این فیلم روایتی از عشق ایرانیان به رسول اکرم (ص) و اهل بیت (ع) است و برهه تاریخی بعد از شهادت امام حسن (ع) تا ورود امام حسین (ع) به کربلا را از زاویه دید یک ایرانی که در شهر مدائن ساکن است روایت میکند. این اثر مخاطب نوجوان و جوان را هدفگذاری میکند تا روایتی تاریخی را به امروز و اکنون ایران پیوند بزند.
شمشیر و اندوه موفقیتهای بینالمللی بسیار خوبی داشت و جوایز مهمی از جمله جایزه سال جشنواره ساکرامنتو و پس از آن بیش از ۱۵ جایزه بینالمللی دیگر گرفت. در ایران نیز در جشنواره کودکان و نوجوانان بهترین دستاورد فنی و هنری را بهدست آورد و در پلتفرمهایی مانند آمازون و اپل تیوی پلاس با نام بینالمللی The Boy and the Sword از اردیبهشت ۱۴۰۴ اکران جهانی خود را آغاز کرد. اکران این فیلم روی پرده سینما بهانهای بهدست ما داد که با عماد رحمانی گفتوگو کنیم.
علت انتخاب عنوان «شمشیر و اندوه» چه بود؟
دو موضوع برایم در انتخاب این عنوان مؤثر بود. اول اینکه همیشه باید برای انتخابت بجنگی و در این جنگ همواره سختیهایی وجود دارد و برای ما «شمشیر» نمادی از جنگ همیشگی کارن است چراکه او از بچگی درگیر ماجرایی میشود و حتی بعد از از دست رفتن عمویش و شانس قیام در مدائن، برای دنبال کردن آرمانطلبی دوباره عازم کربلا میشود. «اندوه» نیز به این معناست که زندگی پر از رنج است. خدا در قرآن فرموده انسان را در رنج و سختی آفریدیم، اما این بهمعنای بد زندگی کردن نیست بلکه بهمعنای پذیرش سختیها و تلاش در جهت بهبود مسیر زندگی است.
چه موضوعی باعث شد این مقطع از تاریخ را برای روایت شمشیر و اندوه انتخاب کنید؟
شمشیر و اندوه اولین کاری است که موجب شد وارد سینمای کودک و نوجوان شوم و همراه با آقای جعفری نگارش آن را شروع کردیم. شمشیر و اندوه بعد از کار دوم ما یعنی «افسانه سپهر» وارد بازار و ابتدا در خارج از ایران عرضه شد. ما دوست داشتیم اثری برگرفته از فرهنگ تاریخی مذهبی خودمان داشته باشیم که با داشتن مؤلفههای ظلمستیزی و عشق هم برای نوجوانان جذاب باشد. موضوع دیگری که برای ما اهمیت داشت، این بود بتوانیم قضیه عاشورا را به شکل متفاوتی مطرح کنیم که بهعنوان یکی از مهمترین نقاط عطف تاریخ شناخته میشود. به همین دلیل این مقطع تاریخی را با نگاهی جدید انتخاب کردیم تا محتوایی که بهدست نوجوانان امروز میرسد مناسب باشد. بهطور معمول بیشتر محتوایی که بهدست قشر نوجوان میرسد از لحاظ بصری شمایل غربی دارد و به همین علت ما شهر مدائن را برای بیان قصه خود انتخاب کردیم. در همین شهر گروهی آزادیخواه با ظلم مبارزه میکنند و ما در ادامه میتوانیم این ظلمستیزی را بهمعنای کلی آن و واقعه تاریخی عاشورا ربط دهیم.
در نگارش فیلمنامه چطور بین وفاداری به تاریخ و جذابیت دراماتیک تعادل برقرار کردید؟
با توجه به اینکه مخاطب هدف ما نوجوانان هستند، اولویت اول ما جذابیت محتوا برای مخاطبان بود تا درام درستی اتفاق بیفتد. اولویتهای بعدی احترام به برداشتهای تاریخی بود. البته داستان شمشیر و اندوه در تاریخ اتفاق نیفتاده بلکه از ظرفیتهای دراماتیک آن دوره برای طرح روایت درست خود بهره میگیرد.
برای نزدیک شدن مخاطبان نوجوان به شخصیتهای تاریخی از چه روشهایی استفاده کردید؟
بهطور همزمان سه مؤلفه را در نظر گرفتیم. اول اینکه قصه باید درام و شخصیتپردازی درستی داشته باشد. شخصیت کارن در کودکی عشق، قیام و نبرد را تجربه کرده و تمام این مسائل باید در درام داستان اتفاق بیفتد و همه اینها پیشرانهای بود که بتوانند مخاطب را با خود همراه کنند. موضوع دیگر با توجه به کار برای قشر نوجوان این بود که ریتم داستان، فضاسازی و کیفیت بصری خوب باشد. همه تلاش ما این بود بتوانیم شاخصههای بصری را جدی بگیریم. به همین دلیل از تکنیکهایی مانند اسکن چهره انسانی استفاده کردیم تا کار نهایت شباهت را با انیمیشنهای برجسته غربی داشته باشد. در مراحل بعد کوشیدیم اثر از لحاظ بصری شاخصتر باشد. یعنی شهر مدائن و بلدیه متمایز و فراتر از معماری آن زمان و مناسب نوجوانان باشد. در کارگردانی نیز همین مسیر را ادامه دادیم. در بخشهایی سعی کردیم به ویدئوگیم برای مبارزههای سریع و اول شخص شدن دوربین برای پیگیری نبردها نزدیک شویم. علت این بود که نوجوانان تصویرهای آشنایی را که در ویدئوگیمها میبینند در این انیمیشن تجربه کنند.
کدامیک از شخصیتهایی که در این انیمشین ترسیم کردید، بیشترین تغییر را از مرحله نوشتن تا تولید نهایی داشته است؟
شخصیت آندیا خیلی سخت بود. وقتی کارن در کودکی پدر و مادرش را از دست میدهد، عمویش او را به شهری پیش خانوادهای میبرد که دختربچهای به نام آندیا دارند. از کودکی میان آندیا و کارن نوعی رابطه عاطفی شکل میگیرد و در بزرگسالی منجر به ازدواج آنها میشود. بار درام داستان بهشدت روی دوش آندیاست و این شخصیت بیشترین تغییر را در طول انیمیشن داشت و دائم بهروز میشد. در مرحله صداپیشگی زهره شکوفنده آن را بهعهده گرفت تا صدا بتواند تصویر را بسازد.
چرا تکنیک سخت اسکن چهره انسانی را انتخاب کردید؟
این تکنیک بهطور کامل بهروز بود و تا سه سال پیش در منطقه خاورمیانه نظیر نداشت، اما الان آثار دیگری از آن بهره میگیرند. این تکنیک چند ویژگی دارد؛ یکی اینکه بهطور کامل بهروز است و دوم اینکه نهایت کیفیت را به ما میدهد تا بتوانیم نظر مخاطبان نوجوان را بهعنوان گروه هدف جلب کنیم. با توجه به ریشه مذهبی، استفاده از این تکنیک موجب شد تا در بازار جهانی هم اثر ممتازی باشد و در آمازون، اپل تیویپلاس و گوگل عرضه شد و جالب اینکه یک توزیعکننده آمریکایی داشت؛ بنابراین سعی کردیم از تکنیک بهروز و رئال اسکن چهره انسانی استفاده کنیم و روی جزئیات حساسیت داشته باشیم و استانداردهای حداقلی را رعایت کنیم. بهرغم اینکه اکران و پخش فیلم شروع شده؛ متأسفانه بعد از جنگ هنوز سینما به دوران اولیه خود بازنگشته و هنوز نمیدانم توزیعکنندگان چه میکنند.
چرا بهنظر میرسد لبخوانی شخصیتهای انیمیشن فارسی نیست؟
چون زبان ارائه اثر انگلیسی است و به همین دلیل بهنظر میرسد لبخوانی هماهنگ نیست.
دشوارترین سکانس از لحاظ فنی برای شما کدام بوده است؟
چند سکانس بسیار دشوار داشتیم؛ یکی جایی که کارن به شکل مخفیانه وارد بلدیه میشود و میخواهد دوستانش را نجات دهد. صحنه مبارزه؛ جایی که کارن پشتک میزند و بهطور کلی سکانسهای اکشن خیلی سخت بود. چالش دیگر ما سکانس اسبسواری بود، چون درآوردن انیمیت اسب واقعا کار دشواری بوده و درآوردن فیزیک و حس آن خیلی دشوار است.
برای بازسازی فضا، لباس و معماری چقدر تحقیق کردید تا به تولید نهایی برسید؟
خیلی کار سختی بود و همانطور که گفتم یکی از چالشهای ما زیبایی بصری انیمیشن بود و هدفمان سادگی تصویر نبود و بهعنوان مثال اگر آدم عادی آن زمان لباسی خیلی مندرس و ساده میپوشید؛ ما طراحی را شکیلتر و نزدیک به چهار سده جلو آوردیم؛ این درحالی است که داستان مربوط به سال ۶۰ هجری است. مساجد انیمیشن برگرفته از مساجد ترکیه هستند، چون بهدلیل تحریمهای موجود قرار بود انیمیشن بهعنوان یک اثر ترک ارائه شود. به همین دلیل باید به فرهنگ ترکیه هم نزدیک میشد، اما در نهایت سعی ما بر این بود تا دورهای از تاریخ را در انیمیشن نشان دهیم که در عین حفظ زیبایی، مبتنی بر تاریخ هم باشد.
چه منابعی بیشترین تأثیر را بر شکلگیری این روایت داشتند؟
همیشه نوع روایت داوود میرباقری برایم خیلی جذاب بود و از سوی دیگر به فیلم «سفیر» بهعنوان شاخصترین فیلم در حوزه مذهبی و فرهنگ عاشورا نظری داشتیم. از جهتی بهدلیل اینکه کاری مانند سفیر عشق را نوشته و کارگردانی کرده بودم، میدانم که وامدار کار خودم از لحاظ نوع روایت و ارتباط شخصیت آندیا با پروانه و کارن نیز هستم. بهدلیل اینکه اولین تجربه انیمیشن سینمایی من بود، برایم حالت تجربهاندوزی نیز داشت.
کل مراحل با رایانه انجام شد یا استوریبرد هم داشتید؟
همیشه استوریبرد در کارهای انیمیشن وجود دارد و واجب است و بعد از آن هم وارد مرحله خروجی شدیم. حدود دو سال کار طول کشید و ۲۰۰ نفر برای شمشیر و اندوه زحمت کشیدند.
دوست دارید وقتی مخاطبان این انیمیشن را میبینند، چه مفهومی از آن دریافت کنند؟
بهطور قطع، هیچچیز بهتر از این نیست که مخاطبان خودشان از انیمیشن برداشتی داشته باشند، اما خودم این اثر را ترکیبی از جنگ و عشق میبینم. نگاه من این بود که گذشته سرخی داریم و در این مسیر ظلمستیزی و حقطلبی را یاد بگیریم. ما نام فیلم را در پخش بینالمللی پسر و شمشیر انتخاب کردیم و آنها نیز همین برداشت را از فیلم داشتند.
تقارن حقطلبی و مبارزه «شمشیر و اندوه» با زمان حال
عماد رحمانی، کارگردان انیمیشن شمشیر و اندوه درباره تقارن حقطلبی و مبارزه شمشیر و اندوه با زمان حال به جامجم، گفت: معتقدم شمشیر و اندوه نه فقط به زمان حال شباهت دارد بلکه شاهد مثال است، چون همیشه مفاهیمی مانند وطن باقی میمانند و ثابت هستند. همیشه معتقدم مردم میتوانند بدون تعارف به شرایط موجود نقد داشته باشند و فکر نمیکنم مسئولان این مملکت منکر سختیها باشند، اما وطن بر هر چیزی اولی است. وطن، عشق و فرهنگ ایرانی ــ اسلامی یک هویت است و امکان جدا کردن آن از یکدیگر وجود ندارد. قطعا همانگونه که فرهنگ ایرانی محترم است، فرهنگ اسلامی نیز صاحب احترام است. شما نمیتوانید اسلام را از ایران و ایران را از اسلام جدا کنید و این دو در یکدیگر ممزوج هستند و حتی صرف و نحو عربی را یک ایرانی تئوریزه کرده است. در شمشیر و اندوه نیز میبینیم که شخصیتها برای آزادی ایران از دست امویان میجنگند و این بسیار با زمان حال و جنگی که پیش آمد، نزدیک است. ایرانیان عاشق اهل بیت هستند، چون همیشه اهل بیت زیر یوغ ظلم بودند. در جنگ رمضان متأسفانه شاهد شهادت بچههای بیگناه میناب بودیم و ما هم برای همدردی انیمیشن «افسانه سپهر» را در این شهر اکران کردیم و بهقدری متأثر شدم که تا چند روز حالم خراب بود و گریه میکردم؛ چرا که بچهها، مظلومترین قربانیان جنگهای نابرابر هستند.