وقتی اهمیت مفاهیم و کلمات و موازین گذشته شکسته میشود و زبان گفتوگو شکست میخورد، مهمات جنگی جای کلمات گذشته مینشیند و زبانه جنگ جایگزین زبان صلح میشود.
برای فهم شرایط جدیدی که جنگ با خود آورده باید نیک به این زمان و زبان تازه اندیشید. در این زمان امور با شتاب و شدتی فزاینده رخ میدهد و زبان تفاهم جای خود را به زبان تهاجم میدهد. این حکایت آن چیزی است که اخیرا بر کشور ما و بر مردمان سرزمین ما رفته است.
در این حادثه، فروبستگی و گشایشی که در زمان و زبان ایرانی رخ داده زمینهساز خودآگاهی تازهای است که در پرتو آن نه تنها ایران به کشف نوینی از خود و شرایط تاریخی خود میرسد، بلکه مردمان و حاکمان منطقه و جهان نیز خود را با درک دیگری از ایران و مناسبات تازهای در جهان روبهرو میبینند.
جنگ افقگشای زمان تفکر و راهنمای فهم عمیقتر ما از تاریخی است که در آن بهسر میبریم. آنچه در این ایام بر مردمان ایران میرود، بهرغم عسرت اندوهبارش آغاز مرتبهای از ظهور اراده و خودآگاهی تاریخی این مردم است. این اراده و خودآگاهی گرچه کاملا از غرب و تکنولوژی غربی رها نیست اما رویی به این رهایی دارد و فروریختن نظم غربی جهان را به دلهای دردکشیده از آن نوید میبخشد.