امام، علیه اغوای ضد روایت

بحث مقابله رهبر انقلاب اسلامی (برکات وجودشان ممتد باد!) با ضدروایت اغواگر شیطان در این پیام مهم‌ترین وجه آن است.
کد خبر: ۱۵۵۶۵۶۴
نویسنده احمد میراحسان

در مقاله دیگر مفصلا درباره مسدود کردن راه ضدروایت ترامپ گفت‌وگو خواهم کرد. نقش امام (ع) در بر پا داشتن حقیقت توحید اسلامی، یعنی ولایت الهی محمدی صلوات‌الله علیه و آله و سلم، از مولا علی (ع) تا مولای حاضر امام زمان (عج)، وجودا در حقیقتش، حفظ هستی صراط مستقیم در زمین و جهان اسلام و بیان و روایت حقیقت این راه و روشنگری علیه اغوای «ضد روایت» کذاب و دروغ‌پرداز شیطان و جهل افاک اثیم و دفاع از روایت صدیق وحی و توحید و اتکال به حق و روایت عقل راستگو است. کلا و نیز در جزئیات و عمل له مقتضیات زمان ومکان و رخداد‌های معین. همین! رهبر خردمند فقیهانه این تکلیف را به نحو عالی در برخورد به تفاهمنامه پاسخ گفتند.
در عصر غیبت هم امام جانشین و منتظر آن منتظر (عج) بلندگوی همین تکلیف توحیدی است.
در میان انواع تفاسیر سیاسی و غیرسیاسی پیام معظم و مبرم و مهم رهبر عزیز اگر به این نکته کلیدی توجه نشود، هیچ از روح پیام درنیافته‌ایم. تفاسیر غیرقرآنی مایل‌اند همواره به سود مادی و حسی بیاندیشند اما اصل وجه بندگی و توحیدی عمل ولی فقیه است و اگر این نباشد در دیگر عقل محاسب فرقی بین سکولاریته و مردمسالاری دینی وجود نخواهد داشت.
☆☆☆☆
من به تکرار واضح گفته‌های مکررم درباره «گیم» ترامپ نمی‌پردازم. تردیدناپذیری کذب بازی توافق و همه این بازی در خدمت رهاندن تاکتیکی ترامپ و خدمت به او مبرهن است. انواع محاسبات غلط درخصوص امکان ساختن ایران با موافقت کاغذی شیطان بزرگ و دستاورد عظیم پیروزی میدان و خیابان و نقش منفی مذاکرات متوهم سابق در وانهادن اهرم‌های قدرتمند مقاومت و تکرار مکرر این خطا و رها کردن ترامپ، درست در نقطه تثبیت قطعی تسلیم و مجوز تداوم بازی فرساینده و ... روشن‌تر از آفتاب است. و راه درست ویران کردن همه ابزارهای تداوم بازی شیطان که امکانش را داشتیم بود نه مهلت دادن به دشمن تا به ما مهلت ندهد و همه ابزارهای ما را خنثی کند.
پیام رهبر بزرگوار، پیام شریف، صادق بامردم، ایستادن در کنار و پیشاپیش امت و بستن راه خطا بود هرچند اگر مشکل ویرانگری پدید نمی‌آورد، دستور لغو تفاهمنامه غلط همین امروز همان روح این پیام است، چراکه دشمن با تهدید مکرر و بیان تداوم جنگ و قصد قطعی عدم اجرای وعده‌ها و عمل ضدشروط در لبنان تفاهمنامه را مسخره می‌کند. 
تمام پیام رهبری مبین نظر دیگرشان بنا به اصول قرآن و انقلاب اسلامی و تجربه۴۷ساله و پیروزی مردم مبعوث و میدان است. تعهد گرفتن از اصحاب تفاهمنامه به معنی بی‌اعتمادی به این متن است و صرفا عدم شکستن اتحاد سبب این اجازه به رئیس‌جمهور و رئیس مجلس و شورای عالی امنیت ملی شده است. این حضرات نباید حقیقت زیان‌بار این تفاهمنامه و مخالفت رهبری و سرپبچی خود را از شروط ولی فقیه، از نگاه این متن پیام رهبر عزیز، نهان سازند. آنان دارند خط برجام را پیش می‌برند. زیان عظیم رهاندن ترامپ از جهاد 110 روزه و علی‌وار میدان و مردم تا همین حالا غیرقابل توصیف. تفاهمنامه از بنیان نابودی کارت‌های ایران است و نیاز به زیاده‌خواهی تازه‌ای نیست. پیام می‌گوید امام و مردم مبعوث منتظر تحقق شروط هستند و این خود اتمام حجت است.
☆☆☆☆☆ 
 مشکل بزرگ غرب پرستان ما خطای محاسباتی نیست، به شکل‌های مختلف گرفتار شرک و ابلوک‌مآبی زیستن و خضوع برابر امپراطوری کفر است، توحیدباختگی و بی‌باوری به عبودیت و ولایت الهی است. زبان فریبنده توحیدنما و ادعای نظری همه چیز از خداست، نقابی است بر فقدان توحیدافعالی. آنان بر توهم اراده مستقل خود برابر اراده خدا متکی هستند و برابر قدرت فرعون خاضع و ترس‌زده هستند و برابر بت غرب در غیاب پروردگاری قادر و یکتا، مدام خود را در بن‌بست می‌بینند و مدام برابر غرب خود را در بن‌بست و ناگریزی و تسلیم می‌یابند. غرب‌پرستی امروز، تجمیع انواع ضدتوحید است و ماهیتی یگانه با شیطان‌پرستی مدرن، بت‌پرستی، نفس‌پرستی، انسان و عقل خودبنیان‌پرستی مدرن، و ازخودبیگانگی و بردگی و وابستگی به ابلیس و زرپرستی سامری مدرن، سرمایه‌سالاری، جن‌زدگی وکفر‌زدگی و سحرشدگی دارد و همه سیماهای جاهلیت مدرن را از کاریکاتور لیبرالیسم تا سکولاریسم و ولونتاریسم به سبب تسلیم به ضداسلام، تسلیم به مدرنیته متقدم و متأخر، به انضمام وضع چاکری پیرامونی در خود گرد آورده است.
مشکل بزرگ غرب پرستان آن است که در متن یک انقلاب توحیدی، انقلاب اسلامی که نقش آن بر پا کردن پرچم توحید در جهان است، با دورویی و ادعای دفاع از یکتاپرستی و پیروی از امام مو حد ومتوکل به خدا، در ساختاری حکمرانی نفوذ کرده اند اما کارشان در عمل ضدیت با توحید وحاکم کردن اراده خودو خواست ارباب، شیطان بزرگ و اجرای بردگی تمدن غرب و غربی سازی وحذف یک مردمسالاری دینی است وگرنه جمهوری اسلامی در نام که از پیش وجود داشته، مانند پاکستان فرمانبر سنتی آمریکا! 
☆☆☆☆☆
اسلام حقیقی با ثقلین، با وسیله امام معصوم علیهم السلام، مفسر قرآن حکیم، ما را ازضد توحید، از اغوای نفس وشیطان حفظ کرده است. تاریخ ظهور عصمت امامت، وحضور ۱۴ قرن سپری شده امام هدایت، در بردارنده درس بزرگ رستگاری در صورت پیروی از ولی خدا و گمراهی به سبب گسست از امام و خود محوری و خود برتر دانی آشکار یامنافقانه است. 
تاریخ صدر اسلام نمایش عملی قرآن مجید است. گویی همه رخداد‌ها صحنه نمایش سعادت عبودیت و تبعیت از خدا و ولی خدا، و شفاوت خود محوری و اجتهاد رأی است. تاریخی فشره ارکل دوران غیبت است تا درس بگیریم و عبرت بگزینیم و عبور کنیم از خطا و، سرکشی منجر به سیاه روزی را تکرار نکنیم. سقیفه را تکرار نکنیم. مولا را منزوی و استخوان در گلو به سکوت نکشانیم و زمینه غصب حکمرانی بوسیله یزید را فراهم نیاوریم. امام را وادار نکنیم برای دوشقه کردن فرزند در دعوای بین مادر واقعی ومادر دروغین، از عمل به فتوایش چشم بپوشد و ناظر دردمند کنش وقیح و بازیگرانه و ناصادقانه باطل در غصب حق باشد! اینها در صدر اسلام اتفاق افتاد تا دیگر امت فریب نخورد و شاهد برباد رفتن نتایج جهاد و انقلاب عظیم اسلام و جاده صاف کن نفاق به سود پیشروی کفر نباشد و مؤمنان دچار خطای محاسباتی هم پند بگیرند و راه هموار نکنند. تا نفاق با تهدید به آشوب علیه حکم خدا بر خیزد و نکراء و تفکر حیله گر با بخّ بخّ نقشه عملی بر باد دادن دستامد انقلاب محمدی صلوات الله علیه و آله تا انقلاب شیعه ناب علوی رسول الله، خمینی مجدد عصر و خامنه ای شهید را با پادر میانی ساده دلان به ثمر نرساند.
☆☆☆♡
روایت امام ما در برخورد به تفاهمنامه مسدود کردن ضد روایت اغتشاش آفرین ترامپ است و ناظر بر پیش بینی ملهمانه و عاقلانه آینده بازی شیطان و بستن دست و نقشه اعواکر اوست . زیرا آینده از حال متصاعد می‌شود و حال برخلاف تصوری که بر اساس یک اپیدمی ناتمام و از نیمه راه دیده شده، در اذهان رواج می‌دهند، متکی بر روایت سر و دم بریده نیست. مولفه‌های قدرت روایت در جای دیگر: در جایی متکی بر وجود، وموجودیت ماست که مقدم بر امر ذهنی یعنی روایت است. در این معادله اراده موجود و عزم حقیقی وجود انسانی ما است که عمل می‌آفریند و قبل از هرچیز این کنش و واکنش مؤثر ماست که همه بافته‌های دراماتیک روایتی را معتبر می‌کند و روایتی دیگر را از اعتبار می‌اندازد. در این نگاه وجود مقدم بر ذهن است. البته نیت امری سوبژکتیو و ذهنی نیست بلکه امری وجودی است.حقیقت درونی عمل است. جهان متافیزیک یونانی ودر جهان ماتریالیستی مدرن نیت امری ذهنی است. در اسلام و در حکمت «وجود محور» نیت، ریشه و حقیقت وجودی عمل است. پیام رهبر علیه اغوا در نیات شیطانی عمل می‌کند و دلهای امت مومن راطمأنینه بخشیده است. 
☆☆☆☆☆
 نیت و عمل و پایداری برحق، و خرد و شجاعت در استقامت بر عمل صالح، مانع کارکرد همه رفتارهای خدعه آمیز روایی درضد روایت و سرشت سوبژکتیو انواع «بازی»‌ها و وانموده‌ها است. با «بازی» و روایت فریبا و روایت دراماتیک با نمایش خیالی و موهوم و تسویل، شیطان جهان را اغوا می‌کند. اینها همه در جایش، واقعیت دارد. اما تعیین کننده، حقیقت وجودی رخداد‌های ماست که نزد خدا محفوظ و مؤثر است ودر صورت بندگی حق، بر انواع وانموده‌ها وضد روایات بی ریشه در حقیقت فائق می‌آید. این نقص وجودی عبودیت ماست که مانع عمل نافذ می‌گردد و سستی عمل ما به ضد روایت متناقض و بازی شیطانی راه می‌دهدکه غلبه بیابد. نکته مهم در عمل اجتماعی مجموعه عمل صالح امام و امت است. اگر امام حتی امام معصوم علیهم السلام باشد اما، امت به سبب نقصان وجودی در عبودیت ناقص و بی اندام و متزلزل و تردید آلود باشد باز زمینه ی نفوذ روایت و تسویل شیطانی گشوده است و نفاق به دلیل وجود سوراخ و نا استوار خود به نفوذ روایت دروغ و غلبه آن خود یاری می‌دهد و گاه مردم تحت تاثیر آن قرار می‌گیرند. پس قبل از هرچیز ما باید تکلیف خود را با حق و استواری بر آن روشن کنیم.
پیام امام سید ما تکلیفما را روشن کرده است. در اینجا اصل عزم ونسبت اراده انسانی با حق و فرامین الهی و عمل به آن است. 
اما نباید با سوء برداشت از این سخن به بی اهمیتی روایت رسید. ما باید پدیده‌ها را درجایگاه شان ببینیم و هر گونه افراط و تفریط در باره آنها ما را به خطا دچار میکند. پس روایت بسیار مهم است. و باید آن را درست شناخت روایت امام ما آینه مجود وصراط مستیقم امت است. . اما این سبب نمی‌شود که روایت جانشین خود عمل شود.
در باره اهمیت و چرایی توسعه کارکردضد روایت و نظریه پسامدرن سیاست و درپی آن در سیاست عملی وعمل سیاسی باید سخن گفت. حال بحث بر سر آن است که خود پیروزی روایت گری قائم بر ذات نیست و بر مؤلفه‌های گوناگونی تکیه دارد اما مهمترین علت پاسیفیسم در برابرضد روایت متناقض شیطان و عدم روایت درست به واقعیت وجودی خود ما و اراده ماو نحو موجودیت ما مرتبط است. وقتی اساسا در نفاق اراده ای در پیروزی بر دشمن و دفاع از حقوق الهی ما قوی نباشد و انواع منافع مادی و تفکر غلط و حساب وکتاب تسلیم طلبانه، وجوداً موجودیت مان را تعریف و تسخیر کرده باشد، اصلا انگیزه ای در جنگ روایت‌ها نخواهیم داشت که مانع روایت ضد حق شویم . 
مردم ایران در ارتباط با مذاکرات برجام و سه مذاکره با شیطان بزرگ تجربه ارجمندی دارند هرچند برداشت بوروکراتیک و گسسته از عرصه عمومی و متمرکز در اقدام پشت در‌های بسته و حل و فصل در «بالا» در سستی روایت علنی، همگانی و فعال در صحنه جهانی جنگ روایت‌ها نقش مهمی دارد. اما حتی این پدیده هم وابسته به واقعیت وجودی مقدم بر روایتگری است. 
به نظرم روایت ضغیف ما در ترک مخاصمه و امضاز تفاهم نامه علل ریشه ای مذکور را در دل دارد. علتی وجود داردکه ترامپ میکوشد با روایت پردازی دلخواه تفسیر خود را بر تفاهمنامه در جهان حاکم کند و ما متاسفانه در گفت‌وگو با سفرا و نمایندگان کشورها خبر نگاران را دعوت به ترک جلسه می‌کنیم و در تمام دوران پیشا مذاکره و متن پیشنهادی مان مردم مان را بدون روایت در محاصره روایت دشمن رهامی کنیم. انزجار جریان غربگرا از رسانه‌ملی که در این مدت سعی کرد با گفت‌وگوی علمی خلاء روایت را جبران کند و آگاهی ببخشد از همین خشم آنان برای شکل دادن به روایت انقلابی هماهنگ با موجودیت میدان و خیابان آب می‌خورد.
از مؤلفه‌های وجودی غلبه روایت دروغ دشمن بر روایت ما،، دیدگاه بوروکراتیک، غیر مردمی و مردمس
الارانه و استبدادی در حکمرانی و برخورد به حق مردم است. در الفاظ مردم، مردم کردن و درعمل تلاش برای دور نگاهداشتن ملت از روند تصمیم گیری. 
جدا از ضعف شناختی و عقب ماندگی در درک اهمیت نیروی روایت و قدرت آن در روانشناسی اجتماعی و سیاست و در عمل اجتماعی و نظامی و یا ضعف امکانات روایتگری وسیع و در شنیده شدن صدای مان، اصلا علت اصلی انفعال، عدم وجود اراده نفی روایت دشمن در ماست که اصل ماجراست. علت این امر ترس، همسنخی با نگرش تسلیم طلبانه و عصبانی نکردن خصم، همگونی با روایت قدرت مقابل و توافق درونی با آن، آشتی طلبی با دشمن و تبعیت ودل و یا سرسپردگی به قدرت او و تسلیم طلبی و عدم اراده مقابله جدی می‌تواند باشد. وقتی در دل و نهان غرض ما حفظ آشتی به هر قیمت است و اصلا قصد ایستادگی تجاوزات دشمن را نداریم و در مذاکره هم می‌خواهیم بدهیم برود، بدیهی است که به روایت زیاده طلبانه دشمن اعتنایی نخواهیم کرد. زیرا ما نمی‌خواهیم دعوا راه بیاندازیم. پس درست این امر وجودی است که نقش بزرگ در خطر هولناک ایفا می‌کند و سبب سستی در روایتگری بموقع و پیروزی روایت خصم می‌شود.
☆☆☆☆☆
اهمیت شناخت همه حقایق در باره روایت در وضع حاضر ما و در دوران مذاکره شصت روزه برای توافق، شناخت چیستی روایت، نقش جدید آن مرتبط با نظریه بازی‌ها و وانموده‌ها و بازنمایی فیلمیک و تبدیل سیاست ورزی به فیلمنامه نگاری و... بسیار مهم است. سستی در روایت روحیه حل و فصل با دشمن در اتاق‌های در بسته و فقدان ادراکات مردمسالاری دینی در دیپلماسی البته نتایج مهلکی ببار می‌اورد. اگر این ترس وثوق الدوله ای از روایت در وضع سیاست ورزی شبه استعماری و ساخت و پاخت شبه مستعمره ای و تفکر چاکرانه بده بره منطقی است، اما درمیهن یک انقلاب عظیم اسلامی گویای یک فاصله نجومی با واقعیت زندگی و مردم مبعوث در خیابان هاست. پس روایت را درست بشناسیم. 
☆☆☆☆
روایت واگویی واقعیت و رخدادی عینی یا ذهنی است در زمان ومکان با ابزار انتقال پیام شنیداری یا دیداری. یک گزارش شفاهی، یک بازگویی رخداد به صورت نوشتار، یک تصویر مستند، یک تابلو نقاشی یک منظمه حماسی یا عاشقانه در بر دارنده روایت است. روایت مستند و داستانی در یک رمان و یک فیلم از نظر ماجرای متن و زمان و مکان و شخصیت انسانی تفاوت دارند. نقش راوی بسیار اساسی است و سویه معنایی و جهت گیری معنا بخش در روایت از سوی جهان روایتگر مهم است و همچنین ابزار و امکان روایتگری ـ عنصر برحق بودن یا خود را برحق جلوه دادن بس مهم است متافیزیک روایت از خود روایت مهمتر است. در جهان اهل ایمان تاثیر کذب و صدق و عالم غیل در وجود روایت و فرجام آن نقش دارد. وشکست صوری نیروی محق در دنیا به معنای شکست روایت او در حساب و کتاب غایی نیست و البته این کمترین نقشی در انفعال روایتگری حق در وسع خودمان ندارد فعالیت حضرت زینب در روایت کربلا هرگز امکانات روایت بنی امیه نداشت اما قدرت عظیم حقانیت وشجاعت و کوتاه نیامدن در مهمترین موقعیت‌های عطف مثل قصر یزبد یا در شکست ظاهری را به پبروزی بدل کرد.
فقط درصورت عمل به موضع رخشان و تاثیر گذار وزیر امور خارجه آقای عراقچی در جلسه سفرا خارجی و بیان عریان از وحدت آمریکا و اسراییل از یک سو و ایران و حزب الله از سوی دیگر یکی از همان معرفت‌های اصلی است که مانع تحقق نقشه ای شوم می‌شود. پس چرا عمل نمی‌شود. نقشهشیژان دارد هنین حالا در لبنان ادامه می‌یابد. نقشه ای که اندیشکده‌های آمریکا بی وقفه باره آن حرف می‌زنند و شیطان ار روز نخست از این نقشه راه جنگ با سود جست. اسلام در صدرحیات نبوی و علویش، هم چون راه و حرکت همه انبیاء در حیات شان، و همچون سرشت همه هستی انسانی، همواره دچار چالش درونی باطل با حق علیه هویت حقیقی و اصالتش بوده و نه فقط ناچار به محافظت از پدیده‌های حقانی هویتی خود و زبان اصالتش و اصالت زبانش بلکه ناگزیر به دفاع از وجود اصیلش برابر دست تطاول نهان روشانه نفس و اغوای شیطان در درونش بوده است. در اینجاست که پیدایش و رشد و غلبه نفاق درونی وشرک ونفوذ باطل وشیاطین و اهواء در فرد و جامعه و حکومت برحق و اسلام آغازین تا امروز، و در انقلاب اسلامی هم رخ نموده و انقلاب از آغار در درون خود دچار خرابکاری و کژ روی انواع منحرفینی شده که اسیر خواست ضد توحیدی نفس شان و لمس و مس و اغوای شیطان بوده اند. غربگرایی نوعی از جاهلیت و بت پرستی محسوب می‌شود. مدرنیت، اومانیسم، لیبرالیسم و... شکلی از بت نفس پرستی و حکمرانی انسان خود بنیان و ضد توحید و ضد قرآن بوده است.
مسئولان دلسوز قوه مجریه و شورای عالی امتیت ملی و وزارت خارجه باید مرافب نفوذ این جریان و مشاوره آن در پیروزکردن ضد روایت شیژان باشند. تا همین جا شیطان گام بزرگ در پیشبرد ضد روایت خود برداشته و زیر پا نهادن شروط رهبری خسران عطبم تفس نصنوعی به ترامپ را با بندهای این تفاهم نامه فراهم آورده است.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها