
در چنین شرایطی، رسانهها نقشی کلیدی دارند، اما نه صرفا بهعنوان خبررسان بلکه بهعنوان فرمانده جبههای به نام «تبیین». سؤال این است: چگونه رسانهها میتوانند مردم را هم تابآور کنند و هم بهسمت «مواسات» (همدلی و همیاری عملی) سوق دهند؟ پاسخ در یک چرخه چهارمرحلهای نهفته است.
مرحله اول: فهم تهدید، یعنی خاموش کردن بمب ساعتی ناآگاهی
پیش از هر اقدامی مردم باید بدانند با چه چیزی روبهرو هستند. اگر دشمن در فضای مجازی شایعه میپراکند یا اعتماد را هدف گرفته، رسانه وظیفه دارد واقعیت را شفاف و صریح روایت کند. نه ترساندن، نه پنهانکاری، فقط تبیین واقعیات. وقتی مردم ماهیت جنگ نرم را بفهمند، فریب توطئهها را نمیخورند. بهقول فعالان رسانهای، این مرحله «بیداری و بصیرت» است؛ اولین قدم برای ساخته شدن یک جامعه تابآور.
مرحله دوم: مقابله شناختی، یعنی تزریق امید به رگهای جامعه
بعد از آگاهی نوبت باور است. یک جامعه مأیوس، آسیبپذیرترین جامعه است. رسانهها باید مدام دستاوردها، توانمندیها و پیشرفتهای ملی را به زبان ساده و مستند نشان دهند. نه شعار بلکه گزارش از یک کارگاه تولیدی که با وجود تحریمها کار میکند. نه اغراق بلکه روایت یک دانشمند جوان که مشکل آب را حل کرده است. این روایتها مانند واکسنی روانی، مقاومت مردم در برابر ناامیدی را بالا میبرد.
مرحله سوم: اقدام جمعی، زمانی که حرف تبدیل به عمل میشود.
اما تابآوری بهتنهایی کافی نیست. جامعه تابآور وقتی در بحران گرفتار میشود که نتواند دست یاری بهسمت هم دراز کند. اینجا مفهوم «مواسات» وارد میشود. رسانه باید قهرمانان گمنام همدلی را برجسته کند؛ همسایهای که ماسک به در خانه سالمندان میبرد، کارگری که بخشی از حقوق خود را به آسیبدیده زلزله میدهد یا یک کسبوکار کوچک که اقتصاد مقاومتی را تمرین میکند. دیدن این الگوها، همت جمعی را شعلهور میکند.
مرحله چهارم: تثبیت هنجاری، یعنی ماندگار شدن یک فرهنگ
بالاخره اگر این چرخه درست طی شود، همدلی و تابآوری از یک واکنش موقت به یک سبک زندگی مومنانه تبدیل میشود. رسانه در این مرحله از هنر، فیلم، شعر، پادکست و حتی طنز استفاده میکند تا مفاهیم را نهادینه کند. وقتی نسل جوان در سریالها و شبکههای اجتماعی ببیند که کمک به دیگری یک ارزش است و تسلیم نشدن یک افتخار، دیگر این هنجارها از ذهن و زندگی آنها پاک نمیشود.
برای رسیدن به این چرخه، رسانهها خودشان هم باید چند توصیه جدی را عملی کنند:
دیگر زمان «هرچه دشمن گفت ما جواب میدهیم» گذشته. رسانه باید خودش ابتکار روایت را بهدست بگیرد، رویداد بسازد و جریانسازی کند. در غیر این صورت همیشه عقبتر از عملیات روانی دشمن خواهد دوید.
بعضی فکر میکنند تابآوری یعنی صبوری و مواسات یعنی کمک مالی، اما این دو با هم معنا دارند. یک روایت رسانهای خوب نشان میدهد چگونه مقاومت شناختی (تابآوری) به اقدام عملی جمعی (مواسات) تبدیل میشود. این پیوند را قوی کنید.
جهاد تبیین فقط کار صداوسیما نیست. هر شهروند با گوشی همراه خودش یک رسانه است. نهادهای رسمی باید بستر بدهند و جوانان، فعالان فرهنگی، حتی طنزپردازان را پایکار بیاورند. وقتی مردم برای مردم روایت کنند، تاثیرش صدچندان است.
مفاهیمی مثل «تابآوری» و «اقتصاد مقاومتی» برای نوجوان و جوان کمی خشک است، اما همین مفاهیم در قالب یک بازی موبایلی، یک پویانمایی کوتاه یا یک چالش اینستاگرامی، ملموس و دوستداشتنی میشوند. از هنر و ابزارهای نوین بترسید.
بدون نظارت، هیچ راهبردی موفق نمیشود. رسانهها و نهادهای فرهنگی باید هر سه ماه یکبار بررسی کنند چند درصد مردم پیامهای تابآوری را باور کردهاند و میزان مشارکت در کمپینهای مواسات چقدر بوده؟ باید اشتباهات را اصلاح و نقاط قوت را گسترش دهند.
جامعهای که در بحرانها نه میشکند و نهتنها میماند، جامعهای است که رسانههایش تابآوری را به مواسات و مواسات را به یک فرهنگ عمومی پیوند زدهاند. این یک تئوری نیست. یک ضرورت فوری است.