کوشنر  نوچه  نتانیاهو

نتانیاهو
در روزهایی که خبرهای مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا از مسقط، دوحه و ژنو به گوش می‌رسد، شاید کمتر کسی به این پرسش اساسی فکر کند: با چه کسانی داریم مذاکره می‌کنیم؟ پاسخ به این پرسش، شاید بیش از متن مذاکرات، تعیین‌کننده سرنوشت آن باشد.
کد خبر: ۱۵۵۷۵۹۱
 
کوشنر و ویتکاف‌؛ ۲ نماینده با یک هویت
در یک سوی میز مذاکره، دو شخصیت کلیدی نشسته‌اند: جرد کوشنر، داماد دونالد ترامپ و مشاور ارشد او در دوره اول ریاست‌جمهوری و استیو ویتکاف، دوست صمیمی و مشاور ارشد ترامپ در امور خاورمیانه. 
آنچه این دو را از سایر مقامات آمریکایی متمایز می‌کند، تنها جایگاه‌شان نیست. هر دو نفر از پیروان جریان «خبادی» هستند‌؛ جریانی در یهودیت که با صهیونیسم مذهبی و آخرالزمانی پیوند خورده است. ویتکاف از طریق سازمان «مایانوت» که ارتباط تنگاتنگی با خباد دارد، سال‌هاست در شبکه صهیونیستی جهانی فعالیت می‌کند. این یعنی آمریکا کسی را پای میز مذاکره فرستاده که نه یک دیپلمات بی‌طرف که یک صهیونیست معتقد به آرمان‌های آخرالزمانی است. 
   
وقتی نتانیاهو در اتاق جرد کوشنر می‌خوابید!
شاید باورکردنی نباشد اما رابطه خانواده کوشنر با بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، به دهه‌ها قبل بازمی‌گردد. چارلز کوشنر، پدر جرد، از دوستان قدیمی نتانیاهو بود. دوستی به‌قدری صمیمی که نتانیاهو در سفرهایش به آمریکا، گاه به جای هتل، در خانه خانواده کوشنر در نیوجرسی اقامت می‌کرد. 
جالب‌ترین بخش ماجرا اما اینجاست: به گزارش نیویورک تایمز و چندین منبع معتبر دیگر، نتانیاهو هنگام اقامت در این خانه، گاهی در اتاق خواب جرد کوشنر می‌خوابیده و جرد نوجوان برای آن شب به بخش دیگری از خانه می‌رفته است. این تنها یک حکایت نیست‌؛ نمادی از رابطه‌ای است که فراتر از یک ارتباط دیپلماتیک معمولی، ریشه در رفاقت شخصی و خانوادگی دارد. 
در سال ۱۹۹۸، زمانی که جرد ۱۷ ساله بود، در مراسمی در اردوگاه آشویتس شرکت کرد که نتانیاهو نیز در آن حضور داشت و گروهی از نوجوانان را رهبری می‌کرد. این تجربه، در کنار روابط خانوادگی، نشان می‌دهد که نگرش‌های سیاسی و هویتی کوشنر از نوجوانی در بستری عمیقا صهیونیستی شکل گرفته است. 
   
مانیفستی که نباید فراموش شود
هشتم مهر ۱۴۰۳ (سپتامبر ۲۰۲۴)، سیدحسن نصرالله، دبیرکل حزب‌الله لبنان، به شهادت رسید. در همان روزها و در حالی که ترامپ هنوز رئیس‌جمهور نشده بود، جرد کوشنر یادداشتی منتشر کرد که می‌توان آن را نقطه عطفی در افشای نیات واقعی دولت جدید آمریکا دانست. 
او در این یادداشت با صراحت نوشت که ترور نصرالله، «ضربه‌ای اساسی به ایران» وارد کرده است و سپس جمله‌ای کلیدی بر زبان آورد: «حالا دیگر اسرائیل راهی برای برگشت ندارد.» 
کوشنر در این یادداشت، سرمستانه دست خود و باندش را برای ایران رو کرده است. او نشان داده که هدف نهایی، نه توافق و نه صلح، که تضعیف ایران از هر طریقی است. به نظر می‌رسد پس از این افشاگری، کوشنر گاهی از نوشتن آن پشیمان شده و «خدا خدا می‌کند» ایرانی‌ها آن را فراموش کنند اما این یادداشت، با توجه به جایگاه و نفوذ کوشنر، چیزی کمتر از مانیفست واقعی دولت ترامپ در قبال ایران نیست. 
   
تناقضی که به چشم می‌آید
حالا تصور کنید پای میز مذاکره، با همان شخصی نشسته‌اید که: در اتاقش، نخست‌وزیر اسرائیل خوابیده، با آرمان‌های صهیونیستی آخرالزمانی بزرگ شده و پیشاپیش در یادداشتی علنی، نقشه «ضربه زدن به ایران» را ترسیم کرده است. 
این تصویر، تناقض آشکاری را نمایان می‌کند. از یک‌سو، به افکار عمومی القا می‌شود که «اسرائیل خارج از روند مذاکرات است» و دوگانه آمریکا اسرائیل یک واقعیت است. از سوی دیگر، نمایندگان آمریکا کسانی هستند که روابط شخصی‌شان با اسرائیل، از هر دیپلماتی فراتر رفته است. 
این دوگانه‌سازی، تاکتیکی فریبنده است. 
کوشنر و ویتکاف، پیش از آن‌که نماینده آمریکا باشند، نمایندگان منافع صهیونیستی و روابط شخصی بانتانیاهو به شمار می‌آیند. آنها ابزاری برای تحقق اهدافی‌ هستند که در یادداشت پس از ترور شهید نصرالله به صراحت بیان شده است.
   
آنچه باید جلوی چشم دیپلمات‌های ایرانی باشد
آنچه در این میان جلب توجه می‌کند، این است که گاهی در شایعات یا اخبار شنیده می‌شود کوشنر در هیأت مذاکره‌کننده آمریکا با ایران حضور دارد.  
براساس تمام داده‌های موجود، جمع‌بندی روشن است؛ اول این‌که، حضور کوشنر و ویتکاف در هیأت مذاکره‌کننده آمریکا، با توجه به پیشینه مذهبی، سیاسی و شخصی آنها، نه‌تنها بیانگر عدم‌النفع بودن مذاکرات نیست، بلکه نشان‌دهنده نفوذ عمیق جریان‌های صهیونیستی در ساختار تصمیم‌سازی آمریکاست. 
دیگر این‌که، یادداشت کوشنر پس از ترور شهید نصرالله، به‌عنوان یک سند رسمی از نیات واقعی دولت ترامپ در قبال ایران قابل تلقی است و باید به‌عنوان مانیفست در نظر گرفته شود، نه یک اظهارنظر گذرا. این سند نشان می‌دهد که هدف، «ضربه زدن به ایران» است، نه رسیدن به توافقی عادلانه. 

علاوه بر این روابط شخصی کوشنر و نتانیاهو 
(که بر اساس آن نتانیاهو در اتاق جرد می‌خوابیده و جرد به بخش دیگری از خانه می‌رفته)، نشان‌دهنده عمق ارتباطی است که نمی‌توان آن را از فرآیند مذاکرات جدا کرد. این رابطه، کوشنر را به ابزاری در دست نتانیاهو تبدیل کرده، نه یک مذاکره‌کننده مستقل. 
و بالاخره این‌که اصرار بر دوگانه‌سازی آمریکا- اسرائیل، یک تاکتیک فریبنده است که مخاطب ایرانی را به اشتباه می‌اندازد. واقعیت این است که نمایندگان آمریکا در این مذاکرات، پیش از هر چیز به اسرائیل متعهدند، نه به مطالب ادعایی از جمله صلح در منطقه. 
newsQrCode
ارسال نظرات

۸ سریال خارجی که تابستان ۲۰۲۶ نباید از دست بدهید

نیازمندی ها