براساس این رای گل گهر سیرجان در این مسابقه سه بر صفر برنده اعلام شد تا یک پیروزی حقوقی بزرگ برای باشگاه سیرجانی به دست بیاید و این تیم که در دیدار مستقیم با نتیجه عجیب پنج بر صفر مقابل چادرملو شکست خورده بود، با برتری در این پرونده حقوقی، نتیجه را به سود خود تغییر دهد و سه امتیاز در جدول به اندوخته خود اضافه کند.
فدراسیون فوتبال اعلام کرد: مبنای رای هم این بوده که باشگاه چادرملو در عقد قرارداد با آگوییلرا به دلیل واجد شرایط نبودن وی برای بازی در لیگ ایران دچار تخلف شده و جدا از شکست انضباطی، ۲۰۰ میلیون تومان جریمه شد.
در این رای آمده است: بازیکن پاراگوئهای هم ۲ جلسه از همراهی تیمش محروم شد و برای ادامه بازی در لیگ برتر باید مجوزهای لازم را طبق دستورالعمل دریافت کند.
نکته مهم اینکه بر اساس اعلام فدراسیون فوتبال، این رای قابل تجدید نظرخواهی است و باشگاه چادرملو میتواند در کمیته استیناف فدراسیون فوتبال و سپس دادگاه عالی ورزش، استینافخواهی انجام بدهد.
به این ترتیب شمار امتیازات باشگاه گلگهر از ۳۶ به ۳۹ امتیاز افزایش خواهد یافت و شاگردان مهدی تارتار همامتیاز با تیم فوتبال سپاهان در همان رده چهارم قرار گرفتند. در مقابل باتوجه به کسر سه امتیاز دیدار گلگهر از چادرملو این تیم با ۳۲ امتیاز در جدول پایینتر از پرسپولیس قرار خواهد گرفت و سرخپوشان یک رده در جدول صعود خواهند کرد.
شکست فنی؛ ابزار عدالت یا ابزار اهدافی غیر از فوتبال؟
شکست فنی در فوتبال، همیشه یک تصمیم ساده نیست. این تصمیم در عمل به معنای بازنویسی نتیجهای است که در زمین رقم خورده است. به همین دلیل، هر بار که چنین رأیی صادر میشود، بحثی فراتر از یک مسابقه شکل میگیرد.
در پرونده چادرملو و گلگهر نیز همین اتفاق رخ داده است. مسئله فقط این نیست که آیا بازیکن شرایط قانونی داشته یا نه؛ مسئله این است که آیا ابزار شکست فنی برای چنین تخلفی مناسبترین پاسخ بوده است یا خیر.
در نگاه کلاسیک، شکست فنی زمانی استفاده میشود که تخلف به قلب رقابت نفوذ کرده باشد؛ جایی که ادامه اعتبار نتیجه مسابقه منطقی نباشد. اما در پروندههایی که تخلف اداری یا ثبتی در کنار حضور کوتاهمدت بازیکن مطرح است، این مرز چندان روشن نیست.
شاهد مثال این موضوع، حکم نهایی کمیته استیناف درباره بازی مشهور پیکان و سایپا بود که سال ۱۴۰۰ صادر شد و برد ۳ بر صفر سایپا در کمیته انضباطی به همان نتیجه ۱-۱ که در زمین مسابقه رقم خورد بود، برگشت. حتی شکایت به دادگاه عالی ورزش هم اعتبار حکم کمیته استیناف را بالا برد.
اگر شکست فنی به ابزاری تبدیل شود که در هر نوع تخلف قابل اعمال باشد، کارکرد استثنایی آن از بین میرود و به یک مجازات عمومی تبدیل میشود.
از سوی دیگر، اگر دامنه آن بیش از حد محدود شود، ممکن است برخی تخلفات بدون پاسخ مؤثر باقی بمانند؛ بنابراین مسئله اصلی، یافتن نقطه تعادل است.
رأی اخیر بار دیگر این پرسش را زنده کرده که این نقطه تعادل در فوتبال ایران کجاست و چه نهادی باید آن را تعریف کند.
تا زمانی که پاسخ روشن و ثابتی برای این سؤال وجود نداشته باشد، هر پرونده مشابه میتواند به بحثی جدید و گسترده در فضای فوتبال تبدیل شود.