
جام جم آنلاین - خوزستان، ایران در تمامِ بزنگاههای تاریخی خود، پشتوانهای فراتر از ابزارهای سختافزاری داشته است؛ پشتوانهای به نام «مدیرانِ جوان، انقلابی، متخصص و متعهد». این حقیقت، نه یک شعار، که شناسنامه توسعه ایران در دهههای اخیر است. از فرماندهانِ جوانی که در دوران دفاع مقدس با نبوغِ تاکتیکی خود، معادلات نظامی جهان را بر هم زدند، تا دانشمندانی که سدِ فناوری هستهای را شکستند و صنعتِ کشور را به اوج رساندند. همگی یک الگوی واحد یعنی «مدیریت جهادی» را به نمایش گذاشتهاند. دشمنانِ این مرز و بوم، بهویژه در دو سال اخیر و در کشاکشِ «جنگ ۱۲ روزه» و «جنگ رمضان»، بیش از آنکه از موشکها و توان نظامی ایران هراس داشته باشند، از همین «مغزهای متفکر» و مدیرانِ جوانِ انقلابی در ترس و وحشت بودهاند. حملاتِ هدفمند به مراکز علمی و صنایع بزرگ نفتی و پتروشیمی، تلاشی مذبوحانه برای حذفِ بازوهای اجراییِ نظام بود، اما حالا، عبورِ سربلندانه از این گردنهها، نشان داد که ریشههای انقلاب در صنعت، نه با تهدید، که با خونِ تازه و تفکرِ انقلابیِ مدیرانی که مسیرِ شهدای بزرگی همچون امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده را ادامه میدهند، مستحکمتر شده است.
تاریخِ صنعتی ایران در دو سال اخیر، داستانی را به تصویر میکشد که حکایت از یک نبردِ تمامعیار دارد. در شرایطی که دشمنان آمریکایی-اسرائیلی با استراتژی «فشار حداکثری» و سپس حملات مستقیم در جنگ ۱۲ روزه و رمضان، قصد داشتند شریانهای حیاتیِ اقتصاد ایران را قطع کنند، وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح با یک تغییر پارادایمِ هوشمندانه، صنایعِ مادر را به خط مقدم بازدارندگی تبدیل کرد.
حضور مدیران جوان و متخصص در راس هرم تصمیمگیری وزارت دفاع، این پیام را به جهان مخابره کرد که «صنعت و امنیت»، دو روی یک سکهاند. بهرهبرداری از ۱۲۰ طرح مشارکتی در بخشهای نفت، گاز، پتروشیمی و انرژی در بهمن ماه ۱۴۰۴، دقیقاً در آستانه تنشهای بزرگ منطقهای، نه یک اتفاق تصادفی، که نشاندهنده یک «برنامهریزی دفاعی-صنعتی» بود. در این میان، ۱۲ پروژه کلانِ وزارت دفاع که منجر به تکمیل زنجیره ارزش و جلوگیری از خامفروشی شد، عملاً دستِ برترِ ایران را در جنگ اقتصادی تثبیت کرد. در جنگ رمضان، دشمن با هدف قرار دادن پتروشیمیها، در واقع قصد داشت «استقلال صنعتی» ایران را هدف بگیرد، اما مدیرانِ انقلابی، با مدیریتِ بحران و تابآوری صنعتی، نهتنها چرخه تولید را متوقف نکردند، بلکه آن را به موتور محرکِ پیشرفت کشور در زمان جنگ تبدیل کردند.
مکتبِ مدیریتِ جوان؛ از جبهههای جنگ تا خطوط تولید
مدیریتِ انقلابی در ایران، یک سنتِ دیرینه است. این همان روحیهای است که در دههی ۶۰، جوانی ۲۰ ساله را فرماندهِ یک لشکرِ زرهی میکرد تا از کیانِ کشور دفاع کند. امروز، همان روحیه در قامتِ مدیرانی تجلی یافته است که بهجای پشتمیزنشینی، در دلِ مناطق نفتخیز و سایتهای پتروشیمی حضور دارند. شهادتِ امیر سرتیپ عزیز نصیرزاده، وزیر دفاع فقید، نمادِ بارزی از این مدیریتِ میدانی بود. او که خود پرورشیافته مکتبِ ایثار بود، پیوند میان «آموزشِ نظامی» و «مدیریتِ صنعتی» را به بهترین شکل تعریف کرد.
انتظارِ امروز از مسئولان جدید که میراثدارِ این مسیر هستند، اعتماد به نیروهای جوان و متخصص و نخبه است. نخبگانی که ثابت کردهاند «خواستن، توانستن است». این مدیرانِ کاربلد، ثابت کردهاند که مدیریتِ انقلابی، یعنی پرهیز از بوروکراسیِ کُشنده و تمرکز بر «خروجیِ ملموس». پروژههایی که در دو سال اخیر به بهرهبرداری رسید، نشان داد که وزارت دفاع، وزارتخانهای است که همزمان «دست روی ماشه دفاع» دارد و «پرچمدار سازندگی» است. این ترکیبِ قدرتِ نظامی و اقتدارِ صنعتی، دقیقاً همان چیزی است که خواب را از چشمانِ دشمنانِ ایران ربوده است.
مجموعهای که الگویِ عملیاتیِ «اقتصادِ مقاومتی» شد
در میان تمامی پروژههای ملی، نقشِ پتروشیمی مارون بهعنوان یک «الگوی نمونه» در تحققِ اقتصادِ مقاومتی، برجسته است. مارون تنها یک شرکت تولیدی نیست؛ بلکه یک «زنجیره ارزش» است که ثابت کرد چگونه میتوان از خامفروشیِ سنتی عبور کرد و به تولید محصولات استراتژیک رسید.

در حالی که غرب سعی داشت با تحریمِ فناوری، ایران را در گلوگاههای تولید متوقف کند، مارون با بهرهگیری از متخصصانِ بومی، در تولید مواد پایه دارویی و شیمیایی، واردات را به حداقل رساند. پروژههایی که سال گذشته در اصفهان و خوزستان کلید خورد، حلقههای مفقودهای بودند که سالها صنعتِ ایران را به خارج وابسته نگه داشته بودند.
به گفته کارشناسان حوزه پتروشیمی، نکته طلایی در عملکرد مارون، نه فقط «کمیتِ تولید» بلکه «کیفیتِ مدیریت» بود. این شرکت با دستیابی به درآمد عملیاتیِ ۵۸ هزار میلیارد تومانی در سال ۱۴۰۳ (رشد ۶۰ درصدی) و شکستن رکوردهای تولید، نشان داد که تکیه بر مدیریتِ متخصص و انقلابی، چگونه میتواند در اوجِ فشارهای بینالمللی، سودآوری را به امنیتِ اقتصادی گره بزند.
این موفقیت، محصولِ یک رویکردِ سیستمی یعنی استفاده از هوشِ جوانان ایرانی برای جمعآوری گازهای مشعل (فلر)، بهینهسازی مصرف انرژی و ورود به بازارهای جهانی با ترکیباتِ پیشرفته بود. مارون ثابت کرد که میتوان «صنعت سبز» بود و همزمان «غولِ اقتصادی» باقی ماند.
فراتر از تولید؛ پایداریِ اجتماعی و ساخت آینده
یکی از ویژگیهای بارزِ مدیرانِ جوان و انقلابی در صنعتِ امروزِ ایران، «مسئولیتپذیری اجتماعی» است. نگاهِ قدیمی به صنعت، نگاهی انتزاعی و صرفاً تولیدمحور بود؛ اما مدلِ جدید مدیریت، صنعت را «عضوِ زنده» جامعه میبیند. پتروشیمی مارون با کسب عنوان «درخشانترین شرکت کشور در حوزه مسئولیت اجتماعی» و دریافت هفت اعتبارنامه ملی، مدل جدیدی از «حکمرانی شرکتی» را ارائه داد.
از کاهش ۹۵ درصدی فلرینگ و اقدامات زیستمحیطی تا مدرسهسازی برای استعدادهای مناطق محروم، مدیران این مجموعه نشان دادند که توسعه صنعتی، بدون پیوستِ اجتماعی، توسعهای ناپایدار است. این مدیران، خوب میدانند که «اعتمادِ مردم»، بزرگترین سرمایهی امنیتیِ نظام است. وقتی مردم میبینند که در اوجِ جنگ و تهدید، پروژههایی برای آب شرب، آموزش و سلامتِ آنها توسط همان صنایع دفاعی-نفتی اجرا میشود، پیوندِ میانِ ملت و صنعت مستحکمتر میشود.
پیشرفت صنعتی بدون تخصص ممکن نیست
امین امرایی، مدیرعامل پتروشیمی مارون، با تأکید بر نقش تخصص و دانش بومی در پیشرفت صنایع کشور به «جام جم» میگوید: امروز مزیت اصلی صنعت پتروشیمی ایران صرفاً در منابع خوراک یا ظرفیتهای تولیدی خلاصه نمیشود؛ سرمایه واقعی ما نیروی انسانی متخصص، مدیران کاربلد و جوانان نخبهای هستند که میتوانند پیچیدهترین گلوگاههای فنی را به فرصت توسعه تبدیل کنند.
او با اشاره به رویکرد مارون در کاهش وابستگی و تکمیل زنجیره ارزش تأکید میکند: در پتروشیمی مارون تلاش کردهایم مسیر توسعه را از خامفروشی و تولید محصولات پایه به سمت تولید محصولات با ارزش افزوده بالا تغییر دهیم. هر واحد جدیدی که به بهرهبرداری میرسد، در واقع یک گام برای کاهش واردات، جلوگیری از خروج ارز و تقویت استقلال صنعتی کشور است.

این مدیر جهادی درباره برنامههای صادراتی و حضور در بازارهای جهانی نیز توضیح میدهد: نگاه مارون، نگاه محدود به بازار داخلی نیست. ما با ارتقای کیفیت، بهینهسازی فرآیندها و توسعه محصولات تخصصی، بهدنبال حضور پررنگتر در بازارهای منطقهای و جهانی هستیم؛ حضوری که میتواند جایگاه ایران را در زنجیره ارزش پتروشیمی جهان تقویت کند.
مدیرعامل پتروشیمی مارون با اشاره به اهمیت نوآوری در شرایط تحریم خاطرنشان میکند: تحریمها اگرچه محدودیتهایی ایجاد کردهاند، اما برای مجموعههایی که به دانش، تخصص و روحیه جهادی تکیه دارند، بهانه توقف نیستند. ما در مارون باور داریم که اتکا به توان داخلی، استفاده از فناوریهای نو و اعتماد به متخصصان ایرانی، مسیر عبور از وابستگی و رسیدن به توسعه پایدار است.
او میافزاید: آینده صنعت پتروشیمی در گرو تکمیل زنجیره پاییندستی، توسعه محصولات دانشبنیان و حرکت به سمت بازارهای رقابتی است. مارون برنامه دارد با افزایش بهرهوری، کاهش مصرف انرژی، توسعه پروژههای محیطزیستی و تولید محصولات استراتژیک، سهم بیشتری در اقتصاد ملی و صادرات غیرنفتی کشور ایفا کند.
امرایی تأکید میکند: پیشرفت صنعتی بدون تخصص ممکن نیست. اگر امروز مارون توانسته در مسیر کاهش وابستگی، توسعه صادرات، مسئولیت اجتماعی و تولید پایدار گامهای مؤثر بردارد، حاصل اعتماد به مدیران متخصص، نیروهای جوان و نگاه بلندمدتی است که توسعه ایران را هدف نهایی خود میداند.
ایران در مسیرِ قلهها
تحولاتِ دو سال گذشته نشان داد که دشمن، استراتژی خود را از «مواجهه نظامی مستقیم» به «فرسایش صنعتی و اقتصادی» تغییر داده است. اما آنها یک متغیرِ کلیدی را در معادلات خود نادیده گرفتند و آن هم «مدیرانِ جوانِ انقلابی» بود.
این مدیران، نه تنها از تحریم نترسیدند، بلکه آن را به فرصتی برای بومیسازیِ فناوریهای حیاتی تبدیل کردند. امروز، ایران اسلامی دیگر آن کشوری نیست که برای تأمین نیازهای اولیه خود به خارج محتاج باشد. با تکیه بر این نسل از متخصصان، ما در حال عبور از پیچهای تاریخی هستیم. وزارت دفاع، به عنوانِ پیشرانِ این تحول، مسیری را هموار کرده که در آن، «دفاع» با «پیشرفت» و «اقتدار» با «رفاه» گره خورده است.
راهِ شهیدانی، چون نصیرزاده، راهِ ساختن است. انتظاری که از مدیرانِ کنونی میرود، حفظِ همین روحیه و اعتمادِ بیقید و شرط به نخبگانِ جوان است. اگر امروز ایران در برابرِ حملاتِ ددمنشانهی آمریکا و اسرائیل ایستاده است، به خاطرِ همین دژهای مستحکمی است که در صنایعِ پتروشیمی و دفاعی بنا شده است. ما نه تنها از این گردنههای سخت عبور کردهایم، بلکه در حالِ رسیدن به قلههایی هستیم که پیشبینیِ آن برای دشمنان، کابوسی بیش نیست. ایران، با پشتوانه این مدیرانِ عاشق و متخصص، با سربلندی به آینده مینگرد؛ آیندهای که در آن، ایرانِ قوی، نه فقط یک آرزو، بلکه یک واقعیتِ ملموس و صنعتی است.
آشنایی با ستارههای جام جهانی ۲۰۲۶ (گروه I)