این کتاب، حکایت دستان خالی است؛ داستان سربازانی که با چند قایق تندرو، به مصاف ناوهای جنگی آمریکایی رفتند. ربان تنها یک خاطرهنگاری ساده نیست؛ سفری است به عمق تلخ و شیرین لحظههایی که در دل دریا، مرز میان مرگ و زندگی، شکست و پیروزی، به باریکی یک مو بود. واژه ربان همان رهبان و ناخدا در فارسی بوده که به زبان عربی کوچیده و امروز نام این روایت شده است.
زهرا شکراللهی در این اثر، با قلمی داستانی، تاریخ نبرد دریایی ایران را در قاب روایت داستانی سردار رستمی به تصویر کشیده است؛ روایتی از جنس موج، ناو، جنگ، رشادت. اگر به تاریخ نبردهای دریایی، روایتهای مستند ــ داستانی و درک تکرار تاریخ علاقهمندید، ربان را بخوانید، چراکه در این صفحهها، دریا همچنان میخروشد. در بخشی از کتاب میخوانیم: «ابراهیم پیچ رادیو را تاباند: هواپیماهای سوپراتاندار جزیره خارک را بمباران کردند، روز گذشته موشک اگزوسه، جزیره لاوان را به خیش بست. ابراهیم با مناسبات جنگ راه آمده بود. تنگه هرمز باجگاه کسی نبود.» انتشارات سرو، وابسته به باغموزه دفاع مقدس، این روایت داستانی را منتشر کرده و کوشیده است بخشی از حافظه تاریخی ملت ایران را در قالبی خواندنی و ماندگار به نسلهای امروز و فردا منتقل کند.