در جامعهشناسی نسلها بهویژه در آثار کارل مانهایم، نسل صرفا یک گروه سنی نیست بلکه مجموعهای از افرادی است که تجربههای تاریخی مشترک دارند.
در ایران به افرادی نسل زد گفته میشود که در سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۱۲ یعنی اواخر دهه ۱۳۷۰ تا اوایل دهه ۱۳۹۰ بهدنیا آمدند و اولین گروهی هستند که بهطور کامل در دنیای دیجیتال رشد کردهاند و بهعنوان اولین نسلی شناخته میشوند که از بدو تولد با فناوریهای دیجیتال، اینترنت و موبایلهای هوشمند آشنا بودهاند. این واقعیت که آنها در دوران رشدشان بهصورت مداوم در معرض فناوریهای پیشرفته قرار داشتهاند، تأثیرات عمیقی بر شیوه تفکر، تعامل و رفتارهای اجتماعی آنها گذاشته است. برخی محققان این نسل را دیجیتال نیتیو یا بومیان دیجیتال مینامند؛ چرا که برخلاف نسلهای قبلی که باید خود را به استفاده از فناوریها خُو میدادند و بایستی به آن عادت میکردند، با روندی طبیعی و بدون نیاز به آموزش خاصی با این فناوریها بزرگ شدند.
نسل زد ایران تحت تأثیر چند تجربه ساختاری شکل گرفته که گسترش اینترنت و شبکههای اجتماعی به علاوه تحول در الگوهای اشتغال در فضای جهانیشدن فرهنگی از آن جمله است؛ بهخصوص که دسترسی این نسل به آموزش عالی افزونتر بوده، همچنین دامنه ارتباطات فراملی نسل زد نیز گسترش چشمگیری داشته است.
در نتیجه نسل زد با نسلهای پیشین نه تنها از نظر نظام ارزشی و الگوهای هویتیابی تفاوت معناداری دارند بلکه حتی انتظارات سیاسی و اجتماعیشان نیز همانند الگوهای مصرف و فرهنگی آنها ترکیبی از سنتی، مدرن و جهانی را شامل میشود. بنابراین باید بناگزیر برای بررسی و تحلیل سبک زندگی نسل زد به چند دوگانگی توجه بنیادین کرد زیرا در چارچوب آنها میتوان چنین تحلیلی را پیش برد و به نتیجه روشنگر رساند؛ از مهمترین این دوگانگیها همانا سنت ــ مدرنیته همچنین دوگانگی هویت ملی جهانی است که خواهناخواه شامل دوگانگی فردگرایی ــ خانوادهگرایی و ارزشهای دینی سکولار نیز میشود. دوگانگی آشکار دیگر حضور واقعی مجازی است. بنابراین آنها را نمیتوان نسلی کاملا سنتی یا مدرن دانست. این نسل در شرایطی رشد کرده که مرزهای فرهنگی، رسانهای و هویتی بسیار (سیال یا گسترده) شدهاند. به همین دلیل بسیاری از پژوهشگران سبک زندگی نسل زد ایرانی را « ترکیبی» و «چندلایه» توصیف میکنند. از آنجا که این نسل در شکلدهی به آینده جامعه، اقتصاد، سیاست و فرهنگ نقش مهمی ایفا خواهد کرد، آنها با ویژگیها و ارزشهای خاص خود وارد عرصههای مختلف زندگی و حرفهای میشوند؛ لذا برای ایجاد یک جامعه متعادل و پایدار ضروری است که به خواستهها و نگرشهای آنها در سیاستگذاریهای فرهنگی و اجتماعی توجه جدی صورت گیرد و بهویژه در این راستا توجه دولت، نهادهای آموزشی و... اهمیت خاصی دارد. بنابراین برای مواجهه با سبک زندگی این نسل آنچه که ضروری به نظر میرسد تدوین سیاستگذاری است. مسلم است که برای سیاستگذاری سبک زندگی نسل زد باید در تقاطع سه حوزه مطالعاتی؛ مطالعات سبک زندگی و فرهنگ، مطالعات نسلها همچنین مطالعات سیاستگذاری عمومی تصمیمگیری شود ضمن اینکه سیاستگذاریهای مؤثر در این حوزه باید چندبخشی و چندسطحی باشد و بهویژه تکیهاش فقط ابزارهای فرهنگی نباشد.