تنگه هرمز؛ گذرگاه صلح و امنیت جمعی منطقه 

تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست. شریان حیاتی اقتصاد جهانی و نقطه تلاقی امنیت انرژی، تجارت بین‌المللی و ژئوپلیتیک قرن بیست ‌و یکم است.
تنگه هرمز تنها یک گذرگاه دریایی نیست. شریان حیاتی اقتصاد جهانی و نقطه تلاقی امنیت انرژی، تجارت بین‌المللی و ژئوپلیتیک قرن بیست ‌و یکم است.
کد خبر: ۱۵۵۳۶۵۶
نویسنده میریوسف علوی - کارشناس مسائل سیاسی 

برای دهه‌ها، جمهوری اسلامی ایران و سلطان‌نشین عمان به‌عنوان دو کشور ساحلی این تنگه، نقش اصلی را در حفظ امنیت و تسهیل عبور آزاد کشتی‌ها ایفا کرده‌اند. تا پیش از جنگ غیرقانونی و خلاف منشور اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران، تنگه هرمز عملا باز، امن و باثبات بود و روزانه میلیون‌ها بشکه نفت و حجم عظیمی از تجارت جهانی بدون وقفه از آن عبور می‌کرد. با این حال محاصره دریایی اخیر ایران و پیش از آن تهدیدات متناوب برخی سیاستمداران غربی و آمریکایی طی دهه‌های اخیر نشان داده ایران ناگزیر است نقش و مسئولیت حاکمیتی خود را در تامین امنیت و مدیریت این آبراه راهبردی با جدیت بیشتری اعمال کند. 

ایران در تمام این سال‌ها، برخلاف بسیاری از تبلیغات سیاسی نه‌تنها مانعی برای عبور و مرور دریایی ایجاد نکرد بلکه همراه با عمان حداکثر تسهیلات را برای کشتی‌های تجاری و نفتکش‌ها فراهم آورد. امنیت این آبراه، پیش از هر چیز، به سود کشورهای ساحلی آن بوده و هست. ایران بهتر از هر قدرت خارجی می‌داند که بی‌ثباتی در تنگه هرمز، مستقیما امنیت و اقتصاد خود کشور را نیز تحت تاثیر قرار می‌دهد. اما جنگ اخیر واقعیت‌های دیگری را نیز آشکار کرد و مشخص شد برخی کشورها و بازیگران خارجی، از باز بودن تنگه و فضای اعتماد و ثبات موجود سوءاستفاده کرده‌اند.

در حالی که از مزایای امنیت این مسیر بهره‌مند بودند، همزمان طی سال‌های گذشته به ایجاد و توسعه پایگاه‌های نظامی، انبارهای تسلیحاتی و زیرساخت‌های اطلاعاتی علیه ایران در سواحل جنوبی خلیج فارس اقدام کرده‌اند. به بیان دیگر، برخی دولت‌ها از امنیتی که ایران و عمان در این آبراه ایجاد کرده بودند بهره بردند اما همان فضا را به بستری برای تهدید امنیت ملی ایران تبدیل کردند. 

این تجربه، ضرورت بازتعریف مفهوم امنیت در تنگه هرمز را برجسته می‌کند. اصل بنیادین باید روشن باشد: تنگه هرمز یا برای همه_ و در درجه نخست برای کشورهای ساحلی آن یعنی ایران و عمان_  امن و باز خواهد بود یا ناامنی آن همه بازیگران را متاثر خواهد کرد. امنیت در این منطقه نمی‌تواند یک‌طرفه، گزینشی یا مبتنی بر تهدید علیه یکی از بازیگران اصلی آن باشد. امنیت در تنگه هرمز ماهیتی تجزیه‌پذیر ندارد یا برای همه تامین می‌شود یا بی‌ثباتی آن همه را متضرر خواهد کرد. 

از منظر حقوق بین‌الملل نیز ایران همانند هر کشور ساحلی دیگر حق دارد حاکمیت مشروع خود را در آب‌های سرزمینی و مناطق تحت صلاحیتش اعمال کند. این موضوع الزاما به‌معنای بستن تنگه یا ایجاد محدودیت برای عبور و مرور بین‌المللی نیست. ایران بارها تصریح کرده که دنبال اخذ عوارض عبور از کشتی‌ها نیست و اصل آزادی کشتیرانی را محترم می‌شمارد. اما میان «عوارض عبور» و «هزینه خدمات دریایی و ناوبری» تفاوت حقوقی و عملی مهمی وجود دارد. 

تامین امنیت عبور کشتی‌ها، خدمات راهبری دریایی، امداد و نجات، حفاظت محیط زیست دریایی، مقابله با دزدی دریایی، کنترل ترافیک و تضمین ایمنی عبور، همگی هزینه‌های واقعی و سنگینی هستند که عمدتا توسط کشورهای ساحلی تامین می‌شوند. در بسیاری از آبراه‌های مهم جهان نیز دریافت هزینه خدمات بندری، ناوبری و ایمنی امری کاملا شناخته‌شده و مشروع است. ایران نیز این حق طبیعی را دارد که درباره سازوکارهای عادلانه تامین هزینه‌های امنیت و ایمنی در تنگه هرمز گفت‌وگو کند. 

افزون بر این جمهوری اسلامی ایران نمی‌تواند نسبت به سابقه طولانی تهدیدات آمریکا درباره محاصره دریایی ایران بی‌تفاوت باشد. طی دو دهه گذشته، بارها در واشنگتن ایده محاصره دریایی ایران مطرح شده و در هفته‌های اخیر به‌طور عملی اجرا شده است. یکی از مهم‌ترین نمونه‌ها در سال ۲۰۰۸ رخ داد؛ زمانی که طرحی در مجلس نمایندگان آمریکا با عنوان H.Con.Res. 362 مطرح شد که عملا خواستار اعمال نوعی محاصره دریایی علیه ایران بود. این طرح با انتقاد گسترده حقوقدانان و حتی برخی سیاستمداران آمریکایی مواجه شد. در آن زمان، ران پال نماینده جمهوری‌خواه و شناخته‌شده جریان لیبرتارین نسبت به خطرات جنگ‌طلبانه و پیامدهای چنین سیاستی هشدار داد. 

برخی پژوهشگران و فعالان جوان ایرانی از جمله دکتر رضا نصری و برادرش علی نصری که آن روزها دانشجویان ایرانی مقیم کانادا بودند نیز در جلب توجه افکار عمومی و محافل آمریکایی به ابعاد خطرناک این طرح و از جمله ران پال به ابعاد خطرناک این طرح نقش داشتند و در نهایت، این ایده به نتیجه نرسید. با این حال در هفته‌های اخیر ایران عملا با اشکالی از فشار و محدودسازی دریایی مواجه بوده است؛ وضعیتی که از نگاه تهران نه‌تنها مغایر حقوق بین‌الملل بلکه اقدامی بی‌ثبات‌کننده علیه امنیت منطقه‌ای و اقتصاد جهانی محسوب می‌شود. در چنین شرایطی، طبیعی است ایران نتواند سرنوشت امنیت ملی خود و مهم‌ترین آبراه پیرامونی‌اش را به تصمیمات لحظه‌ای یا «جنگ‌های انتخابی» برخی سیاستمداران خارجی گره بزند. 

تنگه هرمز نباید به میدان رقابت‌های نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای تبدیل شود. امنیت پایدار این آبراه تنها از طریق همکاری کشورهای منطقه، احترام متقابل و پذیرش نگرانی‌های امنیتی مشروع همه بازیگران حاصل می‌شود. تجربه سال‌های اخیر نشان داده انباشت تسلیحات، توسعه پایگاه‌های خارجی و سیاست فشار حداکثری، نه‌تنها امنیت ایجاد نکرده بلکه منطقه را به آستانه درگیری‌های خطرناک‌تری رسانده است. 

ایران همچنان معتقد است تنگه هرمز باید «تنگه صلح» باقی بماند؛ گذرگاهی برای تجارت، انرژی و همکاری منطقه‌ای، نه ابزاری برای تهدید، محاصره یا رقابت‌های ژئوپلیتیکی. صلح پایدار تنها زمانی ممکن خواهد بود که حقوق، امنیت و نگرانی‌های مشروع کشورهای ساحلی آن نیز به رسمیت شناخته شود. 

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها