اکنون، پس از چهارده قرن، ما در دو رویارویی اخیر با رژیم صهیونیستی ــ جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان ــ باز هم ردپای همان الگو را میبینیم. نه در سنگرهای دشمن، بلکه در خانههای خودمان عدهای تامل میکنند!
کارشکنی بعضی خواص؛ بازخوانی یک سنت تاریخی
در این میانه، برخی چهرههای سیاسی که باید عمق بینش رژف و دور اندیشی جمعی را نمایندگی کنند، به بازیگران اصلی بحران تبدیل شدهاند. عدهای معدود، منافع کلی را فدای منافع کوتاه مدت میکنند و مقاومت را در سیاست به سازش و در اقتصاد با "گرانی و فشار" همتراز میسازند. گروهی دیگر با "مدل جهل مرکب" – آنچنان در توهم پایان جنگ در مذاکره با دشمن غرق شدهاند که دشمن را حامی منافع خود میپندارند. نتیجه: تضعیف پشت جبهه، نسبیسازی تهدید، و ناامیدی از پیروزی محقق شده را خورد جامعه میدهند گویی نیروی دشمن در سنگر خودی هستند.
در سوی دیگر میدان، "خروش ملت پرچم به دست" هنوز بانگ برمیآورد: مردمی که پس از شهادت سه هزار ایرانی در حملات تروریستی و تهدیدات تمامیت ارضی، در جوشش و خروشند. داغ رهبر شهید در سینه دارند، شبها با سرودهای مقاومت و شعارهای اعتراضآمیز به ظلم، نه فقط یک احساس که یک "ادراک ملی" را بازتولید میکنند: ادراکی که میگوید "تسلیم، سازش نیست؛ خیانت است". این مردم، مقاومت را عقلانیت میدانند، نه شور زودگذر.
رهبر جوان، مردم مبعوث و کوتاهی مسئولان
امروز، در نظام اسلامی، مردمی که رهبرشان جوان شده، خود به صحنه آمدهاند. اما در برابر این حرکت عظیم، برخی مسئولان نه تنها همراهی نمیکنند، که اولویتهای روز را با کمکاری و گاه عمدی علیه منافع ایران اسلامی، تبدیل نمودهاند گویی خنجر از پشت میزنند. اینجا عبرت بزرگ احد تکرار میشود: سازمان فرماندهی که از درون تضعیف شود، سپاهش هر چقدر جان بر کف باشد، به نتیجه مطلوب نخواهد رسید.
ما به اصلاحی فراخوان میدهیم: فراخوان جایگزینی نسلی از مدیران مؤمن، توانمند و با اراده. در ساحت تربیت و جانشینپروری، به مردان و زنانی نیاز داریم که آرمانها را با شاخصهای ایمان و عمل پیوند بزنند، نه مدیران تازه به دوران رسیدهای که تنها بلدند از قله بگویند، اما راه فتح را نمیدانند و نقدها را غرض ورزی میپندارند.
ماجرای بحران ۸۸ و وارثان امروز آن
باید پذیرفت که بخشی از این چهرههای وا مانده در تنگه احد انقلاب، وارث بحران سال ۱۳۸۸ شمسیاند؛ همان طیف که با قبضه قدرت و اقتصاد در دهه شصت و رفتارهای سختگیرانه، نه تنها مانع اجتماع ملی شدند، بلکه با سیاستهای غلط، زمینه ریزش برخی شهروندان را فراهم کردند و صدمات جبرانناپذیری بر پیکر جامعه زدند.
شاید چالش را باید در روایت شاگردان یک شخصیت سیاسی خاص جست؛ نسلی که در ادوار مختلف، با شکلهای گوناگون سعی در محدود کردن قدرت و جلوگیری از مردمیسازی نظام داشتهاند. روزی با نام "سازندگی"، روزی "اصلاحات"، و امروز با شعارهای به ظاهر “برای ایران" – همانها که دیروز ژست اپوزیسیون نظام اسلامی گرفته بودند و جهانی بدون موشک و بدون جنگ را وعده میدادند، امروز شاهد نقض همان تحلیلهای القایی غربکرایان هستند. شاید نیروهای مسلح ما همچنان اسیر تدابیر محتاطانهایاند که از همان مکتب فکری برمیخیزد.
جمعبندی: زمان انتخاب، زمان بیداری
ما در برزخی تاریخی ایستادهایم: یا باز هم مانند احد، به خاطر سوداگران و سازشاندیشان، شکست را از درون بخریم، یا با عقلانیت مبتنی بر مقاومت، خروش ملت پرچمدار را پیروزی کنیم. این یادداشت، دعوتی است برای عبرت از گذشته و فراخوانی برای اصلاح ساختار قدرت و تربیت مدیرانی شایسته. چرا که قلهها تنها توسط مردان و زنانی فتح میشوند که آرمان را بر منفعت، و امت را بر خویشتن مقدم بدانند.
والعاقبه للمتقین
معاون محیطزیست طبیعی خبر داد:
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛