کاظم غریبآبادی، معاون وزیر امور خارجه کشورمان از آغاز رایزنیهای کمیته مشترک هرمز خبر داد و اعلام کرد دو طرف درباره سازوکارهای مدیریت این آبراه راهبردی در چارچوب بند پنجم تفاهم اسلامآباد و با تأکید بر حقوق حاکمیتی دولتهای ساحلی گفتوگو کردند. در کنار این تحولات، آمارهای کشتیرانی نیز نشان میدهد با وجود کاهش نسبی حجم تردد نسبت به دوران پیش از جنگ، عبور کشتیها از تنگه هرمز همچنان ادامه دارد و بخش عمده شناورها از مسیرهای اعلام شده از سوی ایران عبور کردهاند؛ موضوعی که نشان میدهد ترتیبات اجرایی جدید در این آبراه، به تدریج در حال تثبیت است.
روایتها جای متن تفاهم را نمیگیرند
آنچه طی روزهای گذشته بیش از هر چیز در رفتار دیپلماتیک تهران دیده میشود، تلاش برای تثبیت یک اصل مهم است؛ اینکه اجرای تفاهم باید صرفا براساس متن مورد توافق انجام شود، نه بر پایه روایتهای سیاسی که هر یک از طرفها بعدا از آن ارائه میکنند. در واقع، ایران میکوشد از همان ابتدای اجرای تفاهم، تجربه اختلافات تفسیری در توافقهای گذشته تکرار نشود. اگر مبنای عمل، متن توافق نباشد، هر بیانیه سیاسی، هر اظهار نظر مقامهای آمریکایی یا هر اقدام یکجانبهای میتواند به تدریج جایگزین تعهدات اصلی شود و مسیر اجرای تفاهم را تغییر دهد. از همین منظر نیز تهران طی روزهای اخیر تقریبا در تمامی مواضع رسمی خود بر یک گزاره مشترک تأکید کرده است؛ هر ترتیبی درباره تنگه هرمز باید دقیقا در چارچوب بند پنجم تفاهم و با مشارکت دو کشور ساحلی دنبال شود. این تأکید، بیش از آنکه صرفا یک موضع حقوقی باشد، تلاشی برای جلوگیری از شکلگیری روایتهای موازی درباره نحوه اجرای توافق است. برگزاری نخستین نشست کمیته مشترک ایران و عمان نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است. تشکیل این سازوکار نشان میدهد تهران ترجیح میدهد اختلافات احتمالی درباره آینده تنگه هرمز در همان سازوکاری که در تفاهم پیشبینی شده، پیگیری شود و نه از طریق ابتکارهای خارج از آن. در مقابل، مواضع تازه مقامهای عمانی نیز توجه بسیاری از ناظران را جلب کرده است. در حالی که بیانیه مشترک تهران و مسقط پس از سفر هیأت ایرانی بر همکاری مشترک دو کشور در اداره آینده تنگه هرمز تأکید داشت، اظهارات جدید وزیر خارجه عمان درباره مخالفت با دریافت عوارض از کشتیها و تأکید بر آزادی دریانوردی، در مقایسه با مواضع پیشین، تفاوتهایی را نشان میدهد؛ تفاوتی که برخی تحلیلگران آن را ناشی از افزایش فشارهای آمریکا برای بازتعریف بخشی از ترتیبات اولیه میدانند. همین موضوع سبب شده تهران بیش از گذشته بر اصل اجرای دقیق متن تفاهم تأکید کند؛ زیرا هرگونه تغییر در برداشت از مفاد توافق، میتواند در آینده به اختلاف بر سر نحوه اجرای آن منجر شود. در مجموع، تحولات اخیر نشان میدهد مرحله کنونی بیش از آنکه مرحله مذاکره بر سر توافقی جدید باشد، مرحله رقابت بر سر نحوه اجرای همان تفاهم موجود است. از نگاه تهران، هرچه فاصله میان متن توافق و روایتهای سیاسی بیشتر شود، احتمال بروز اختلافات جدید نیز افزایش خواهد یافت. از این منظر، «مدیریت هرمز، ایرانیتر از همیشه» تنها یک شعار سیاسی نیست؛ بلکه بازتاب راهبردی است که ایران در روزهای اخیر دنبال کرده است؛ راهبردی که میکوشد مدیریت این آبراه راهبردی را در همان چارچوبی پیش ببرد که در متن تفاهم مورد توافق قرار گرفته و اجازه ندهد روایتهای بیرونی، جایگزین متن و مبنای اجرای آن شوند. ایران در روزهای اخیر با مورد اصابت قرار دادن کشتیهایی که از مسیر جعلی عمان عبور کرده و پروتکلهای اعلامی ایران را زیر پا گذاشتهاند در میدان نشان داده است که بر مدیریت ایرانی تنگه به شدت اصرار دارد. تحرکات دیپلماتیک اخیر نیز در جهت تثبیت همین مسأله قابل ارزیابی است.