به گزارش جام جم آنلاین اظهارات مطرحشده درباره نحوه هزینهکرد منابع بلوکهشده ایران در قطر، صرفاً یک بحث مالی نیست. سؤال اصلی این است: چه کسی به آمریکا حق داده درباره پول ملت ایران تعیین تکلیف کند؟
این منابع حاصل فروش نفت ایران است؛ دارایی ملتی که دهههاست هزینه استقلال خود را پرداخت کرده است. اگر قرار باشد کشوری درباره نحوه مصرف این منابع تصمیم بگیرد، آن کشور فقط ایران است؛ نه دولتی که خود سابقه طولانی در توقیف، بلوکهسازی و مصادره اموال ملت ایران دارد.
واقعیت آن است که مسئله آمریکا با ایران هیچگاه بر سر حقوق بشر، برنامه هستهای، نظامی یا حتی موضوعات مقطعی نبوده است. رهبر شهید در تبیین ماهیت این تقابل، مسئله را در یک جمله خلاصه کردند: آمریکا میخواهد ایران را ببلعد و ملت ایران مانع این بلعیده شدن است.
این سخن صرفاً یک شعار سیاسی نیست؛ توصیف یک راهبرد تاریخی است. کشوری با ذخایر بزرگ انرژی، موقعیت راهبردی بینظیر، بازار بزرگ و ظرفیتهای گسترده صنعتی و کشاورزی، همواره در معرض طمع قدرتهای سلطهگر قرار داشته است. آنچه آمریکا را آزار میدهد، صرفاً قدرت نظامی ایران نیست؛ بلکه اراده ملتی است که حاضر نشده تن به وابستگی دهد.
از همین رو، محدودسازی توان تولید داخلی، شرطگذاری برای دسترسی به داراییهای ملی و تلاش برای مدیریت نیازهای اقتصادی ایران از خارج مرزها را باید در یک چارچوب واحد تحلیل کرد؛ چارچوبی که هدف نهایی آن کاهش استقلال کشور و بازسازی اهرمهای نفوذ از دست رفته است.
ملت ایران، اما بیش از نیم قرن است پاسخ خود را داده است. دعوا بر سر چند میلیارد دلار نیست؛ دعوا بر سر این است که آیا ایران حق دارد درباره سرنوشت خود تصمیم بگیرد یا نه. پاسخ ملت ایران همان پاسخی است که در همه این سالها داده است: هیچ قدرت خارجی حق قیمومیت بر ایران ندارد.
آزمون توافقهای پس از جنگ نیز دقیقاً همین جاست؛ آیا طرف مقابل حق حاکمیت ملت ایران را به رسمیت میشناسد یا همچنان با ادبیات سلطه و قیمومیت سخن میگوید؟ اگر پاسخ دومی باشد، روشن است که مسئله همچنان همان مسئله قدیمی است: نه اختلاف بر سر موضوعات ادعایی توسط ترامپ و باند صهیونیستی، استکبار با استقلال ایران و ایرانی مشکل دارد.
مستندسازان با ثبت جزئیات آیین حماسی بدرقه با رهبری شهید، درصدد تبدیل این سوگ ملی به سندی ماندگار از آغاز یک دوران جدید هستند