معمار انقلاب؛ چهار دهه مجاهدت برای نهضت
امام خمینی پیش از ۱۵ خرداد با تربیت نیرو و تولید اندیشه، نهضت را بنیان نهاد

معمار انقلاب؛ چهار دهه مجاهدت برای نهضت

طباطبایی: هیأت‌های مذهبی به‌عنوان یک شبکه اجتماعی پیش از انقلاب عمل می‌کردند و حکم رسانه انقلاب را داشتند

«حاج‌ تقی»، خاطرات مردی در متن ۱۵ خرداد

کتاب «حاج‌ تقی» یک اثر تاریخ شفاهی و مستندنگارانه است که بر پایه خاطرات و روایت‌های «حاج‌محمدتقی علایی» از شاهدان عینی حوادث منتهی به قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ در پیشوا و ورامین شکل گرفته است. هسته اصلی کتاب، بازسازی فضای اجتماعی و سیاسی منطقه پیشوا و ورامین در آستانه و جریان قیام ۱۵ خرداد است.
کد خبر: ۱۵۵۴۴۸۴

حاج‌ تقی به‌عنوان فردی حاضر در متن وقایع، از تجمعات مردمی، حرکت هیأت‌ها، واکنش مردم به بازداشت امام خمینی و شکل‌گیری اعتراضات سخن می‌گوید. در همین راستا با سیدمجتبی طباطبایی، نویسنده این کتاب گفت‌و‌گو کردیم.

چه عاملی شما را به ثبت و تدوین خاطرات حاج‌محمدتقی علایی ترغیب کرد و اساسا نخستین آشنایی شما با حاج‌تقی چگونه شکل گرفت و چه ویژگی‌ای در روایت‌های او توجه شما را جلب کرد؟ 
مرحوم حاج‌ تقی اعلایی همشهری ما بودند و ما در شهرستان پیشوا که به‌عنوان مبدأ قیام ۱۵ خرداد شناخته می‌شود، زندگی می‌کردیم و همچنان زندگی می‌کنیم. به‌واسطه این همشهری بودن، ایشان را در جلسات مختلف به‌عنوان فردی اهل شعر و شاعری می‌شناختیم. ما در محافل ادبی، این پیرمرد دوست‌داشتنی را ــ که خداوند ایشان را رحمت کند ــ ملاقات می‌کردیم و می‌دانستیم که اهل شعر و شاعری هستند. همچنین زمانی که به ایام ۱۵ خرداد نزدیک می‌شدیم، معمولا نام حاج‌تقی را بیش از سایر شاهدان عینی می‌شنیدیم.همین موضوع باعث شناخت ما از ایشان شد؛ علاوه بر این، حسینیه‌ای به نام «بی‌بی هور» در شهرستان پیشوا وجود دارد که ایشان از قدیم‌الایام در آنجا حضور داشتند و مسئولیت مداحی و مرثیه‌سرایی را برعهده داشتند. ما به اقتضای همشهری بودن، جناب آقای اعلایی را می‌شناختیم. نکته موجود این بود که ما نزد ایشان می‌رفتیم و به‌ویژه در ایام خردادماه، علی‌الخصوص یک الی دو ساعتی در خدمت‌شان بودیم و صحبت می‌کردند. مشاهده کردیم که ایشان بخش عمده‌ای از خاطرات خود را به زبان شعر سروده و مکتوب کرده بودند. این خاطرات که از زبان یک شاهد عینی و به صورت دست‌اول روایت می‌شد، بسیار جذاب بود.این جذابیت باعث شد ترغیب شویم که این خاطرات در جایی مکتوب شده و ماندگار بماند؛ زیرا پس از حاج‌تقی ــ که متأسفانه در سال گذشته به رحمت خدا رفتند ــ این سؤال پیش می‌آمد که چه اتفاقی برای این خاطرات خواهد افتاد؟ ما که به‌صورت حضوری خدمت ایشان رسیده و از شنیدن خاطرات‌شان بهره‌مند شده بودیم، اما سایر دوستان، نوجوانان و متولدان دهه‌های ۸۰ و ۹۰ که در این شهرستان زندگی می‌کنند، چگونه می‌توانند پای منبر حاج‌تقی بنشینند؟ این عامل باعث شد که ما به سراغ مکتوب کردن خاطرات حاج‌تقی برویم.همین موضوع باعث شد که سبک نگارش و حجم کتاب به‌گونه‌ای باشد که تقریبا تداعی‌گر همان جلسه دو ساعته باشد. در واقع، مدنظر داشتیم که اولا کتاب برای مخاطب جوان و نوجوان خوش‌خوان باشد و ثانیا تمثیل آن به شکلی باشد که گویی مخاطب حدود دو ساعت در منزل محقر و کوچک تقی اعلایی نشسته است و ایشان از دوران کودکی تا زمان حال خود را روایت می‌کند؛ گویی یک نشست دو ساعته است. این نکته‌ای بود که در نگارش کتاب مدنظر داشتیم و به همین دلیل از بسیاری از خاطرات عبور کردیم و شاخ و برگ‌های اضافی را حذف کردیم تا یک نشست جمع‌وجور و سریع دو ساعته برای مخاطب کتاب فراهم شود.

حاج‌تقی چه جایگاهی در وقایع منتهی به قیام ۱۵ خرداد در پیشوا و ورامین داشت؟ 
در مورد جایگاهی که حاج‌تقی در وقایع ۱۵ خرداد دارد، باید گفت که تقی اعلایی به‌واسطه مداح‌بودنش و به‌دلیل تلاقی ایام ۱۵ خرداد سال ۱۳۴۲ با مراسم آیینی «بنی‌اسد» در پیشوا (که سابقه‌ای نزدیک به ۵۰۰ سال دارد)، نقشی ویژه یافت. پیش از آن، تقی اعلایی به‌واسطه سرودن اشعاری در وصف امام و ماجرا‌های فیضیه قم و مواردی از این دست، مورد تهدید قرار گرفته و دستگیر شده بود. از ایشان تعهد گرفته بودند و شخصی ضامن ایشان شده بود تا دیگر شعر سیاسی نخواند و در آن ایام وارد چنین فضا‌هایی نشود.به همین جهت، ایشان در قیام ۱۵ خرداد به نوعی جلودار بود؛ به‌نحوی که وقتی در صحن امامزاده جعفر بن موسی الکاظم (برادر بلافصل امام رضا علیه‌السلام) در شهرستان، مراسم بنی‌اسد در حال برگزاری بود و خبر (دستگیری امام) به دوستان رسید، مداحان که پشت تریبون قرار داشتند، موضوع را اعلام کردند. ایشان در بازار سنتی پیشوا مراسم «چهارپایه‌خوانی» داشت و اشعاری را در آن ایام قرائت کرد که در کتاب نیز آورده شده است؛ مانند آن شعر معروف‌شان که می‌گوید: «حسین فی یوم عاشورا فرمود هل من ناصرا‌/ دادن جواب این ندا در فیضیه قالوا بلا». ایشان در آن چهارپایه‌خوانی در جایگاه جلودار قرار گرفت و مردم را تشویق کرد تا در دفاع از مرجع تقلیدشان (که در سال ۴۲ واژه «امام» به معنای امروزی فراگیر نبود) به‌پا خیزند و به همراه تعدادی دیگر از عزیزانی که پرچمدار و جلودار قیام بودند، به سمت تهران حرکت کنند تا فریاد بزنند که مرجع تقلید را آزاد کنید. به این ترتیب، نقش میدانداری و شاعرانگی حاج‌تقی در قیام ۱۵ خرداد بسیار پررنگ است.

در روند مصاحبه‌ها آیا با روایت‌هایی مواجه شدید که با اسناد یا خاطرات دیگران تفاوت داشته باشد؟ به‌عبارت دیگر روایت حاج‌تقی چه نکته تازه‌ای درباره قیام ۱۵ خرداد ارائه می‌دهد که در منابع مشهور کمتر دیده شده است؟ 
یکی از تفاوت‌هایی که در مصاحبه‌های ایشان وجود دارد، به‌خاطر حافظه بسیار خوب‌شان بود؛ ایشان به جزئیات تسلط زیادی داشتند. علاوه بر این، خاطرات را مکتوب کرده بودند که بخشی از آن به صورت شعر و بخشی دیگر به صورت یادداشت‌های پراکنده بود. همچنین جنس نگاه ایشان، همچنان همان نگاه مردمی و ساده‌ای بود که یک کشاورز در سال ۱۳۴۲ داشت و منش و روش خود را حفظ کرده بود؛ خاطرات ایشان از چنین جنسی بود. البته درخصوص تفاوت با سایر خاطرات، باید گفت که جنس این کتاب، پژوهشی (به معنای یک پژوهش تخصصی درباره ۱۵ خرداد) نیست؛ بلکه صرفا خاطرات تقی اعلایی است. با این‌حال، در برخی موارد بررسی‌ها و تطبیق‌هایی صورت گرفته است تا اشتباهی در نام افراد رخ ندهد. در جا‌هایی که ایشان نامی را به خاطر نمی‌آوردند یا نیاز به تحقیق بیشتر بود، در کتاب لحاظ شده است، اما تأکید می‌کنم که این کتاب یک پژوهش جامع درباره ۱۵خرداد محسوب نمی‌شود.

نقش مردم پیشوا و ورامین در قیام ۱۵خرداد از نگاه این کتاب چه تفاوتی با روایت‌های رسمی دارد؟ 
 ببینید، این روایت متعلق به یک راوی عینی است و ما وقایع را از زاویه دید تقی اعلایی می‌نگریم. راوی در اینجا «دانای کل» نیست که بخواهد از بالا به نقش تک‌تک مردم، روحانیت، افراد عادی و ... نگاه کند. ما در این کتاب با افرادی آشنا می‌شویم که حاج‌تقی آنها را می‌شناخت؛ درحالی‌که ممکن است افراد بسیاری در آن مسیر اثرگذار بوده باشند که نام‌شان در اینجا نیست. درواقع ما در این کتاب، وقایع قیام ۱۵خرداد را از دریچه چشم حاج‌تقی می‌بینیم.

کتاب چه تصویری از نقش هیات‌های مذهبی در سازماندهی اعتراضات مردمی ارائه می‌دهد؟ 
درخصوص تصویری که از نقش هیات‌های مذهبی و سازماندهی اعتراضات ارائه می‌شود، همان‌طور که پیش‌تر عرض کردم، اصل ماجرا در ماه محرم رخ می‌دهد. خود تقی اعلایی اشاره می‌کند که اینها پیش از وقوع حوادث، هیات قرآنی و تشکیلات داشتند و زیر نظر یک عالم فعالیت می‌کردند. اصل سازماندهی آنها در آن روزگار در این هیات شکل می‌گرفت و اخبار و اطلاعاتی که از تهران می‌رسید، از همین طریق منتشر می‌شد. خود حاج‌تقی نیز مداح و شاعر اهل‌بیت (ع) بود و برای ائمه‌اطهار (ع) شعر می‌سرود.
اصل این ماجرا در ماه محرم اتفاق می‌افتد؛ یعنی در آن مراسم آیینی که هیات‌های مذهبی پیشوا در صحن حرم جمع می‌شوند و مراسم تشییع نمادین شهدای کربلا را برگزار می‌کنند. این واقعه عملا نوعی نقش‌آفرینی پررنگ هیات‌های مذهبی است که اتفاقات بعدی را رقم می‌زند و نقش آنها را به‌شدت برجسته می‌کند. در مورد این‌که هیات‌های مذهبی به‌عنوان یک شبکه اجتماعی پیش از انقلاب عمل می‌کردند، باید گفت که اینها تقریبا حکم رسانه انقلاب را داشتند. ما شنیده، دیده و یا در مستند‌ها خوانده‌ایم که در فضای انقلاب اسلامی، آنچه به‌عنوان رسانه نقش‌آفرینی می‌کند، همان مکتوبات و سخنرانی‌هایی است که به‌صورت دستی چاپ می‌شدند و فضای «منبر» که به‌تنهایی کارکرد رسانه‌ای داشت. این هیات‌های مذهبی بودند که به رسانه اثرگذار منبر ضریب داده و آن را پررنگ‌تر می‌کردند.

آیا می‌توان هیأت‌های مذهبی را نوعی شبکه اجتماعی و سیاسی پیش از انقلاب دانست؟ همچنین این کتاب چه تصویری از فرهنگ مذهبی و مناسبات اجتماعی منطقه در دهه ۴۰ ارائه می‌دهد؟ 
طبیعتا موضوع شبکه گسترده این هیات‌ها مطلبی است که شاید نه به‌صورت مستقیم، بلکه در حاشیه کتاب متوجه آن خواهید شد؛ این‌که افراد در داخل هیات، یکدیگر را می‌شناختند و براساس همین شناخت، اعتماد‌ها شکل‌می‌گرفت و مسئولیت‌ها واگذار می‌شد. افرادی که به تهران رفت‌وآمد داشتند و خبر می‌آوردند، یا علمایی که به مناسبت ایام محرم دعوت می‌شدند، همگی جزئی از این شبکه اجتماعی مردمی و هیاتی بودند که امور را ساماندهی می‌کردند.
تصویری که کتاب از فرهنگ مذهبی و مناسبات اجتماعی منطقه در دهه ۴۰ ارائه می‌دهد، بسیار گذراست؛ زیرا همان‌طور که گفتم، مخاطب را نسل جوان و نوجوان در نظر گرفته‌ایم و نخواستیم با ورود به جزئیات، کتاب را حجیم کنیم. بااین‌حال، به فضای خفقان پس از این وقایع اشاره شده است؛ اتفاقاتی که برای حاج‌تقی رخ‌داد، ازجمله زندانی‌شدن ایشان و هم‌بندی با شهید طالقانی و مهندس بازرگان، و همچنین مراسمی که داخل زندان برای طیب حاج‌رضایی برگزار کردند و مواردی از این‌دست. اما در مورد خود شهرستان، به‌واسطه آن‌که حاج‌تقی حدود ۹ ماه پس از وقایع ۱۵خرداد ۱۳۴۲ در زندان بودند، ما نیز در کتاب همراه ایشان در زندان هستیم و زمانی که ایشان بازمی‌گردند، فضا مقداری متفاوت شده است. در آنجا فضای خفقان را مشاهده می‌کنیم؛ مثلا جایی مطرح می‌کنند که وقتی ژاندارمری ایشان را بازداشت می‌کند، به او می‌گویند: «از هر ۳ ــ ۲ نفری که با هم جلسه دارید، یک نفرشان مأمور ماست.» این فضای خفقان به شکلی گذرا و به اندازه‌ای که مخاطب از خواندن جزئیات خسته نشود، بیان شده است؛ گویی همان‌طور که در ابتدا گفتم، مخاطب پای یک منبر دوساعته در منزل حاج‌تقی اعلایی نشسته و ایشان به شکلی جمع‌وجور خاطراتش را تعریف می‌کند.

پس از ماه‌ها همنشینی با خاطرات حاج‌تقی، مهم‌ترین درسی که از نسل مبارزان ۱۵ خرداد آموختید چیست؟
یکی از نکات بسیار جذاب و جالب برای خود من، مواجهه با نسلی در قیام ۱۵ خرداد پیشوا بود که تحصیلات آکادمیک نداشتند. این نسل، نسلی است که بر پایه یک‌سری باور‌ها و اعتقادات راسخ حرکت می‌کند. این ایمان، یک ایمان استوار و نوعی بصیرت است؛ بصیرتی که نه از راه مطالعه زیاد و خواندن کتاب‌های متعدد، بلکه جنسی از آگاهی برای انسان‌هایی است که کشاورز و دامدار هستند. آنها حتی بخشی از ابزار و تجهیزاتی که در مسیر (قیام) با خود همراه داشتند، همان ادوات کشاورزی‌شان بود؛ اما درعین‌حال زمان‌شناس بودند و می‌دانستند که در هر زمان باید چه واکنشی نشان دهند؛ چه زمانی سکوت کنند، چه زمانی اعلام انزجار نمایند و چه زمانی به خیابان بیایند.
این جنس از بصیرت، آگاهی و معرفت، آن‌هم بدون تحصیلات آکادمیک، برای من بسیار جذاب بود. ما با کشاورزی طرف هستیم که روی زمین زحمت می‌کشد و باغداری می‌کند، اما نسبت به فضای زمانه خویش حساس است. این ویژگی را می‌توان یکی از درس‌هایی دانست که از همنشینی با ایشان آموخت؛ و همچنین آن سبک زندگی و نشاطی که در چهره‌شان بود را از این جهت به خاطر سپرد.

newsQrCode
برچسب ها: کتاب حاج تقی
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها