در سطح منطقهای نیز شرایط مشابهی شکل گرفته است. برخی از متحدان واشنگتن در خلیج فارس که سالها امنیت خود را بر پایه حضور نظامی آمریکا تعریف کرده بودند، اکنون با واقعیتی متفاوت روبهرو شدهاند. در جریان درگیریها نهتنها زیرساختها و امنیت آنها تحت تأثیر قرار گرفت بلکه صادرات نفت و گاز و حتی امنیت واردات کالاهای اساسی نیز در معرض تهدید قرار گرفت. بهعبارت دیگر آنچه قرار بود عامل بازدارندگی باشد، در عمل به یکی از عوامل افزایش آسیبپذیری این کشورها تبدیل شد.
در مقیاس جهانی نیز کاهش یا تهدید جریان انرژی از منطقهای که بخش قابل توجهی از نفت و گاز جهان را تأمین میکند، آثار گستردهای بر اقتصاد بینالملل برجای میگذارد. از افزایش هزینه حملونقل هوایی و زمینی گرفته تا تأثیر بر تولیدات کشاورزی، امنیت غذایی و رشد اقتصادی کشورها همگی نشان میدهند که تنگه هرمز صرفا یک گذرگاه دریایی نیست بلکه یکی از مهمترین اهرمهای قدرت در نظام بینالملل محسوب میشود. از این منظر، این پرسش مطرح میشود که آیا ایران باید شرایط تنگه هرمز را به وضعیت پیشین بازگرداند یا از ظرفیتهای جدید ایجاد شده برای تأمین منافع ملی خود بهره بگیرد؟ پاسخ به این پرسش برای بسیاری از ناظران روشن است. ایران برای دستیابی به موقعیت کنونی هزینههای سنگینی پرداخته است؛ از شهادت فرماندهان و نیروهای نظامی گرفته تا خسارتهای گسترده انسانی و زیرساختی. طبیعی است هر کشوری در چنین شرایطی تلاش کند دستاوردهای راهبردی حاصل از این هزینهها را در خدمت منافع ملی خود قرار دهد.
علاوه بر این تجربه سالهای گذشته نشان داده کشورهای غربی، علیرغم همکاریهای گسترده و امتیازاتی که از سوی ایران ارائه شده بود، نهتنها از سیاست فشار و تحریم دست نکشیدند بلکه بر دامنه آن افزودند. اما اکنون شرایط تا حدی تغییر کرده است. همان کشورهایی که پیشتر با ابزار تحریم در پی اعمال فشار بر ایران بودند، بیش از گذشته نگران امنیت انرژی و پیامدهای هرگونه بیثباتی در خلیج فارس هستند. این تغییر وضعیت، از شکلگیری یک اهرم مؤثر برای ایران حکایت دارد؛ اهرمی که میتواند در محاسبات آینده بازیگران بینالمللی نقش تعیینکنندهای ایفا کند.
با این حال، بهرهگیری از چنین ظرفیتی نیازمند رویکردی هوشمندانه و مسئولانه است. ایران باید بهگونهای عمل کند که ضمن حفظ و تقویت منافع ملی خود، نگرانیهای همسایگان و نیازهای مشروع اقتصاد جهانی را نیز در نظر بگیرد. موفقیت راهبردی زمانی حاصل خواهد شد که ایران بتواند تصویری از یک بازیگر قدرتمند اما مسئولیتپذیر ارائه دهد؛ کشوری که از ابزارهای در اختیار خود برای دفاع از منافعش استفاده میکند اما در عین حال از وارد کردن آسیب غیرضروری به کشورهای غیرمتخاصم پرهیز دارد. در نهایت، تجربه جنگ اخیر نشان داد اهمیت تنگه هرمز صرفا در جغرافیا خلاصه نمیشود. این گذرگاه دریایی به یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی ایران تبدیل شده است که نحوه مدیریت آن میتواند جایگاه ایران را در معادلات منطقهای و جهانی سالهای آینده تعیین کند.