ماموران با دریافت نشانی طلافروشی به آنجا رفتند و دو سارق ۲۵ و ۳۰ساله که بهشدت کتک خورده و دستانشان بسته بود را تحویل گرفتند. یک قبضه سلاح کلت، چاقو، میخهای سهپر و نیز چکش تخریب ویترین مغازه از متهمان کشف شد. دو مرد جوان به اداره پلیس تهران منتقل شدند.
ماموران از طریق بازبینی فیلم دوربینهای مداربسته طلافروشی و مغازههای اطراف متوجه شدند سارقان با خودروی پژو ۴۰۵ خود را به محل سرقت رساندند. کارآگاهان به بررسی خودرو پرداخته و با جسد مردی ۷۰ساله در صندلی عقب آن در حالی روبهرو شدند که دهان، دستها و پاهایش بسته شده بود. از روی مدارک خودرو هویتش را شناسایی کردند و در گفتوگو با خانوادهاش مشخص شد او راننده مسافربر بوده است.
در ادامه به تحقیق از مرد طلافروش پرداختند که او گفت: همراه دو نفر در مغازه بودیم که دو مرد جوان بهعنوان مشتری وارد شدند و ابتدا به بررسی طلاها پرداختند، اما ناگهان یکی از آنها چاقو و دیگری سلاح کلت سمتمان گرفتند و تهدید کردند که با کوچکترین مقاومت شلیک میکنند. مرد مسلح برای ایجاد وحشت چند تیر به در و دیوار و سمت دوربین شلیک کرد. بعد از سرقت طلاها، قصد فرار داشتند که به سمتشان حملهور شدیم. یکی از آنها که چاقو داشت را خلعسلاح کردیم. دوست مسلحش طلاها را برداشت تا فرار کند. از مغازه خارج شد و دنبالش رفتیم.
چند نفر از دوستان و آشنایانم که حوالی مغازه طلافروشیام بودند متوجه سارق مسلح و طلاهای سرقتی شدند. سارق چند تیر هوایی شلیک کرد که با تمامشدن گلولههایش، اهالی به سمت او حملهور شدند و توانستیم خلعسلاحش کنیم. ماموران او را بازداشت و طلاهای سرقتی را کشف کردند.
متهمان به پلیس آگاهی تهران منتقل شدند و مورد تحقیق قرار گرفتند. متهم ۳۰ساله که طراح این سرقت مسلحانه بود در تشریح ماجرا گفت: دوستم بیکار شده بود و من هم ۸۰۰میلیون تومان بدهی داشتم. از پنج ماه قبل به فکر سرقت بودم و موضوع را به دوستم گفتم که ابتدا مخالفت کرد اما سرانجام پذیرفت. صدمیلیون جور کرده و از مردی در غرب کشور اسلحه خریدیم. برای اینکه سرقت را درست انجام دهیم چند فیلم هالیوودی سرقت مسلحانه دیدیم و تحت تاثیر آن فیلمها فکر میکردیم موفق میشویم. چند مغازه را بررسی کرده تا اینکه به این طلافروشی رسیدیم.
برای سرقت خودرو به میدان آزادی رفتیم. رانندگان را زیر نظر گرفتیم تا اینکه دیدیم راننده ۷۰سالهای در حال جابهجایی مسافر است. سراغش رفتیم و خواستیم ما را دربستی به چیتگر ببرد.
در میانه راه با اسلحه و چاقو تهدیدش کردیم. توقف کرد که دهان و دستها و پاهایش را بستیم و در صندلی عقب انداختیم و به تقلاهایش توجهی نکردیم. به سمت محله امیرکبیر در حوالی چیتگر رفتیم. خودرو را در همان حوالی پارک کرده و دو نفری سمت طلافروشی رفتیم. در جریان سرقت آنقدر شلیک کردم که ۱۶ گلولهام تمام شد و وقتی مردم متوجه شدند، دستگیرم کردند. نمیدانستیم رانندهای که ربودیم مرده است و و به دردسر افتادیم . این درحالیبود که همدست متهم نیز بازجویی شد و گفتههای او را تایید کرد.
سرهنگ مرتضی نثاری، معاون مبارزه با جرائم جنایی پلیس آگاهی پایتخت، با تایید این خبر به جامجم گفت: متهمان در بازداشت بهسر میبرند و تحقیقات برای روشنشدن دیگر ابعاد پرونده ادامه دارد.