مقدمه
در شرایطی که تفاهم اخیر (اسلامآباد) میان ایران و آمریکا، حاصل افزایش قیمت نفت ناشی از تهدیدات تنگه هرمز بوده است، بازگشت ارادی و کامل به وضعیت عادی در این تنگه، نه تنها یک اشتباه راهبردی، بلکه «بهترین هدیه» به دولت ترامپ محسوب میشود. این یادداشت به بررسی دلایل ضرورت حفظ این اهرم کلیدی در فضای مذاکراتی کنونی میپردازد.
۱. ارزش چانهزنی؛ اهرمی که نباید رایگان واگذار شود
تفاهمنامه فعلی، هنوز به یک توافق جامع و پایدار تبدیل نشده است. اقتصاد ایران همچنان در انتظار لغو تحریمهای بانکی و نفتی است. باز کردن زودهنگام تنگه هرمز، در این شرایط، به معنای واگذاری رایگان و یکطرفهی مهمترین کارت فشار ایران، بدون دریافت عوض است. این اقدام، انگیزهی طرف مقابل را برای ارائهی امتیازات واقعی کاهش میدهد و بهجای «برد-برد»، به «برد-باخت» برای ایران منجر میشود.
۲. جلوگیری از عادیسازی هزینهبر
ابتکاراتی نظیر کریدور جدید دریایی عمان، دقیقاً با هدف «عادیسازی» شرایط و خنثیسازی اهرم ایران طراحی شدهاند. بازگشت ارادی ایران به وضعیت عادی، عملاً به این ابتکارات مشروعیت بخشیده و آنها را بهعنوان «جایگزینهای موفق» تثبیت خواهد کرد. حفظ تهدید فعال در هرمز، از تثبیت این الگوهای جدید و تغییر دائمی معادلهی امنیتی به ضرر ایران جلوگیری میکند.
۳. بازدارندگی در برابر موج جدید فشارها
با توجه به تغییرات احتمالی پس از انتخابات کنگره آمریکا و تداوم فضای بیاعتمادی، ایران به یک اهرم بازدارندهی عملیاتی نیاز دارد. بسته نگه داشتن مؤثر تنگه (حتی در سطح تنش کنترلشده)، تنها عاملی است که میتواند از تشدید تحریمهای جدید یا اقدامات نظامی محدود در آینده جلوگیری کند.
۴. حفظ اعتبار راهبردی در منطقه
اقدامات ایران در هرمز، صرفاً یک موضوع اقتصادی نیست، بلکه نمادی از «قدرت و اراده» در معادلات منطقهای است. باز کردن تنگه بدون دریافت امتیاز مشخص، بهعنوان «تغییر سیاست» یا «عقبنشینی» در میان همسایگان و کشورهای رقیب (مانند عربستان و امارات) تعبیر خواهد شد. این برداشت، اعتماد به نفس طرفهای مخالف را افزایش داده و هزینههای سیاسی و امنیتی آتی را برای تهران بالا میبرد.
جمعبندی و پیشنهاد
راهبرد بهینه برای ایران در شرایط فعلی، «حفظ اهرم هرمز در سطحی قابلمدیریت و درگیرانه» است. این راهبرد به معنای بستن کامل و دائمی نیست، بلکه به معنای:
· کاهش مقطعی و اعلامشده تعداد کشتیهای مجاز،
· افزایش هزینههای عبور از طریق بازرسیهای گسترده،
· و برنامههای اعلامنشده برای مانورهای نظامی محدود،
تا زمانی که امتیازات عینی و ملموس (بهویژه در حوزه مالی و نفتی) از سوی طرف مقابل دریافت شود.
هرگونه کاهش ارادی تنش، باید در ازای «گامهای مؤثر» آمریکا در لغو تحریمها باشد. در غیر این صورت، نه تنها بازار انرژی به سرعت به وضعیت پیش از بحران بازمیگردد، بلکه قدرت چانهزنی ایران در مذاکرات آتی به شدت تضعیف خواهد شد.