بهویژه در سالهای اخیر که اهل قلم سعی در بازنمایی هویت اصیل در جامعه را داشتهاند، توجه به این حیطه از نمود بیشتری برخوردار بوده است. اگرچه بعضی، مانایی و پویایی زبان فارسی را در گذر زمان متکی به تلاشهای فردوسی با خلق اثری، چون «شاهنامه» میدانند، با این حال نقش دیگر شاعران برجسته همچون حافظ، سعدی، نظامی، عطار، مولوی، خیام و... را نباید در احیا و حفاظت از این زبان نادیده گرفت. استاد محمود جعفری دهقی یکی از پژوهشگران پرسابقه در این زمینه است که باور دارد، زبان فارسی بهرغم چالشها و تهدیداتی که بر سر راهش قرار گرفته هرگز رنگ کهنگی و فرسودگی بهخود نمیگیرد. آنچه در پی میآید حاصل گفتوگوی ما با او درباره جایگاه فعلی زبان فارسی در جهان امروز است.
آنچه در درجه اول و در مواجهه با زبان فارسی به ذهن میرسد این است که امروز زبان غالب در جهان انگلیسی است. در این صورت زبانهایی مثل فارسی که با محدودیتهایی هم روبهرو هستند چطور میتوانند از گزند مهجوریت و غبار فراموشی زمان دور بمانند؟
زبان فارسی با قدمتی چندین هزارساله و پیشینهای درخشان در شعر، عرفان، علم و دیوانسالاری، همواره توانسته پس از تلاطمهای تاریخی_ از حمله مغول تا استعمار_ نهتنها زنده بماند بلکه بر گستره خود بیفزاید، اما شرایط فعلی با هجوم بیسابقه فضای مجازی، شبکههای اجتماعی، محتوای سرگرمی و اصطلاحات تخصصی غربی (بهویژه انگلیسی) متفاوت از گذشته است. واقعیت این است که هیچ زبانی در جهان امروز نمیتواند بهطور کامل، از ورود کلمات و اصطلاحات بیگانه «جلوگیری مطلق» کند، اما توانایی پالایش، انطباق و بازتولید آنها را دارد. زبان فارسی این ظرفیت را نشان داده که واژهسازی علمی و دقیق داشته باشد، مانند «رایانه» بهجای کامپیوتر یا «نگارگر» بهجای گرافیست. دیگر اینکه هویت خود را حفظ کند و حتی بر زبانهای دیگر تاثیر بگذارد. نمونه آن تاثیرگذاری زبان فارسی در هند، پاکستان یا آسیای میانه است. همچنین این قابلیت را دارد که با طنز و خلاقیت واژههای بیگانه را معادلسازی یا جذب هدفمند کند.
با این حال بهطور قطع، زبان فارسی بهعنوان زبانی فرهنگساز در جهان امروز با تهدیدات و چالشهایی هم مواجه است.
دقیقا ضعف رسانههای فارسیزبان در تولید محتوای جذاب، نبود سیاست زبانی منسجم (حتی در آموزش) و غلبه اصطلاحات انگلیسی در کسبوکار، فناوری و علم را میتوان از مشکلات قابل توجه زبان فارسی در شرایط کنونی قلمداد کرد.
بهویژه در سالهای اخیر که اهل قلم سعی در بازنمایی هویت اصیل در جامعه را داشتهاند، توجه به این حیطه از نمود بیشتری برخوردار بوده است. اگرچه بعضی، مانایی و پویایی زبان فارسی را در گذر زمان متکی به تلاشهای فردوسی با خلق اثری، چون «شاهنامه» میدانند، با این حال نقش دیگر شاعران برجسته همچون حافظ، سعدی، نظامی، عطار، مولوی، خیام و... را نباید در احیا و حفاظت از این زبان نادیده گرفت. استاد محمود جعفری دهقی یکی از پژوهشگران پرسابقه در این زمینه است که باور دارد، زبان فارسی بهرغم چالشها و تهدیداتی که بر سر راهش قرار گرفته هرگز رنگ کهنگی و فرسودگی بهخود نمیگیرد. آنچه در پی میآید حاصل گفتوگوی ما با او درباره جایگاه فعلی زبان فارسی در جهان امروز است.
آنچه در درجه اول و در مواجهه با زبان فارسی به ذهن میرسد این است که امروز زبان غالب در جهان انگلیسی است. در این صورت زبانهایی مثل فارسی که با محدودیتهایی هم روبهرو هستند چطور میتوانند از گزند مهجوریت و غبار فراموشی زمان دور بمانند؟
زبان فارسی با قدمتی چندین هزارساله و پیشینهای درخشان در شعر، عرفان، علم و دیوانسالاری، همواره توانسته پس از تلاطمهای تاریخی_ از حمله مغول تا استعمار_ نهتنها زنده بماند بلکه بر گستره خود بیفزاید، اما شرایط فعلی با هجوم بیسابقه فضای مجازی، شبکههای اجتماعی، محتوای سرگرمی و اصطلاحات تخصصی غربی (بهویژه انگلیسی) متفاوت از گذشته است. واقعیت این است که هیچ زبانی در جهان امروز نمیتواند بهطور کامل، از ورود کلمات و اصطلاحات بیگانه «جلوگیری مطلق» کند، اما توانایی پالایش، انطباق و بازتولید آنها را دارد. زبان فارسی این ظرفیت را نشان داده که واژهسازی علمی و دقیق داشته باشد، مانند «رایانه» بهجای کامپیوتر یا «نگارگر» بهجای گرافیست. دیگر اینکه هویت خود را حفظ کند و حتی بر زبانهای دیگر تاثیر بگذارد. نمونه آن تاثیرگذاری زبان فارسی در هند، پاکستان یا آسیای میانه است. همچنین این قابلیت را دارد که با طنز و خلاقیت واژههای بیگانه را معادلسازی یا جذب هدفمند کند.
با این حال بهطور قطع، زبان فارسی بهعنوان زبانی فرهنگساز در جهان امروز با تهدیدات و چالشهایی هم مواجه است.
دقیقا ضعف رسانههای فارسیزبان در تولید محتوای جذاب، نبود سیاست زبانی منسجم (حتی در آموزش) و غلبه اصطلاحات انگلیسی در کسبوکار، فناوری و علم را میتوان از مشکلات قابل توجه زبان فارسی در شرایط کنونی قلمداد کرد.
بهنظر شما نهادهای مرتبط مانند فرهنگستان زبان و ادب فارسی توانستهاند در پاسداشت زبان فارسی نقش داشته باشند؟
بهنظر میرسد پاسخ به پرسش شما «بله، اما مشروط» است. به این معنی که اگر نهادهای فرهنگی، آموزش و پرورش، رسانه ملی، ناشران و کاربران اینترنت هماهنگ عمل کنند و بهجای برخورد سلیقهای با تولید محتوای فاخر و روان و روزآمد فارسی، زبان مادری را برای نسل جدید جذاب و کارآمد نشان دهند، فارسی نهتنها تداوم مییابد بلکه میتواند الگویی برای مقاومت زبانی در جهان باشد. در غیر این صورت، روند نفوذ واژگان و ساختارهای بیگانه تسریع خواهد شد. درواقع زبان فارسی دری نه کهنه میشود نه فرسوده، اما کمال آن در عصر حاضر زمانی محقق میشود که پاسدار و مروج آن باشیم.
چرا در سالهای اخیر توجه ما به حفظ زبان فارسی بیشتر شده است، در حالی که قدمت این زبان چندان که اشاره کردید به سالیان قبل برمیگردد ولی بهنظر میرسد انتخاب مناسبتهایی در تقویم مانند روز بزرگداشت استاد شهریار، فردوسی و... در توجه دوباره ما ایرانیان نسبت به این مقوله نقش داشته. نظر شما در این خصوص چیست؟
زبان فارسی بهعنوان یکی از کهنترین و پربارترین زبانهای جهان اسلام و هند و اروپایی همواره نقشآفرینی فرامرزی داشته است. امروز که عصر سیطره زبانهای کلان جهانی_ بهویژه انگلیسی_ و تحولات شتابان دیجیتال است، فارسی با چالشهای بیسابقهای روبهروست. در سالهای اخیر با نگارش مقالات متعدد همواره به ریشهیابی چالشهای اصلی زبان فارسی در عرصههای ملی (درون ایران، افغانستان و تاجیکستان) و بینالمللی نظر داشتهام و این حیطه را از منظر عواملی، چون افول کاربرد علمی، تهدیدات فضای مجازی، عدم هماهنگی میان سه قلمرو فارسیزبان و ضعف سیاستگذاری زبانی متمرکز مورد بررسی قرار دادهام. واقعیت این است که زبان فارسی دری، با قدمتی بیش از ۱۵۰۰ سال نهتنها وسیله ارتباطی بلکه بستر تمدن، عرفان، علم و هنر در گسترهای از بالکان تا بنگال بوده است. امروزه فارسی زبان رسمی سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان (با نام دری) است و جمعیتی بیش از ۱۲۰میلیون نفر بدان سخن میگویند یا با آن پیوند فرهنگی دارند.
در عصر جهانی شدن و انقلاب دیجیتال دو پرسش اساسی مطرح است: اساسا زبان فارسی توان رقابت با زبانهای مسلط جهانی را دارد و چه آسیبهایی حیات علمی، رسانهای و روزمره این زبان را تهدید میکند؟
چالش نخست، افول کارکرد علمی و دانشگاهی فارسی است. در سدههای میانه، فارسیزبان علم_ بهویژه پزشکی، ریاضیات، نجوم و فلسفه_ بود، اما امروزه تسلط انگلیسی بر تولید علم بیش از گذشته نمایان است بهطوری که در حال حاضر بیش از ۹۰درصد مجلات بینالمللی نمایهشده در پایگاههایی، چون Web of Science و Scopus به زبان انگلیسی منتشر میشوند. کاهش انگیزه نگارش علمی به فارسی هم یکی دیگر از معضلات جدی زبان فارسی بهشمار میرود. پژوهشگران ایرانی برای کسب اعتبار بینالمللی، مقالات خود را به انگلیسی مینویسند. در نتیجه واژگان علمی جدید به فارسی ساخته یا ترویج نمیشوند. زبان فارسی در حوزههای تخصصی (پزشکی، فیزیک، بیوتکنولوژی و...) روزبهروز فقیرتر میشود و ناچار به وامگیری انبوه از انگلیسی میشود. مسأله بعدی، فضای مجازی و تهدید هویت خط و زبان است. در اینجا لازم است درباره خط فارسی و یونیکد توضیحاتی دهم. هرچند یونیکد از خط فارسی پشتیبانی میکند، اما بسیاری از نرمافزارها، رابطهای کاربری و شبکههای اجتماعی اولویت را به انگلیسی و عربی میدهند. همچنین «فارسینویسی با لاتین» (فینگلیش) در میان نسل جوان گسترش یافته که بهمرور فاصله از خط اصلی را تسریع میکند. از اینها گذشته موتورهای جستوجو، محتوای فارسی را کمتر از انگلیسی و حتی ترکی استانبولی اولویتبندی میکنند و حجم محتوای مفید به فارسی در ویکیپدیا، یوتیوب و شبکههای اجتماعی در قیاس با زبانهایی با جمعیت مشابه (مثل آلمانی، فرانسوی یا ژاپنی) بسیار کمتر است. تهدید بعدی واگرایی سه قطب فارسیزبان (ایران، افغانستان و تاجیکستان) است. تاجیکستان از خط سیریلیک استفاده میکند و افغانستان عمدتا خط فارسی_عربی دارد، اما اینها در باطن از تفاوتهای واژگانی برخوردارند. مانند مکتب بهجای مدرسه. نکته بعدی نبود یک شورای هماهنگی زبان فارسی است. برخلاف فرانسه (سازمان بینالمللی فرانکوفونی) یا عربی (اتحادیه عرب)، هیچ نهاد فراقارهای برای تدوین فارسی معیار بینالمللی وجود ندارد. نتیجه آنکه نسل جوان در هر یک از این سه کشور کمتر متوجه پیوند زبانی خود با دو کشور دیگر شده و این امر به تضعیف وحدت زبان فارسی منجر میشود. در این بین، نباید نقش سیاستزدگی و نبود برنامه ملی زبان را نادیده گرفت. در ایران، با وجود قدمت فرهنگستان زبان و ادب فارسی هنوز یک «سند ملی زبانهای ایران» یا «نقشه راه حفظ و گسترش فارسی در جهان» به تصویب نرسیده است. سیاستهای زبانی غالبا واکنشی و غیرعلمی هستند. علاوه بر این گاهی توجه به زبانهای محلی، بدون طراحی نظام چندزبانگی منسجم، به تقابل فرهنگی با فارسی دامن میزند.
ضعف در جذب غیرفارسیزبانان به یادگیری فارسی از دیگر مشکلات در این زمینه است. در حالی که کشورهای آلمان، فرانسه، چین و حتی ترکیه سرمایهگذاری کلان بر آموزش به خارجیان دارند، نهادهای مربوط و متولیان اصلی آموزش فارسی به غیرفارسیزبانان با بودجه و نیروی کافی کار چشمگیری نکرده است. در عین حال عواملی، چون نبود آزمون استاندارد بینالمللی فارسی (مشابه آیلتس یا تافل) با اعتبار جهانی، کمبود منابع آموزشی جذاب و بهروز (برنامه، پادکست و اپلیکیشن) و تصویر ایران در رسانههای غربی بر یادگیری فارسی تاثیر منفی میگذارد.
در این زمینه با موانع فرامرزی و ایرانشناختی هم مواجه هستیم؟
بله، از منظر ایرانشناسی، تضعیف زبان فارسی بهمعنای تضعیف دسترسی به میراث مکتوب ایران از شاهنامه تا آثار سهروردی و ملاصدراست. مراکز ایرانشناسی در جهان بهدلیل کاهش دانشجویان فارسیآموز با کاهش بودجه روبهرو شدهاند. بهعنوان نمونه بسیاری از کرسیهای زبان فارسی در دانشگاههای اروپا و آمریکا در دو دهه اخیر یا حذف شدهاند یا با یک استاد نیمهوقت اداره میشوند. در این حیطه چند راهکار پیشنهاد میشود که تدوین سند ملی زبان فارسی با مشارکت همه نهادهای مرتبط (فرهنگستان، وزارت علوم، بنیاد سعدی، صداوسیما و دبیرخانه بینالمللی ایرانشناسی)، ایجاد صندوق حمایت از تولید محتوای علمی به فارسی برای تشویق پژوهشگران به نوشتن کتابهای درسی و مقالات مروری به فارسی، تشکیل شورایعالی هماهنگی زبان فارسی در سه کشور (ایران، افغانستان و تاجیکستان) با مشارکت نهادهایی از تاجیکنشینان، ازبکستان و افغانستان برخی از این راه حلها بهشمار میروند. از سوی دیگر سرمایهگذاری در هوش مصنوعی فارسی با ساخت مدلهای زبانی بزرگ (LLM) برای فارسی، ابزارهای تبدیل متن به گفتار طبیعی و یکپارچهسازی فارسی در دستیارهای صوتی و راهاندازی کارزار «فارسی؛ پل تمدنها» در سطح جهانی با همکاری دبیرخانه بینالمللی ایرانشناسی و رایزنهای فرهنگی ایران و بازنگری در آزمونهای بینالمللی فارسی (سامفا) و تطبیق آن با چارچوب مشترک اروپایی مرجع زبانها (CEFR) هم میتواند در این زمینه تاثیرگذار باشد.
شما یکی از زبانشناسانی هستید که همواره معتقدید زبان فارسی در جهان امروز در وضعیتی دوگانه بهسر میبرد. ممکن است در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟
مقصود من از مطرح کردن این وضعیت دوگانه این بوده است که در حال حاضر از یکسو با گسترش رسانههای فارسیزبان برونمرزی و اشتیاق نسبی به عرفان و ادب فارسی در غرب مواجهیم و در عین حال سیطره انگلیسی، ضعف سیاستگذاری، واگرایی سه قطب فارسیزبان و نبود نقشه راه دیجیتال، تهدیداتی جدی برای آینده آن محسوب میشوند. بدون اقدام فوری، علمی و فراقومی، زبان فارسی خطر تبدیل شدن به زبانی با کاربرد محدود فرهنگی (مانند یونانی امروز) را خواهد داشت، در حالی که ظرفیت زیستن بهعنوان یک زبان علم و دیپلماسی را هم داراست دبیرخانه بینالمللی ایرانشناسی میتواند کانونی برای گردآوری اندیشهها و فشار علمی برای نجات و گسترش فارسی در جهان باشد.
بهنظر میرسد پاسخ به پرسش شما «بله، اما مشروط» است. به این معنی که اگر نهادهای فرهنگی، آموزش و پرورش، رسانه ملی، ناشران و کاربران اینترنت هماهنگ عمل کنند و بهجای برخورد سلیقهای با تولید محتوای فاخر و روان و روزآمد فارسی، زبان مادری را برای نسل جدید جذاب و کارآمد نشان دهند، فارسی نهتنها تداوم مییابد بلکه میتواند الگویی برای مقاومت زبانی در جهان باشد. در غیر این صورت، روند نفوذ واژگان و ساختارهای بیگانه تسریع خواهد شد. درواقع زبان فارسی دری نه کهنه میشود نه فرسوده، اما کمال آن در عصر حاضر زمانی محقق میشود که پاسدار و مروج آن باشیم.
چرا در سالهای اخیر توجه ما به حفظ زبان فارسی بیشتر شده است، در حالی که قدمت این زبان چندان که اشاره کردید به سالیان قبل برمیگردد ولی بهنظر میرسد انتخاب مناسبتهایی در تقویم مانند روز بزرگداشت استاد شهریار، فردوسی و... در توجه دوباره ما ایرانیان نسبت به این مقوله نقش داشته. نظر شما در این خصوص چیست؟
زبان فارسی بهعنوان یکی از کهنترین و پربارترین زبانهای جهان اسلام و هند و اروپایی همواره نقشآفرینی فرامرزی داشته است. امروز که عصر سیطره زبانهای کلان جهانی_ بهویژه انگلیسی_ و تحولات شتابان دیجیتال است، فارسی با چالشهای بیسابقهای روبهروست. در سالهای اخیر با نگارش مقالات متعدد همواره به ریشهیابی چالشهای اصلی زبان فارسی در عرصههای ملی (درون ایران، افغانستان و تاجیکستان) و بینالمللی نظر داشتهام و این حیطه را از منظر عواملی، چون افول کاربرد علمی، تهدیدات فضای مجازی، عدم هماهنگی میان سه قلمرو فارسیزبان و ضعف سیاستگذاری زبانی متمرکز مورد بررسی قرار دادهام. واقعیت این است که زبان فارسی دری، با قدمتی بیش از ۱۵۰۰ سال نهتنها وسیله ارتباطی بلکه بستر تمدن، عرفان، علم و هنر در گسترهای از بالکان تا بنگال بوده است. امروزه فارسی زبان رسمی سه کشور ایران، تاجیکستان و افغانستان (با نام دری) است و جمعیتی بیش از ۱۲۰میلیون نفر بدان سخن میگویند یا با آن پیوند فرهنگی دارند.
در عصر جهانی شدن و انقلاب دیجیتال دو پرسش اساسی مطرح است: اساسا زبان فارسی توان رقابت با زبانهای مسلط جهانی را دارد و چه آسیبهایی حیات علمی، رسانهای و روزمره این زبان را تهدید میکند؟
چالش نخست، افول کارکرد علمی و دانشگاهی فارسی است. در سدههای میانه، فارسیزبان علم_ بهویژه پزشکی، ریاضیات، نجوم و فلسفه_ بود، اما امروزه تسلط انگلیسی بر تولید علم بیش از گذشته نمایان است بهطوری که در حال حاضر بیش از ۹۰درصد مجلات بینالمللی نمایهشده در پایگاههایی، چون Web of Science و Scopus به زبان انگلیسی منتشر میشوند. کاهش انگیزه نگارش علمی به فارسی هم یکی دیگر از معضلات جدی زبان فارسی بهشمار میرود. پژوهشگران ایرانی برای کسب اعتبار بینالمللی، مقالات خود را به انگلیسی مینویسند. در نتیجه واژگان علمی جدید به فارسی ساخته یا ترویج نمیشوند. زبان فارسی در حوزههای تخصصی (پزشکی، فیزیک، بیوتکنولوژی و...) روزبهروز فقیرتر میشود و ناچار به وامگیری انبوه از انگلیسی میشود. مسأله بعدی، فضای مجازی و تهدید هویت خط و زبان است. در اینجا لازم است درباره خط فارسی و یونیکد توضیحاتی دهم. هرچند یونیکد از خط فارسی پشتیبانی میکند، اما بسیاری از نرمافزارها، رابطهای کاربری و شبکههای اجتماعی اولویت را به انگلیسی و عربی میدهند. همچنین «فارسینویسی با لاتین» (فینگلیش) در میان نسل جوان گسترش یافته که بهمرور فاصله از خط اصلی را تسریع میکند. از اینها گذشته موتورهای جستوجو، محتوای فارسی را کمتر از انگلیسی و حتی ترکی استانبولی اولویتبندی میکنند و حجم محتوای مفید به فارسی در ویکیپدیا، یوتیوب و شبکههای اجتماعی در قیاس با زبانهایی با جمعیت مشابه (مثل آلمانی، فرانسوی یا ژاپنی) بسیار کمتر است. تهدید بعدی واگرایی سه قطب فارسیزبان (ایران، افغانستان و تاجیکستان) است. تاجیکستان از خط سیریلیک استفاده میکند و افغانستان عمدتا خط فارسی_عربی دارد، اما اینها در باطن از تفاوتهای واژگانی برخوردارند. مانند مکتب بهجای مدرسه. نکته بعدی نبود یک شورای هماهنگی زبان فارسی است. برخلاف فرانسه (سازمان بینالمللی فرانکوفونی) یا عربی (اتحادیه عرب)، هیچ نهاد فراقارهای برای تدوین فارسی معیار بینالمللی وجود ندارد. نتیجه آنکه نسل جوان در هر یک از این سه کشور کمتر متوجه پیوند زبانی خود با دو کشور دیگر شده و این امر به تضعیف وحدت زبان فارسی منجر میشود. در این بین، نباید نقش سیاستزدگی و نبود برنامه ملی زبان را نادیده گرفت. در ایران، با وجود قدمت فرهنگستان زبان و ادب فارسی هنوز یک «سند ملی زبانهای ایران» یا «نقشه راه حفظ و گسترش فارسی در جهان» به تصویب نرسیده است. سیاستهای زبانی غالبا واکنشی و غیرعلمی هستند. علاوه بر این گاهی توجه به زبانهای محلی، بدون طراحی نظام چندزبانگی منسجم، به تقابل فرهنگی با فارسی دامن میزند.
ضعف در جذب غیرفارسیزبانان به یادگیری فارسی از دیگر مشکلات در این زمینه است. در حالی که کشورهای آلمان، فرانسه، چین و حتی ترکیه سرمایهگذاری کلان بر آموزش به خارجیان دارند، نهادهای مربوط و متولیان اصلی آموزش فارسی به غیرفارسیزبانان با بودجه و نیروی کافی کار چشمگیری نکرده است. در عین حال عواملی، چون نبود آزمون استاندارد بینالمللی فارسی (مشابه آیلتس یا تافل) با اعتبار جهانی، کمبود منابع آموزشی جذاب و بهروز (برنامه، پادکست و اپلیکیشن) و تصویر ایران در رسانههای غربی بر یادگیری فارسی تاثیر منفی میگذارد.
در این زمینه با موانع فرامرزی و ایرانشناختی هم مواجه هستیم؟
بله، از منظر ایرانشناسی، تضعیف زبان فارسی بهمعنای تضعیف دسترسی به میراث مکتوب ایران از شاهنامه تا آثار سهروردی و ملاصدراست. مراکز ایرانشناسی در جهان بهدلیل کاهش دانشجویان فارسیآموز با کاهش بودجه روبهرو شدهاند. بهعنوان نمونه بسیاری از کرسیهای زبان فارسی در دانشگاههای اروپا و آمریکا در دو دهه اخیر یا حذف شدهاند یا با یک استاد نیمهوقت اداره میشوند. در این حیطه چند راهکار پیشنهاد میشود که تدوین سند ملی زبان فارسی با مشارکت همه نهادهای مرتبط (فرهنگستان، وزارت علوم، بنیاد سعدی، صداوسیما و دبیرخانه بینالمللی ایرانشناسی)، ایجاد صندوق حمایت از تولید محتوای علمی به فارسی برای تشویق پژوهشگران به نوشتن کتابهای درسی و مقالات مروری به فارسی، تشکیل شورایعالی هماهنگی زبان فارسی در سه کشور (ایران، افغانستان و تاجیکستان) با مشارکت نهادهایی از تاجیکنشینان، ازبکستان و افغانستان برخی از این راه حلها بهشمار میروند. از سوی دیگر سرمایهگذاری در هوش مصنوعی فارسی با ساخت مدلهای زبانی بزرگ (LLM) برای فارسی، ابزارهای تبدیل متن به گفتار طبیعی و یکپارچهسازی فارسی در دستیارهای صوتی و راهاندازی کارزار «فارسی؛ پل تمدنها» در سطح جهانی با همکاری دبیرخانه بینالمللی ایرانشناسی و رایزنهای فرهنگی ایران و بازنگری در آزمونهای بینالمللی فارسی (سامفا) و تطبیق آن با چارچوب مشترک اروپایی مرجع زبانها (CEFR) هم میتواند در این زمینه تاثیرگذار باشد.
شما یکی از زبانشناسانی هستید که همواره معتقدید زبان فارسی در جهان امروز در وضعیتی دوگانه بهسر میبرد. ممکن است در این خصوص بیشتر توضیح دهید؟
مقصود من از مطرح کردن این وضعیت دوگانه این بوده است که در حال حاضر از یکسو با گسترش رسانههای فارسیزبان برونمرزی و اشتیاق نسبی به عرفان و ادب فارسی در غرب مواجهیم و در عین حال سیطره انگلیسی، ضعف سیاستگذاری، واگرایی سه قطب فارسیزبان و نبود نقشه راه دیجیتال، تهدیداتی جدی برای آینده آن محسوب میشوند. بدون اقدام فوری، علمی و فراقومی، زبان فارسی خطر تبدیل شدن به زبانی با کاربرد محدود فرهنگی (مانند یونانی امروز) را خواهد داشت، در حالی که ظرفیت زیستن بهعنوان یک زبان علم و دیپلماسی را هم داراست دبیرخانه بینالمللی ایرانشناسی میتواند کانونی برای گردآوری اندیشهها و فشار علمی برای نجات و گسترش فارسی در جهان باشد.