
به گزارش خبرنگار روزنامه جامجم، در ابتدای این نشست، محمود جعفریدهقی، زبانشناس و محقق، با اشاره به اینکه کشور ما همواره با چالشهای مختلفی دستبه گریبان بوده، نیاز به ایرانشناسی ضروری است، گفت: ایرانشناسی که در تعریف کلاسیک خود به مطالعه تاریخ فرهنگ، تمدن و هنر ایران میپردازد، امروز فراتر از یک کنجکاوی آکادمیک، به ضرورتی عینی برای بقا، بازسازی و تعریف جایگاه ایران در جهان تبدیل شده است. از این رو، ایران، امروز بیش از هر زمان دیگری نیازمند بازتعریف و تقویت این حوزه است. بحران هویت در شرایط کنونی یکی از مهمترین مسائل جامعه ما بهشمار میرود، بهخصوص اینکه این آسیب امروز در محافل دانشگاهی و فضای مجازی بیشتر بهچشممیخورد. طبعا بحران هویت که همیشه با تحریف هویت ملی توام است، به گسستهای فرهنگی ــ اجتماعی منجر میشود و خواسته تبلیغات مدرن نیز همین است که جوانان را نسبت به پیشینه فرهنگی خود بیگانه کند. درحالیکه شناخت ایران و اصولا مبحث ایرانشناسی میتواند در حفظ حافظه تاریخی یک ملت نقش زیادی داشته باشد.
مدیر پیشین گروه فرهنگ و زبانهای باستانی و ایرانشناسی دانشکده ادبیات دانشگاه تهران اضافه کرد: مشروط بر اینکه شناختی که نسبت به ایران انجام میدهیم فارغ از نگاه موزهای، برای جامعه امروز کاربرد داشته باشد تا بتوان آن را به زبانی ملموس به نسل جوان منتقل کرد. ما در این مسیر دو ابزار قدرتمند در دست داریم. نخست خود ایران است که سرزمینی با تنوع قومی و زبانی غنی قلمداد میشود. در این بین زبان فارسی هم بهعنوان میراثی ارزشمند، نقطه اتصال اقوام مختلف شده است. دیگری زبان فارسی است که بدون شناخت ایران نمیتواند کارایی لازم را در پی داشته باشد.
در ادامه این نشست، نصرالله پورجوادی، فلسفهشناس و مدرس دانشگاه به ارائه مقاله مطولی در باب ایرانشناسی و اخوان صفا پرداخت. همچنین، بهمن نامورمطلق، رئیس انجمن هنر و ادبیات تطبیقی گفت: بهرغم حوادث مختلفی که در طول تاریخ بر سر کشور ما رفته و بارها تحت اشغال بیگانگان درآمده است، اما در همه شرایط، ایران باقی مانده است. اسکندر، ایران را ویران کرد؛ در روایات آمده است که، چون خود را ایرانی میدانسته کشته شده است، درحالیکه واقعیت این است، اسکندر زمانی که ایران را کشف کرد، آنقدر در این سرزمین ماند تا کشته شد.
این استادتمام دانشگاه شهید بهشتی با بیان این که ایرانشناسی فراتر از یک رشته است ادامه داد: ایرانشناسی غربیها با ایرانیها متفاوت است. خارجیها به آن به شکل یک رشته نگاه میکنند، درحالیکه ما در متن ایران زندگی میکنیم. به همین خاطر است که معتقدم ما میتوانیم نگاه جامعتری نسبت به این مقوله داشته باشیم، بهخصوص این که ایرانشناسی با پتانسیل گستردهای که در اختیار دارد، تمام رشتهها را دربرمیگیرد. در نتیجه نگاه ما هم نسبت به این مقوله میبایست فراگیر باشد. از سوی دیگر، ایرانیان دستگاه کامل اسطورهشناسی دارند که بدنه فرهنگی را تامین میکند. اسطورهها شالوده و اساس در یک جامعه هستند و از اهمیت ویژهای برخوردارند، درست مانند لالایی مادران که در گذر زمان برای نسلهای مختلف تکرار میشود. اسطورهها از دیرباز تا امروز در سه قالب شناختی، بیانی و رفتاری خود را نشان دادهاند. اسطورههای تغزلی، چون ویس و رامین، خسرو و شیرین یا حتی در منطقالطیر، کتاب عرفانی شیخ فریدالدین عطار از سیمرغ که از اسطورههای ایرانی است وام گرفته شده است. اسطورهها از منظر بیانی بهمثابه الگوهایی هستند که میتوان در شرایط بحرانی جامعه از آنها بهره برد. بهعنوانمثال، «آرش» نماد تابآوری است. میخواهم بگویم ایرانشناسی نیازمند اسطورهشناسی است، ولی هردو به یکدیگر تقلیل نمییابند، بلکه میتوانند به تکامل هم منجر شوند.
سیدمحمد بهشتی، پژوهشگر حوزه تاریخ نیز در سخنانی گفت: ایرانشناسی درواقع در تکمیل شرقشناسی تعریف میشود. این رشته هم بعد از جریان استعمار در کشورهای اروپایی شکلگرفت. نکته قابل تامل اینکه کشورهایی که در حوزه ایرانشناسی سابقه طولانیتری دارند، در استعمار کشورهای دیگر موفقتر بودند. درعینحال این سؤال مطرح میشود که چرا تا امروز بنیادهایی برای شناخت کشورهای انگلیس، هلند، اتریش و ... شکل نگرفته است؟ آیا آنها ضروری نمیدانند که کشور خود را بشناسند؟! معتقدم ایرانشناسی وجود ندارد و ایران را نمیشناسیم، چراکه اگر آن را میشناختیم، آییننامهها اینگونه نوشته نمیشد. حدود ۱۰هزار سال سابقه یک جانشینی در ایران، شناسایی شده است. کشف کردیم بهترین راه باید سه ویژگی داشته باشد، به این معنی که
کوتاه، هموار و امن باشد. در این سالها، راههایی که ساختیم تماما مبتنی بر مسیرهای تاریخی بودند. واقعیت این است که ما نیاز به ایرانشناسی داریم تا مشکلاتمان را حل کند. با این تفاوت که ایرانشناسی از دید اروپایی، نمیتواند به رفع مشکلات ما بپردازد، چون آنها ما را درک نمیکنند. ما نیاز به ایرانشناسی داریم تا با آن مشکلات پیشپای خود را حل کنیم. ما غالبا ایران را نمیشناسیم یا شاید احساس کردیم نیازی به این شناخت نداریم. در باب مسأله آب از دوران هخامنشی تا سال ۱۳۳۵ خورشیدی ما آن را در معرض آفتاب قرار نمیدادیم. در حاشیه رودخانهها درخت میکاشتیم که سایه بر آب بیفتد؛ بنابراین احساس استغنا از دانستن ایران و شناختن آن و بهنوعی اختلاط در اهلیت ایرانی است. ایرانشناسی ایرانی آن است که به ضرورتهای ایران پاسخ دهد. وجود نام کهن شهرها و مناطق در ایران یک معمای زیستی بوده و هر نام، چون لوت یا کوه دنا با علت خاصی نهاده شده است؛ بنابراین ضرورت دارد تا فرارشته ایرانشناسی در تمام رشتهها لحاظ و گنجانده شود.
در ادامه این نشست، علی شهیدی، مدیر سابق گروه ایرانشناسی و فرهنگ و زبانهای باستانی دانشگاه تهران با اشاره به اینکه باید ایرانشناسی پورداوود را به شکل نمادین ایرانشناسی ایرانی نامید، گفت: ابراهیم پورداوود، نخستین دانشمند معاصر ایرانی در زمینه فرهنگ و زبانهای باستانی بود که پیش از تاسیس رشته و گروهی به این نام، در آغاز تاسیس دانشگاه تهران درسهای زبان اوستایی، زبان فارسی باستان، فرهنگ ایران باستان، حقوق ایران باستان و ... را برای اولینبار در نظام آموزش دانشگاهی ایرانی تعریف و تدریس کرد.
این مدرس دانشگاه همچنین به این مسأله اشاره کرد که با تاسیس رشته ایرانشناسی در دانشگاه تهران تلاش کرده است تا در قالب یک ترم، نظریههای نوین در این زمینه را به دانشجویان انتقال دهد و نظر نسل جوان را نسبت به این مفاهیم جلب کند تا آنها ترغیب شده و به مطالعه گستردهتری دراینباره بپردازند.
سعید فیروزآبادی، مترجم پرسابقه نیز گفت: از دید من ایرانشناسی تمام علومی است که موجب شناخت ایرانی میشود. درعینحال، زبان فارسی هم عامل وحدت ملی ما بهشمار میرود. بنابراین، نگاه ما به این میراث باید بزرگ باشد، چراکه با شناخت ایران فرهنگی و حماسههای فرهنگی است که میتوانیم منابع مشترک، ادبیات مشترک و احساس مشترک در منطقهای بسیار بزرگ را فراهم کنیم.
محمدعلی عزتزاده، دبیر انجمن ایرانشناسی نیز از دیگر سخنرانانی بود که در صحبتی کوتاه، انجمن ایرانشناسی را اندیشکدهای قلمداد کرد که میتواند محمل خوبی برای دوستداران ایران باشد. او از شناخت ایران و فاصلهگذاری و همافزایی علوم انسانی بهعنوان قدمهای نخستین در این مسیر یاد کرد و از ایرانشناسی بهعنوان مقولهای فرارشتهای نام برد.
در ادامه این نشست محمدرضا سحاب، نقشهنگار و جغرافیدان و زهره زرشناس (پیام ویدئویی) نیز با موضوع ایرانشناسی به سخنرانی پرداختند. در پایان مراسم هم اولین شماره از مجله «ایران و ایرانشناسی» رونمایی شد و در معرض دید حاضران قرار گرفت.