مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
حماسه فردوسی گویی در مرکز میدانی مدور قرار گرفته و تماشاگرانی از پیرامون آن به نظاره نشستهاند. به اقتضای تفاوت زاویه دید، هر یک از آنان تصویری متفاوت از آنچه در برابرشان قرار دارد میبینند. شاید از همین رو نتوان بر کسی خرده گرفت که چرا شاهنامه را چنین یا چنان میفهمد. زیرا جایگاه او در این میدان و مسیر نگاهش، امکان برداشتی متفاوت را فراهم میآورد.
شاید هیچکس نتواند همه زوایای این اثر را یکجا ببیند. داستانهای شاهنامه_ بهویژه صحنههای نبرد و رویاروییهای سرنوشتساز_ برای هر خواننده بخشی از حقیقت خود را آشکار میکنند و هرکس به اندازه افق و زاویه نگاه خویش از آن بهره میگیرد.
در بسیاری از جاهای شاهنامه با شاعری روبهرو هستیم که نسبت به کوچکترین مسائل اخلاقی و عاطفی حساس است؛ از بیآزاری و راستگویی گرفته تا پرهیز از آزمندی و بیهودهگویی. او حتی نگران آزردن موری است که در راه دانه میکشد:
چه گفتند دارندگان خرد
که هر کس که بد کرد، کیفر برد
نباید ز گیتی تو را یار کس
بیآزاری و راستی یار بس
میازار موری که دانهکش است
که جان دارد و جان شیرین خوش است
و با شناخت این ویژگیهای فردوسی است که شگفتی از سراینده حماسههایی خونبار، چون داستانهای رستم و سهراب و رستم و اسفندیار افزون میشود.
میتوان شاهنامه را تنها از منظر حماسی خواند و هنرمندی فردوسی را در آرایش صحنههای نبرد ستود؛ آنجا که میگوید:
برو راست خم کرد و چپ کرد راست
خروش از خم چرخ چاچی بخاست
یا تصویری حسی که او از میدان جنگ ارائه میکند و میسراید:
ز گرد سواران در آن پهن دشت
زمین شش شد و آسمان گشت هشت
همچنین میتوان شاهنامه را از منظر تراژدی نگریست و آن را همسنگ بزرگترین سوگنامههای جهان دانست. گروهی در آن تاریخ میجویند، برخی هویت ملی، بعضی اسطوره و فرهنگ و شماری نیز به زبان فارسی، حکمت، اخلاق و آموزههای تربیتی آن دل میسپارند. حتی این امکان وجود دارد که کسی کشته شدن سهراب را مکافات بیپروایی رستم در ورود و اقامت در سرزمین بیگانه بداند. شاهنامه این درها را روی خواننده نبسته است.
از همین رو شاید بتوان به برخی داستانهای شاهنامه با نگاهی عرفانی نیز نگریست. اگر رستم در هفتخوان با کشتن دیو سپید_ که از جهاتی یادآور پدرش زال است_ به مرحلهای از استقلال و تفرید میرسد، چرا نتوان احتمال داد که در داستان سهراب نیز با دشمنی درونی و پنهان روبهروست؟ در این برداشت، سهراب میتواند نمادی از نفس رستم باشد؛ همان دشمنی که در سنت دینی و عرفانی از آن به عنوان بزرگترین دشمن انسان یاد شده است.
در این برداشت، رستم سالکی است که در مسیر سلوک بارها آزموده میشود. گاه شتاب میکند، گاه درنگ، گاه خطا و گاه کامیابی را تجربه میکند، اما سرانجام همه توان مادی و معنوی خود را برای غلبه بر دشمن بهکار میگیرد. اگر داستان را به مثابه تمثیلی عرفانی بخوانیم، بسیاری از دشواریهای ظاهری آن قابل تأمل میشود؛ همانگونه که در روایت همراهی موسی (ع) و خضر (ع) یا در برخی حکایتهای تمثیلی مثنوی معنوی، رخدادهایی در ظاهر شگفت و حتی ناموجه مینمایند، اما در لایهای دیگر معنایی متفاوت مییابند.
در چنین برداشتی، کاووس نیز نه شاهی بد که میتواند در مقام پیر طریقت ظاهر شود؛ پیری که رستم را به میدان آزمونی سخت میفرستد و در پایان، با خودداری از فرستادن نوشدارو، داروی صبر را به او تجویز میکند. رستم پس از تحمل اندوهی عظیم و گذر از سوگ سهراب به مرحلهای از پختگی و آرامش میرسد و به زابلستان و قرارگاه خود بازمیگردد. حتی فرجام زندگی او و افتادن در چاه نابرادری نیز میتواند مؤید ادامه این برداشت باشد.
البته همه اینها از جنس احتمال و تأویل است نه داوری قطعی. شاهنامه را میتوان از زوایای گوناگون دید و از هر زاویه معنایی تازه دریافت. یکی از مهمترین کارکردهای این اثر نیز همین است که باب اندیشیدن را بر ما میگشاید.
شاید راز ماندگاری شاهنامه نیز در همین باشد؛ اثری که بیش از ۱۰۰۰ سال است اندیشه ایرانیان را به پرسش میگیرد، به محک میزند و پرورش میدهد.
مروری بر فهرست مهمترین فیلمهای تابستان ۲۰۲۶ هالیوود
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک