نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن

در رویکرد کلان، ایالات متحده آمریکا بخشی از بلوک غرب محسوب میشود و آنچه امروز از واشنگتن مشاهده میکنیم، جدا از سنت تاریخی غرب مدرن نیست. غرب از حدود چهار تا پنج قرن پیش، همزمان با آغاز سلطه بر جهان و شکلگیری استعمار و استثمار سایر ملل، نوعی نگاه خاص به سیاست را در پیش گرفت؛ نگاهی که بیش از هر چیز با اندیشههای ماکیاولی شناخته میشود. در این چارچوب، سیاست به عرصهای تبدیل شد که در آن، برای تامین منافع، هر اقدامی مجاز تلقی میشود.
مرور تاریخ استعمار نشان میدهد همین الگوی رفتاری در تعامل قدرتهای غربی با ملتهای دیگر بارها تکرار شده است. آمریکاییها در مواجهه با سرخپوستان، انگلیسیها در مستعمرات خود و فرانسویها در سرزمینهای تحت سلطهشان بارها توافقهایی را مطرح کردند که در نهایت به آن پایبند نماندند؛ بنابراین آنچه امروز در مذاکرات آمریکا با دیگر کشورها دیده میشود، ادامه همان سنت تاریخی است.
نکته دیگر در سطح کلان، به جهانبینی مدرنیته غربی بازمیگردد؛ جهانی که به تعبیر برخی فلاسفه غرب، ارتباط خود را با آسمان و امر قدسی قطع کرده است. وقتی خدا و اخلاق از متن زندگی سیاسی حذف شود، طبیعتا سیاست نیز از هرگونه تعهد اخلاقی تهی خواهد شد. در چنین نگاهی انسان صرفا موجودی مادی تلقی میشود که برای دستیابی به منافع دنیوی، مجاز به انجام هر اقدامی است. از همین رو، در روابط قدرتهای غربی با سایر ملتها، نه وجدان انسانی جایگاه تعیینکنندهای دارد و نه تعهدی ماورایی احساس میشود.
اما در رویکرد خرد، مسأله صرفا به غرب محدود نمیشود بلکه خود ایالات متحده آمریکا بهعنوان یک قدرت هژمون قابل بررسی است. آمریکا چه در دوران جنگ سرد و چه پس از فروپاشی شوروی، همواره خود را رهبر بلامنازع جهان دانسته و تلاش کرده نظم بینالمللی را بهصورت تکقطبی اداره کند. در این نگاه، آمریکا خود را در جایگاه «کدخدای جهان» و سایر کشورها را در موقعیت تابع و رعیت تعریف کرده است.
بر همین اساس، واشنگتن با همین ذهنیت وارد مذاکره میشود؛ قرارداد میبندد، قرارداد را لغو میکند، تحریم میکند و حتی دست به جنایت میزند. این همان روحیهای است که بهویژه در دوران ریاست جمهوری دونالد ترامپ آشکارتر شده. ترامپ آشکارا با ادبیات یک کدخدا سخن میگوید و بارها با تکیه بر قدرت نظامی آمریکا این پیام را منتقل کرده که، چون «قدرتمندترین ارتش جهان» را در اختیار دارد، پس حق دارد هر اقدامی را در هر نقطهای از جهان انجام دهد.
با این حال، جمهوری اسلامی ایران در برابر این منطق سلطه ایستاد و آمریکا دریافت که در برابر ایمان و مقاومت ملت ایران، امکان تحمیل اراده خود را ندارد. همین مسأله سبب شد واشنگتن ناچار شود در بسیاری از موارد، واقعیتهای مورد نظر ایران را بپذیرد.
در کنار این مسأله، روحیه استکباری آمریکا نیز قابل توجه است؛ روحیهای مبتنی بر خودبزرگبینی، خودحقپنداری و مطلقانگاری. چنین نگاهی باعث میشود رهبران آمریکا دیگر ملتها را به رسمیت نشناسند و در هر نوع مذاکره با آنها خود را فراتر از هر قاعده و تعهدی بداند.
این ویژگیها در شخصیت دونالد ترامپ نیز به شکل برجستهتری ظهور پیدا کرده است. ترامپ نهتنها دچار تکبر بلکه واجد نوعی خودشیفتگی آشکار است بهگونهای که حتی بسیاری از مردم عادی جهان نیز این ویژگی را در رفتار او مشاهده میکنند. او تصور میکند نهفقط آمریکا بلکه شخص خودش نیز صاحب حق مطلق است. نتیجه چنین روحیهای، رفتارهای متناقض و سینوسی در عرصه سیاست و مذاکره است بهگونهای که ممکن است در فاصلهای کوتاه مواضعی کاملا متفاوت اتخاذ کند.
در چنین شرایطی، شیوه مذاکره آمریکاییها نیز بر پایه فرسایش روانی طرف مقابل شکل میگیرد. ابتدا با مواضعی سخت و حداکثری وارد میشوند، سپس در صورت مقاومت طرف مقابل، بهصورت قطرهچکانی امتیازاتی محدود ارائه میکنند، اما در مقابل، امتیازات نقد دریافت میکنند و تعهدات خود را نسیه میگذارند. در نهایت نیز حتی درباره همان امتیازات محدود، دبه کرده و تلاش میکنند امتیازات بیشتری بگیرند، بدون آنکه تعهد واقعی بپذیرند.
این همان شگردی است که جمهوری اسلامی ایران طی دهههای گذشته، چه در مواجهه با اروپا و چه در مذاکرات با آمریکا بارها تجربه کرده است؛ روشی که هدف آن فرسوده کردن طرف مقابل و وادار ساختن او به عقبنشینی تدریجی است. به تعبیر دیگر، این رفتار شبیه حرکت یک تنیسباز حرفهای است که توپ را نزدیک تور میاندازد تا رقیب را به زمین خود بکشاند و در موقعیت ضعف قرار دهد.
بر همین اساس، آنچه امروز در رفتار آمریکا و شخص ترامپ مشاهده میشود، نه یک رفتار مقطعی بلکه ادامه همان رویکرد کلان تمدنی و روحیه سلطهطلبانهای است که غرب مدرن طی قرون گذشته در سیاست جهانی دنبال کرده.
نگاهی به ضرورت بازنمایی رشادتهای عملیات بیتالمقدس در قالب ادبیات مدرن
گفت و گوی اختصاصی جام جم آنلاین با حسن روشن
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛