به گزارش
جام جم آنلاین، دنی سیترینوویچ، رئیس پیشین بخش ایران در سازمان اطلاعات نظامی ارتش رژیم صهیونیستی (امان) در گفتوگو با نشریه نیویورکر بیان کرد: حتی در حالی که آمریکا ادعا میکند به توافقی برای پایان جنگ نزدیک شده، توانایی ایران در بستن تنگه هرمز و گروگان گرفتن اقتصاد جهانی، حکومت را تقویت کرده است. دنی سترینویچ میگوید ترامپ بین یک گزینه بد و یک گزینه بدتر مجبور به انتخاب شد و گزینه بسیار بد را برگزید. جنگ ۲۸ فوریه که با هدف سرنگونی حکومت آغاز شد، در عمل آن را تقویت کرده است. بازگشایی تنگه هرمز یک دستاورد نیست، چون بسته شدن آن محصول جانبی خود جنگ بود. آنچه امروز میبینیم، یک پیروزی تاکتیکی برای آمریکا، اما یک شکست راهبردی است.
او افزود: ترامپ از وضعیت فعلی خسته شده و از تشدید تنش میترسد، به ویژه از استقرار نیروی زمینی. او شاید تازه دریافته که حتی تشدید جنگ هم ایران را تسلیم نخواهد کرد. محاصره و ضربه به تاسیسات انرژی، هیچکدام کارساز نیست و ایران آماده تلافی است؛ بنابراین ترامپ جز این توافق راه دیگری نداشت. اما سوال این است: چه کسی در این دولت قرار است چنین توافقی را مذاکره کند و از خلاهای قانونی جلوگیری نماید؟ جرد کوشنر؟ استیو ویتکاف؟ بعید است آنها برنامه هستهای ایران را درک کنند. در نتیجه، مشکل به آینده موکول میشود.
ایرانیها احساس میکنند کاملا در موقعیت قدرت هستند و از هیچ چیز چشمپوشی نخواهند کرد. آنها به محدودیتهای خود در زمینه سازش رسیدهاند. سترینویچ میگوید ایرانیها میدانستند این یک جنگ وجودی است و وقتی ترامپ و نتانیاهو آشکارا به مردم ایران گفتند این شما هستید که باید آن را بردارید، حکومت فهمید که مسئله بمیر یا پیروز شو است. بستن تنگه هرمز عملی حساب شده بود، اما خود ایرانیها هم از تاثیر شگفتانگیز آن متعجب شدند. ترور رهبرانشان باعث شد همه برگها را روی میز بگذارند.
سترینویچ به شدت از تصمیم ترامپ برای ادامه جنگ انتقاد میکند: «باید جنگ را بعد از سه روز متوقف میکرد و پیشنهاد مذاکره میداد. بعد از سه روز همه میدانستند تغییری در کار نیست. پس چرا ادامه داد؟ حالا یک فاجعه است!» او میگوید ترامپ هیچ استراتژی نداشت و افرادی که او را احاطه کرده بودند، به او دروغ میگفتند.
در مورد لبنان، سترینویچ تاکید میکند ایرانیها از حزبالله دست نمیکشند و این یک مشکل بزرگ برای نتانیاهو است. ایران در طول جنگ موفق شد دو جبهه را به هم متصل کند و بعید است بپذیرد اسرائیل به بهانه دفاع از خود به حملاتش ادامه دهد. ترامپ اگر واقعا خواهان توافق است، باید دست نتانیاهو را در لبنان ببندد، کاری که انجام آن دشوار است.
سترینویچ پیشنهاد لیندسی گراهام برای عادیسازی روابط بیشتر با اسرائیل پس از جنگ را کاملا بی ارتباط با واقعیت میخواند. او میگوید سعودیها بارها گفتهاند مسئله فلسطین برایشان حیاتی است و بدون حل آن، توافقات ابراهیم پیش نخواهد رفت. این فروش یک سراب است.
در پاسخ به ادعای نابودی بخش زیادی از توان موشکی ایران، سترینویچ میگوید بله خسارت وارد شده، اما ایران در حال بازسازی است و همانند پس از جنگ ۱۲ روزه ژوئن ۲۰۲۵، ظرفیت خود را بازمییابد. مهمتر اینکه جنگ برای این هدف آغاز نشده بود. وعدههای ترامپ و نتانیاهو درباره سرنگونی حکومت بود، نه صرفا تضعیف تواناییهای متعارف.
این جنگ فروپاشی دکترین اسرائیل در قبال ایران است؛ نه فقط یک شکست، یک فروپاشی. شکاف میان وعدههای ابتدای جنگ و واقعیت پایانی آن چنان زیاد است که مردم میفهمند به آنها دروغ گفته شده است.
در نهایت، سترینویچ خروج ترامپ از توافق هستهای اوباما در سال ۲۰۱۵ را یکی از بزرگترین اشتباهات استراتژیک قرن بیست و یکم میخواند. او میگوید این توافق کامل نبود، اما فضایلی داشت و بدتر از همه، آمریکا بدون هیچ ضداستراتژی از آن خارج شد. ایران از آن زمان تاکنون چیزهای زیادی یاد گرفته، به ویژه در زمینه غنیسازی. حالا ما بهای این تصمیم بسیار مشکلساز را میپردازیم. جنگ ایران یک فاجعه کامل برای سیاست خارجی آمریکا و اسرائیل بوده و هر توافق احتمالی، تحقیرآمیزترین شکل پایان برای ترامپ خواهد بود.
منبع: فرهیختگان