وقتی که یک صدای زیبا پرواز می‌کند

پدری، بی‌آرام، و بی‌توان؛ تصمیم می‌گیرد؛ از خانه، و وطن، دور شود؛ و یک جست‌و‌جوی بی‌پایان را، در سرزمینی که نمی‌شناسد آغاز کند.
پدری، بی‌آرام، و بی‌توان؛ تصمیم می‌گیرد؛ از خانه، و وطن، دور شود؛ و یک جست‌و‌جوی بی‌پایان را، در سرزمینی که نمی‌شناسد آغاز کند.
کد خبر: ۱۵۵۶۳۷۹
جست‌و‌جو پشت سر جست‌و‌جو؛ از این خیابان به آن خیابان؛ و از آن دفتر، به این دفتر و از این آدم به آن آدم، شکل می‌گیرد؛ تا یک، قصه تلخ و پرگزش و پرعذاب را، روایت کند و به تاریخ بشر، بگوید که اگر یک «خبرنگار»؛ با سیاست‌های خارجی وزارت امور خارجه آمریکا، هم‌نوا نشود و در برابر آن، اظهار وجود کند، دچار چه سرنوشت غیرمنتظره‌ای خواهد شد و چگونه مهر مرگ، بر قلم و اندیشه و روایتگری‌اش فرود خواهد آمد؛ و در دل سرد و بی‌رحم خاک فروخواهد رفت.

خبرنگار، یا روایتگر یک نشریه آمریکایی، هنگامی که کودتای خونین «پینوشه» در شهر سانتیاگو شیلی، رخ می‌دهد؛ در آنجا هست و بعد از «کودتا» ارتباطش با خانواده‌اش، قطع می‌شود و همین موضوع سبب برخاستن پدر پیر و اقدام به جست‌و‌جویی تلخ و لبریز از اندوه و آکنده از غم‌های پدری موسفید و بی‌توان می‌گردد.

«گوستاوو گاوراس»، در دنیای سینمای سیاسی و ضدقدرت، سینماگری شناخته‌شده؛ و با آثاری کاملا تامل‌برانگیز و نظام تصویری روایی تقریبا قدرتمندی است. در دهه 90 میلادی، که نظام دیکتاتوری خشن ژنرال «پینوشه»، فروپاشیده شده بود؛ «گاوراس»، فیلمی سینمایی ساخت؛ به نام «گمشده»، که «سانتیاگوی» شیلی را، در همان هفته‌های آغازین «کودتا» نشان می‌دهد و با سلسله جست‌و‌جوهای بی‌وقفه یک پدر خسته از روزگار سیاست و تمدن و فرهنگ و ارزش‌های دوران «نیکسون» و «جناب نظریه‌پرداز جهانی، کسینجر» یک جنایت بزرگ بشری را، در جنوبی‌ترین نقطه جغرافیای آمریکای لاتین، افشا می‌کند و باطن یک شهر قتل‌عام‌شده را، روایت می‌کند؛ تا بگوید، آمریکای حمایتگر «ژنرال پینوشه» در شهر «سانتیاگو» و «استادیوم ورزشی» معروف «شیلی پینوشه»، چه؛ فاجعه و مصیبت وحشتناکی، به تاریخ تمدن قرن بیستم، هدیه کرده است و چه افتخاری؟!! برای کاخ سفید به‌بار آورده است.

از 1980 میلادی – یعنی دو سال بعد از انقلاب – تا 1990 ، هیچ حادثه یا شورشی یا بحرانی عمیق، در آمریکای لاتین محصور در نظام‌های دیکتاتوری نظامی، پیش نیامد که بتواند دیوارهای بلند سیاه خفقان و سیاست‌های بی‌رحمی‌های خشن شهری را، متوقف کند و این توقف‌های اجباری، کاخ‌های دیکتاتوری‌های بزرگ و خون‌ریز را، منهدم نماید!!!

پس چه شد و چه نسیم آزادی‌بخشی، به حرکت درآمد که دیکتاتوری‌های نظامی آمریکای لاتین – یکی پس از دیگری فروریختند و آخرین آنها، «فروپاشی قدرت فولادین ژنرال پینوشه» بود و این ژنرال آدمکش و بی‌رحم و بی‌مغز مورد حمایت آمریکا و کاخ سفید؛ در کمال آرامش مهندسی شده «کشور شیلی» را، ترک کرد و در سرزمین اسپانیا، در سایه سنگین حمایت کاخ سفید، به زندگی ذلت‌بارش ادامه داد!

اگر، و اگر بخواهیم، با قاطعیت بگوییم، این نسیم آزادیبخش، از کجای این دنیای محاصره‌شده، در تمدن بی‌رحم آمریکایی، آغاز شد؛ و همه بنیادهای ستم‌گستری شهری و کشوری را، به‌هم ریخت و آنها را لرزانده و فروریخته ساخت؛ باید بگوییم:

تنها و تنها، یک «صدای صدیق» و یک «صدای قدسی» و یک «صدای آسمانی» بود؛ و آن صدا، «صدای امام خمینی» یا «صدای امام ایران» بود.

«صدای امام» و «تصویر امام» در میان دانشجویان «سانتیاگو» پخش شده بود و هیچ قدرتی نمی‌توانست جلوی حرکت آن، سد بزند. هنگامی که، شخصیتی قدرتمند و باهوش، همچون فیدل کاسترو مجذوب «صدای زیبای امام» شود؛ و در برابر آن زانو بزند؛ دانشجویان وطن‌دوست و شهروندان جوان خسته‌شده از سال‌های آدم‌ربایی‌های دیکتاتوری؛ چه خواهند کرد!!!

«صدای امام»، نه‌تنها تاریخ ایران که تاریخ جهان را، زیر و رو کرد و آن را به گذرگاهی پرخطر و پرضرر، برای سیاست‌های ضدبشری تمدن آمریکا و آمریکایی، ساخت؛ تا به‌سوی نابودی و پایان بی‌برو و برگرد خویش، گام بردارد.
 
newsQrCode
برچسب ها: سینا واحد
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها