صد شب گذشت؛ صد شب از آن روزی که داغی بزرگ بر دل ایران نشست. روزی که خبر شهادت رهبر انقلاب، قلب میلیونها ایرانی را به درد آورد. اما این ملت نشان داد که از دل اندوه، حماسه میآفریند. اشکهایش را به اراده تبدیل میکند و سوگ خود را به نیرویی برای ایستادگی.
در این صد شب، مردم تنها تماشاگر میدان نبودند؛ خود میدان شدند. همپای نیروهای مسلح، سنگر دفاع از وطن را حفظ کردند. در روزهای آتش و دود، در میان بمبارانها، در گرمای سوزان و سرمای سخت، در روزهای آغاز ماه رمضان که لبها تشنه بود، اما دلها سرشار از ایمان، ایستادند و عقب ننشستند.
سال تحویل فرا رسید؛ لحظهای که خانوادهها باید کنار سفرههای خود باشند، اما بسیاری از مردم ایران کنار سفرهای بزرگتر ایستادند؛ سفره عزت و استقلال ایران. آنان ثابت کردند که برای این ملت، وطن تنها یک واژه نیست؛ یک باور است، یک عهد است، یک مسئولیت تاریخی است.
حتی زمانی که میدان نبرد به سکوت رسید و آتشبس برقرار شد، حضور مردم پایان نیافت. آنان همچنان در صحنه ماندند؛ پشتیبان دستگاه دیپلماسی و اهرمی قدرتمند در مذاکرات، آنگونه که رهبر معظم انقلاب فرمان داده بود. حضوری که تمام محاسبات دشمن را برهم زد و نشان داد قدرت ایران تنها در تجهیزات و توان نظامی خلاصه نمیشود؛ قدرت واقعی ایران در مردمی است که هرگاه تاریخ آنان را فرا بخواند، پاسخ میدهند.
امروز در جهان از اقتدار ایران سخن گفته میشود؛ اقتداری که هم در میدان نبرد دیده شد و هم در میدان حضور مردم. جهانیان بار دیگر دریافتند که ایران تنها یک کشور نیست؛ تمدنی زنده است. تمدنی که در لحظات سرنوشتساز، مردمانی حماسهساز از دل خود برمیخیزاند و معادلات قدرت را دگرگون میکند.
این مردم در این صد شب، معنای وفاداری، ایستادگی و غیرت را به نمایش گذاشتند. ثابت کردند که پرچم ایران بر دوش ملتی است که سختیها او را متوقف نمیکند، بلکه استوارتر میسازد؛ و امروز، پس از صد شب حضور و مقاومت، بیش از هر زمان دیگری معنای آن سخن رهبر شهید آشکار شده است؛ آنجا که گفت: «این مردم به زودی مبعوث خواهند شد.»
و آنان مبعوث شدند؛ نه از خاک، که از ایمان. نه برای خود، که برای ایران؛ و نامشان در تاریخ این سرزمین، در کنار بزرگترین حماسهسازان این ملت، ماندگار خواهد شد.