طباطبایی: هیأت‌های مذهبی به‌عنوان یک شبکه اجتماعی پیش از انقلاب عمل می‌کردند و حکم رسانه انقلاب را داشتند

«حاج‌ تقی»، خاطرات مردی در متن ۱۵ خرداد

امام خمینی پیش از ۱۵ خرداد با تربیت نیرو و تولید اندیشه، نهضت را بنیان نهاد

معمار انقلاب؛ چهار دهه مجاهدت برای نهضت

نام امام خمینی بیش از هر چیز با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و پیروزی انقلاب اسلامی گره خورده است، اما واقعیت آن است که ظهور ایشان به‌عنوان رهبر یک نهضت فراگیر، محصول سال‌ها تلاش علمی، فرهنگی و سیاسی بود. هنگامی که در خرداد ۱۳۴۲ میلیون‌ها ایرانی نام امام خمینی را به‌عنوان رهبر اعتراضات علیه حکومت پهلوی بر زبان آوردند، او برای جامعه مذهبی ایران چهره‌ای ناشناخته نبود؛ بلکه فقیهی برجسته، استادی محبوب در حوزه علمیه قم، اندیشمندی منتقد و شخصیتی آشنا با تحولات سیاسی کشور به‌شمار می‌رفت. 
نام امام خمینی بیش از هر چیز با قیام ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ و پیروزی انقلاب اسلامی گره خورده است، اما واقعیت آن است که ظهور ایشان به‌عنوان رهبر یک نهضت فراگیر، محصول سال‌ها تلاش علمی، فرهنگی و سیاسی بود. هنگامی که در خرداد ۱۳۴۲ میلیون‌ها ایرانی نام امام خمینی را به‌عنوان رهبر اعتراضات علیه حکومت پهلوی بر زبان آوردند، او برای جامعه مذهبی ایران چهره‌ای ناشناخته نبود؛ بلکه فقیهی برجسته، استادی محبوب در حوزه علمیه قم، اندیشمندی منتقد و شخصیتی آشنا با تحولات سیاسی کشور به‌شمار می‌رفت. 
کد خبر: ۱۵۵۴۴۷۷

در سالروز ارتحال بنیانگذار جمهوری اسلامی، بازخوانی سال‌های پیش از ۱۵ خرداد نشان می‌دهد که نهضت امام، نتیجه یک تصمیم ناگهانی نبود؛ بلکه حاصل روندی طولانی از مبارزه فکری، فرهنگی و سیاسی بود که از دهه‌های نخست قرن چهاردهم شمسی آغاز شد. 

شکل‌گیری روحیه مبارزه از سال‌های جوانی

روح‌الله موسوی خمینی در فضایی رشد یافت که ایران روزگار آشفتگی‌های پس از مشروطه، ناامنی‌های محلی و سپس استقرار دیکتاتوری رضاخان را تجربه می‌کرد. خود او بعد‌ها بار‌ها از خاطرات نوجوانی خویش سخن گفت؛ روزگاری که مردم خمین برای دفاع از جان‌و‌مال خود در برابر اشرار و خوانین محلی ناچار به سنگربندی می‌شدند. 

امام در سال‌های بعد تصریح کرد که از نوجوانی با مفهوم مقاومت در برابر ظلم آشنا شده بود. این تجربه‌های نخستین، در کنار شهادت پدرش سیدمصطفی موسوی که در راه دفاع از حقوق مردم به قتل رسید، در شکل‌گیری روحیه ظلم‌ستیزی وی نقش مهمی داشت. 

ورود به قم و تبدیل‌شدن به یکی از چهره‌های برجسته حوزه

با مهاجرت به قم و استقرار در حوزه تازه‌تاسیس این شهر، استعداد علمی امام خمینی به‌سرعت آشکار شد. او در فلسفه، عرفان، فقه و اصول به یکی از برجسته‌ترین استادان حوزه تبدیل شد و حلقه گسترده‌ای از شاگردان را پیرامون خود گرد آورد. 

در دهه‌های ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، درس‌های فلسفه و عرفان امام از پررونق‌ترین محافل علمی حوزه بود. بسیاری از شخصیت‌های اثرگذار انقلاب اسلامی از شاگردان این جلسات بودند. 

ویژگی مهم این کلاس‌ها آن بود که صرفا به مباحث سنتی محدود نمی‌شد. امام معتقد بود روحانیت نمی‌تواند نسبت به سرنوشت جامعه بی‌تفاوت باشد. همین نگاه، او را از بسیاری از هم‌عصرانش متمایز می‌کرد. 

دفاع از حوزه در عصر رضاخان

با قدرت‌گیری رضاخان، سیاست سازمان‌یافته مقابله با دین و روحانیت آغاز شد. محدودیت مراسم مذهبی، کشف حجاب، کنترل حوزه‌های علمیه و تلاش برای سکولاریزه‌کردن جامعه از جمله برنامه‌های حکومت بود. 

در چنین فضایی، امام خمینی ضمن حمایت کامل از زعامت آیت‌الله شیخ عبدالکریم حائری یزدی، حفظ حوزه علمیه قم را مهم‌ترین سنگر مقابله با سیاست‌های ضد دینی حکومت می‌دانست. 

پس از درگذشت آیت‌الله حائری در سال ۱۳۱۵، خطر فروپاشی حوزه قم جدی شد. امام در کنار گروهی از علما برای حفظ انسجام حوزه تلاش کرد و بعد‌ها نیز از مهم‌ترین حامیان انتقال آیت‌الله سیدحسین بروجردی به قم و تثبیت مرجعیت واحد شیعه شد. 

نخستین مانیفست سیاسی امام

شهریور ۱۳۲۰ و سقوط رضاشاه، فضای نسبتا بازی در کشور ایجاد کرد. امام خمینی این فرصت را مغتنم شمرد و در سال ۱۳۲۲ کتاب «کشف الاسرار» را منتشر کرد. 

این کتاب در ظاهر پاسخی به کتاب «اسرار هزارساله» نوشته علی‌اکبر حکمی‌زاده بود؛ اثری که برخی باور‌های شیعی و جایگاه روحانیت را مورد حمله قرار داده بود، اما اهمیت کشف الاسرار تنها در پاسخ‌گویی کلامی به شبهات مذهبی خلاصه نمی‌شد. 

امام در این اثر، به نقد صریح حکومت پهلوی پرداخت و از عملکرد بیست‌ساله رضاخان پرده برداشت. او سیاست‌های ضد دینی حکومت را عامل تضعیف هویت اسلامی جامعه دانست و برای نخستین‌بار به‌شکلی نسبتا منسجم از ضرورت تشکیل حکومت مبتنی بر احکام اسلام سخن گفت. 
از این منظر، کشف الاسرار را می‌توان نخستین مانیفست سیاسی امام خمینی و یکی از مهم‌ترین متون فکری زمینه‌ساز انقلاب اسلامی دانست. 

نخستین ندای قیام

در بررسی سیر مبارزاتی امام خمینی (ره)، توجه به نخستین بیانیه سیاسی ایشان تصویری جامع ارائه می‌دهد. سندی تاریخی که در یازدهم جمادی‌الاول سال ۱۳۶۳ قمری (۱۳۲۳ شمسی) به قلم امام در دفتر مرحوم حجت‌الاسلام وزیری یزدی نگاشته شد، امروز به‌عنوان نخستین بیانیه سیاسی شناخته‌شده بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران شناخته می‌شود. 

امام خمینی در این متن، با استناد به آیه شریفه «قُلْ إِنَّمَا أَعِظُکُمْ بِوَاحِدَه أَنْ تَقُومُوا لِلَّهِ مَثْنَى وَفُرَادَى»، «قیام لله» را یگانه راه اصلاح جهان معرفی می‌کنند و با زبانی صریح، عوامل انحطاط جامعه اسلامی را در خودخواهی، تفرقه و سکوت در برابر ظلم می‌دانند. اهمیت این نوشته آنجاست که نزدیک به دو دهه پیش از آغاز نهضت اسلامی و سال‌ها قبل از قیام ۱۵ خرداد، امام از ضرورت وحدت علما، مقابله با استبداد و دفاع از هویت دینی سخن می‌گوید. 
در بخشی از این بیانیه آمده است: «امروز روزی است که نسیم روحانی الهی وزیدن گرفته و برای قیام اصلاحی بهترین روز است.» عبارتی که بعد‌ها در سخنرانی‌های رمضانی امام و دعوت مکرر ایشان به مسئولیت‌پذیری اجتماعی مسلمانان بازتاب یافت. 

این سند تاریخی همچنین نشان می‌دهد که از نگاه امام، مبارزه صرفا یک کنش سیاسی نبود، بلکه ریشه در یک تکلیف الهی داشت. به همین دلیل ماه رمضان نیز در اندیشه ایشان تنها موسم عبادت فردی تلقی نمی‌شد، بلکه فرصتی برای بیداری اجتماعی، احیای مسئولیت دینی و بسیج عمومی در برابر ظلم به‌شمار می‌رفت. 

از همین منظر می‌توان بسیاری از رخداد‌های مهم تاریخ معاصر ایران در ماه رمضان ـ از افشاگری‌های روحانیون علیه رژیم پهلوی تا سخنرانی‌های روشنگرانه امام خمینی و رهبرمعظم‌انقلاب ـ را امتداد همان اندیشه «قیام لله» دانست؛ اندیشه‌ای که نخستین‌بار در دهه ۱۳۲۰ بر صفحه‌ای از دفتر مرحوم وزیری نقش بست و سرانجام به بزرگ‌ترین انقلاب مردمی قرن بیستم انجامید. 

دغدغه اصلاح حوزه

یکی از ابعاد کمتر شناخته‌شده فعالیت‌های امام در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، تلاش برای اصلاح ساختار حوزه علمیه بود. 

او معتقد بود حوزه باید از حالت سنتی و پراکنده خارج شود و بتواند پاسخگوی نیاز‌های روز جامعه باشد. به همین دلیل همراه با آیت‌الله مرتضی حائری طرحی برای اصلاح ساختار آموزشی و اداری حوزه تهیه کرد. 

اگرچه این طرح به‌دلیل مخالفت برخی جریان‌های سنتی حوزه به نتیجه نرسید، اما نشان می‌داد که امام علاوه بر مبارزه سیاسی، به نوسازی نهاد دین نیز می‌اندیشد. 

ارتباط با آیت‌الله کاشانی

در دهه ۱۳۲۰ و ۱۳۳۰، آیت‌الله سیدابوالقاسم کاشانی مهم‌ترین چهره سیاسی روحانیت ایران بود. امام خمینی با وجود تفاوت‌های روشی، ارتباط نزدیکی با کاشانی داشت و تحولات نهضت ملی‌شدن نفت را با دقت دنبال می‌کرد. 

اسناد و خاطرات نشان می‌دهد که امام از نقش کاشانی در بسیج نیرو‌های مذهبی برای مقابله با استعمار انگلیس حمایت می‌کرد. او بعد‌ها نیز بار‌ها از کنار‌گذاشته‌شدن روحانیت در جریان نهضت ملی نفت به‌عنوان یکی از عوامل شکست آن یاد کرد. 

به‌باور امام، جدایی نیرو‌های مذهبی و ملی‌گرا زمینه را برای کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ و بازگشت کامل سلطنت پهلوی فراهم ساخت. 

فداییان اسلام و نواب صفوی

در همان سال‌ها، جنبش فداییان اسلام به رهبری سیدمجتبی نواب صفوی نیز به یکی از جریان‌های اثرگذار مذهبی تبدیل شده بود. 

نواب صفوی چندین بار به قم رفت و با امام خمینی دیدار کرد. بسیاری از شاگردان امام نیز تحت تاثیر شور انقلابی و اندیشه‌های اسلامی نواب قرار داشتند. 

گرچه امام خمینی هیچ‌گاه روش مبارزه مسلحانه فداییان اسلام را به‌صورت رسمی تایید نکرد، اما در هدف کلان مبارزه با استبداد و نفوذ بیگانگان با آنان همدلی داشت. 

آیت‌الله حسینعلی منتظری در خاطرات خود نقل می‌کند که امام از شخصیت نواب صفوی با احترام یاد می‌کرد و او را فردی مؤمن، شجاع و دغدغه‌مند می‌دانست. 

پس از سوءقصد نافرجام به حسین علاء در سال ۱۳۳۴، حکومت پهلوی تصمیم به حذف کامل فداییان اسلام گرفت. نواب صفوی و یارانش بازداشت و به اعدام محکوم شدند. 

در آن‌روز‌ها بسیاری از علما برای جلوگیری از اجرای حکم تلاش کردند. امام خمینی نیز در کنار برخی مراجع و شخصیت‌های دینی کوشید تا از طریق رایزنی و فشار بر حکومت، مانع اعدام رهبران فداییان اسلام شود. 

هرچند این تلاش‌ها نتیجه‌ای نداشت و نواب صفوی در دی‌ماه ۱۳۳۴ تیرباران شد، اما این حادثه تاثیر عمیقی بر امام گذاشت. بعد‌ها بسیاری از نزدیکان وی از اعدام نواب به‌عنوان یکی از تجربه‌های تلخ و درس‌آموز دوران مبارزه یاد کردند. 

سال‌های آماده‌سازی یک نهضت

در دهه پایانی عمر آیت‌الله بروجردی، امام خمینی بیش از گذشته به مسائل سیاسی توجه نشان می‌داد. او ضمن حفظ احترام کامل به مرجعیت، خطر نفوذ آمریکا، گسترش استبداد و برنامه‌های فرهنگی حکومت را به شاگردان خود گوشزد می‌کرد. 

در همین دوره بود که هسته اصلی شاگردان سیاسی امام شکل گرفت؛ نسلی که بعد‌ها در نهضت اسلامی نقش‌آفرینی کرد. 

رحلت آیت‌الله بروجردی در فروردین ۱۳۴۰ و درگذشت آیت‌الله کاشانی در اسفند همان سال، خلأ بزرگی در رهبری مذهبی و سیاسی جامعه ایجاد کرد.

حکومت پهلوی تصور می‌کرد راه برای اجرای برنامه‌های مورد نظر آمریکا هموار شده است. 

اما برخلاف این تصور، شخصیتی که سال‌ها در سکوت نسبی به تربیت نیرو، تولید فکر و رصد تحولات سیاسی مشغول بود، آماده ورود به میدان شد. 
تصویب لایحه انجمن‌های ایالتی و ولایتی در مهر ۱۳۴۱ نقطه آغاز رویارویی مستقیم امام خمینی با حکومت بود. او با تشخیص ابعاد سیاسی و فرهنگی این لایحه، رهبری اعتراضات روحانیت را بر‌عهده گرفت و برای نخستین‌بار توانست رژیم پهلوی را وادار به عقب‌نشینی کند. 

پیروزی در ماجرای انجمن‌ها، اعتماد عمومی به رهبری امام را افزایش داد. مخالفت با «انقلاب سفید»، حادثه مدرسه فیضیه و سرانجام دستگیری ایشان در خرداد ۱۳۴۲، زمینه‌ساز قیامی شد که مسیر تاریخ ایران را تغییر داد. 

اما حقیقت آن است که ۱۵ خرداد محصول چند ماه فعالیت نبود؛ حاصل نزدیک به چهار دهه مجاهدت علمی، فرهنگی و سیاسی شخصیتی بود که از حوزه درس و بحث آغاز کرد، با «کشف اسرار» به میدان مبارزه فکری آمد، در کنار جریان‌های مذهبی زمانه ایستاد، از مرجعیت و حوزه دفاع کرد و سرانجام رهبری بزرگ‌ترین نهضت دینی تاریخ معاصر ایران را برعهده گرفت.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها