وقتهای اضافه رقم خورد و نه در ضربات پنالتی؛ بلکه نتیجه مجموعهای از تصمیمات بحثبرانگیز، محاسبات نادرست و مدیریت تاکتیکی ناموفق بود. در فوتبال، همیشه همهچیز منطقی نیست؛ اما درباره حذف آلمان از جام جهانی ۲۰۲۶، به نظر میرسد منطق، از ابتدا تا انتها حرف اول را میزد.