میثم یوسفی یکی از نمایشنامهنویسان و کارگردانانی است که سالها در این حیطه به فعالیت مستمر پرداخته و نمایشهای بسیاری را روی صحنه برده. «آرزوی بزرگ» تازهترین نمایش این هنرمند است که با درونمایه خلیج فارس در روزهای اخیر به کارگردانی او و تهیهکنندگی متین محجوب در تالار هنر اجرا شده. با این کارگردان درباره جایگاه فعلی تئاتر کودک و چگونگی تبیین مفاهیم ملی به کودکان و نوجوانان به گفتوگو نشستهایم.
یکی از مؤلفههای این نمایش، قابل لمس بودن موضوع و تناسب آن با شرایط جامعه امروز ماست. درواقع ما در نمایش با مفهوم دفاع از وطن مواجهیم؛ با این تفاوت که این روایت به شیوه متفاوتی برای مخاطب کودک و نوجوان صورت گرفته است.
همینطور است. محتوای قصه ما درباره دختری است که پدرش ملوان نیروی دریایی است و در یک ناو جنگی کار میکند ولی دختر نسبت به مشغلههای پدر که حتی فرصتی برای حضور در جشن تولد او پیدا نمیکند معترض است، اما در شب تولدش پیرزنی به او میگوید شغل پدرت بسیار ارزشمند است و برای دختر قصهای را روایت میکند. شیوه قصه در قصه و فلاشبکهایی که به ادبیات و موسیقی فولکلور ایران زده میشود شالوده اصلی نمایش را تشکیل داده است. بهعنوان مثال در بخشی از نمایش، مخاطب با شخصیتهایی مثل رئیسعلی دلواری و مبارزه تنگستانیها با انگلیس مواجه میشود که به مسائل روز جامعه امروز ما هم نزدیک است و زمینهساز آشنایی بیشتر کودکان و نوجوانان با این قهرمانان ملی میشود. در این مسیر سعی کردیم با تکیه بر اجرای نمایش عروسکی، چنین پیوندی را با مخاطبانمان برقرار کنیم و بهنظرم موفق هم بودهایم. از سوی دیگر نمایش ما زنمحور است و روی صحبتمان به زنان و دختران ایرانزمین است تا به آنها بگوییم در برهههای مختلف زمانی، زنان دوشادوش مردان در رخدادهای تاریخی حضوری پررنگ داشتهاند. کما اینکه در این قصه هم زنان پیشبرنده اصلی نمایش هستند و کودکان میتوانند با آن همذاتپنداری کنند.
روند تولید این نمایش به چه شکل پیش رفت؟
نمایشنامه آرزوی بزرگ یکسال پیش نگارش شد. دفتر موسیقی حوزه هنری در ماههای اخیر، مجموعه آلبومهایی را با موضوعات مختلف کار کرده بود، در این بین به آلبوم «لالایی» از عمادالدین توحیدی رسیدم و فکر کردم میتوان نمایشنامهای را براساس تم این آلبوم که به موسیقی جنوب و خلیج فارس مربوط بود بنویسم. بهخصوص اینکه خودم هم با فضای داستانهای جنوب آشنایی داشتم. در نهایت نمایشنامه توسط مهدی سیمریز و یاسمن واحدی نوشته شد و با حمایت دفتر امید حوزه هنری کار به مرحله تولید رسید و بهمن ماه سال گذشته روی صحنه رفت.
در سالهای اخیر پیوند هنرهای مختلف بر یکدیگر به خلق آثار ارزشمند و در عین حال متفاوت منجر شده. در این نمایش شاهد ارتباط تنگاتنگ موسیقی و تئاتر هستیم. ممکن است در این خصوص بیشتر توضیح دهید.
تصورم بر این بود که اجرای این نمایش به شیوه تئاتر_موسیقی میتواند در شرایط فعلی کارکرد بیشتری داشته باشد. درواقع تلفیق این دو هنر نهتنها از جذابیتهای بصری و تصویری بیشتری نزد مخاطب برخوردار است بلکه میتوان با سهولت بیشتری در انتقال پیامهای مدنظرمان نقش داشته باشد. در ارتباط با سوال شما باید بگویم همیشه این مثال را زدهام که تئاتر مانند ورزش دوومیدانی میماند که از آن بهعنوان مادر همه ورزشها یاد میشود. درباره تئاتر هم همین است؛ به این شکل که هنرهای دیگر زیرمجموعه آن قرار دارند. تلفیق هنرها با یکدیگر در دنیای امروز میتواند دستاوردهای زیادی داشته باشد ولی گاهی هم از این تلفیق به شکل نابجا بهره گرفته میشود، مانند کنسرت_نمایشها که بیشتر کار را به آثار بلواری و بازاری نزدیک میکنند. البته برگزاری کنسرت_نمایشها بهخودی خود ارزشمند است فقط باید مراقب بود که کیفیت کار نازل نشود. وگرنه در این حیطه کارهای درخشانی از سوی کارگردانان برجستهای، چون محمد رحمانیان، جلالالدین دری و... صورت گرفته است. البته جنس تئاتری که ما ارائه کردهایم کنسرت_نمایش نیست ولی رد پای موسیقی در این اثر پررنگ است. به هر حال بر این باورم اگر تمام اجزای تئاتر به درستی اتفاق بیفتد تعامل آن با هنرهای دیگر منتهی به نتایج سازنده خواهد شد.
فکر میکنید در حال حاضر که تجربه دو جنگ ۱۲ روزه و رمضان را پشت سر گذاشتهایم، اجرای نمایشهایی با تم توجه به هویت ملی، حفظ تمامیت ارضی و هویتطلبی عنوان خلیج فارس چقدر میتواند در انتقال این مفاهیم به کودکان و نوجوانان مؤثر باشد؟
چندان که پیشتر هم اشاره کردم، روایت این نمایش با رخدادهای امروز منطبق شده است. از کاراکتر اصلی پدر که ملوان ناو جنگی در خلیجفارس است و دلاوریهای او ما را به یاد ناو «دنا» و کارکنان ناو میاندازد که در وقایع جنگ اخیر به شهادت رسیدند، تا رویارویی مخاطب با پایمردی تنگستانیها در برابر انگلیس استعمارگر و مسأله تحریف نام خلیج فارس به خلیج عربی که امروز مناقشهبرانگیز شده و برخی از کشورهای عربی قصد دارند این عنوان را از آن خود کنند. ما در این نمایش به کودکان و نوجوانان نشان میدهیم رسالت اصلی هر انسانی در مواجهه با هجوم بیگانگان، دفاع از آب و خاک و ناموس است. حتی برشهایی در نمایشمان هست که بهخوبی به روایت این مفاهیم میپردازد. برای نمونه، یکی از کاراکترهای نمایش خانم مسنی به نام «طلا خانم» است و با حمله نیروهای مهاجم به خلیج فارس، با تفنگ برنو بهسمت هواپیماها شلیک میکند. بسیاری از والدین مخاطبان ما بعد از نمایش به این مسأله اشاره کردند که گنجاندن این شخصیت در نمایش شبیه پیرمردی است که در کهگیلویه و بویراحمد در جنگ رمضان به هواپیماهای دشمن تیراندازی کرد. اصلیترین هدف خود من هم این بوده که کودکان را با وقایع فرامتنی جنگ اخیر بیشتر آشنا کنم و به مدد این قصه، بیش از پیش به معرفی خلیج فارس و خطه جغرافیایی جنوب که در حال حاضر در معرض دستاندازی دشمن قرار دارد بپردازیم.
در سالهای اخیر هنرمندانی بودهاند که بارها نسبت به کمبود تولیدات مطلوب در حیطه سینما و تئاتر کودک هشدار دادهاند. از دید شما بیتوجهی و عدم حمایت نسبت به این دو حوزه چه برآیندی در یک جامعه در پی خواهد داشت؟
معتقدم اولین چیزی که جامعه ما را میسازد کودکان هستند و هنر ارزشمندی مثل تئاتر میتواند به مثابه پل ارتباطی میان کودکان و مفاهیم ملی_میهنی باشد، اما جای تأسف است که آموزش و پرورش تا امروز در ایجاد زنگ تئاتر در مدارس کوتاهی کرده و همان تعداد معدود تئاترهای دانشآموزی هم در قالب فوق برنامه در مدارس برگزار میشود. در حالی که در کشورهای جهان اول، تئاتر یکی از دروس اصلی در مدارس بهشمار میرود، آنها بهخوبی دریافتهاند تئاتر هنری انسانساز است و نباید به چشم یک هنر سرگرمکننده صرف به آن نگاه کرد. آنچه مسلم است اینکه جامعهای که به تئاتر اهمیت میدهد، بزهکاران کمتری دارد. چون اساسا تئاتر از بروز جرائم مختلف جلوگیری میکند و انسانها را بهسمت تعالی و معنویت سوق میدهد. بسیاری از افراد از نصیحت شنیدن پرهیز دارند، در حالی که تئاتر با شیوههای غیرمستقیمگویی میتواند در تبیین مفاهیم سازنده تاثیرگذار باشد. با این حال سالهاست شاهد تخصیص ناچیزترین مقدار بودجه برای تئاتر، بهویژه تئاتر کودک و برخوردهای دم دستی و سهلانگارانه با این هنر هستیم. واقعیت این است که تا وقتی درآمد یک فوتبالیست از بودجه کل فرهنگ و هنر بیشتر باشد، تئاتر به آن شکلی که شایستهاش است به مرحله رشد و بالندگی نخواهد رسید. در حالی که عزم دولتمردان در حیطههای وزارت علوم، آموزش و پرورش و سایر نهادهای مربوطه برای حمایت از این هنر، جایگاه این هنر را بیش از پیش در جامعه پررنگ کند.