اما آنچه از بازدیدهای میدانی و بررسی وضعیت موجود نظام سلامت برمیآید، نشان میدهد هنوز زیرساختهای لازم برای اجرای کامل و موفق این طرح فراهم نشده است. با شرایط فعلی، تردید جدی وجود دارد که این طرح بتواند بهشکل مطلوب اجرا شود؛ مگر آن که صرفا در قالبی ظاهری و غیرکارکردی پیادهسازی شود. در وضعیت کنونی کشور نیز به نظر میرسد بستر مناسبی برای اجرای کامل نظام ارجاع و پزشک خانواده فراهم نیست. این در حالی است که اجرای واقعی این طرح نیازمند آمادگی زیرساختی، نهادی و اجتماعی گستردهای است. یکی از ارکان اصلی موفقیت پزشک خانواده، ایجاد ارتباط مؤثر میان سطوح مختلف خدمات سلامت (سطح یک، دو و سه) و شکلگیری چرخه بازخورد منسجم است. در این الگو، پزشک عمومی بهعنوان پزشک خانواده، نقش محوری در هدایت بیمار به متخصص ایفا میکند و پس از ارجاع، متخصص باید اطلاعات مربوط بهروند تشخیص و درمان را در سامانه ثبت کرده و بازخورد لازم را به پزشک خانواده ارائه دهد تا پیگیریهای بعدی بهدرستی انجام شود. با این حال، چنین ارتباط ساختاریافتهای هنوز به شکل کامل میان بخشهای مختلف نظام سلامت، اعم از دولتی و خصوصی، شکل نگرفته است. در غیاب این ارتباط، اجرای نظام ارجاع عملا از مفهوم واقعی خود فاصله میگیرد و به یک عنوان بدون کارکرد تبدیل میشود. از سوی دیگر، طرح پزشک خانواده صرفا یک موضوع فنی یا اجرایی نیست؛ بلکه پذیرش اجتماعی آن نیز اهمیت اساسی دارد. در حال حاضر نمیتوان اطمینان داشت که جامعه، آمادگی کامل برای پذیرش چنین ساختاری را داشته باشد. همچنین باید به میزان آمادگی ارائهدهندگان خدمات سلامت نیز توجه کرد؛ این پرسش جدی وجود دارد که آیا کادر درمان امروز، از نظر انگیزه، زیرساخت و ابزارهای لازم، توان اجرای چنین طرحی را دارند یا خیر. از منظر نهادی نیز چالشهای مهمی وجود دارد. وزارت بهداشت با محدودیتهای مالی و بدهیهای انباشته مواجه است و همین مسأله توان سرمایهگذاری در زیرساختهای فناوری اطلاعات و سامانههای ارتباطی را کاهش میدهد. اجرای مؤثر پزشک خانواده مستلزم سامانهای یکپارچه و گسترده است که بتواند ارتباط میان پزشکان، مراکز درمانی، آزمایشگاهها و سایر اجزای نظام سلامت را برقرار کند و امکان تبادل اطلاعات و بازخورد را فراهم سازد. هرچند اقداماتی مانند اجرای نسخه الکترونیک در سالهای اخیر آغاز شده، اما همچنان تا دستیابی به یک نظام یکپارچه و کارآمد فاصله قابل توجهی وجود دارد. تجربه اجرای محدود پزشک خانواده در برخی استانها نیز نشان داده است که بدون رفع مشکلات ساختاری، تعمیم شتابزده آن میتواند به نارضایتی و ناکارآمدی منجر شود. طرح پزشک خانواده در صورت اجرای صحیح میتواند یکی از اصلاحات اساسی نظام سلامت باشد، اما اجرای عجولانه و بدون زیرساخت، نهتنها کمکی به بهبود وضعیت نخواهد کرد، بلکه میتواند این طرح را با شکست مواجه کند.