جام جم آنلاین – تا تکان میخوردی برزیل گل میخورد. تا فاصله بلند شدن از جلوی تلویزیون و رفتن سر یخچال برزیل یک گل دیگر هم میخورد. تا فاصله بازگشت به جلوی تلویزیون برزیل باز هم گل میخورد. در مجموع آنها هفت گل خوردند؛ و این شد آلمان خوفناک و وحشتناکی که باعث شد شهر بلوهوریزونته، میزبان آن مسابقه وحشتناک، خون گریه کند.
آن شب در بلوهوریزونته وقتی بازیکنان برزیل با چهرههایی برافروخته و چشمانی اشکبار سرود ملی کشورشان را فریاد میزدند سکویهای مملو از هواداران طلاییپوش، شور و اشتیاقی وصفناپذیر داشتند. کمتر کسی تصور میکرد که تا دقایقی دیگر این رویا به کابوسی سیاه برای فوتبال برزیل تبدیل شود. سلسائوی اسکولاری که به عنوان مدعی اصلی قهرمانی وارد میدان شده بود در برابر ماشین کشتار آلمان بسان اسبی بود که با پاهای شکسته در نیمه راه نبردی نابرابر رها شده باشد.
طوفان ژرمنها از دقیقهی یازدهم با گل توماس مولر آغاز شد و پس از آن تنها در عرض شش دقیقه ورق به شکلی تاریخی برگشت. آلمان ۵ بار دروازه میزبان را به توپ بست. ساختار دفاعی برزیل چنان از هم پاشیده بود که در برابر هر یورش آلما، فرو میریخت. کروس، کلوزه و خدیرا هر کدام زخمی عمیق بر پیکر میزبان بیدفاع وارد کردند تا استادیوم «مینیرو» در بهتی مرگبار فرو برود. اسکولاری، مستأصل و ناتوان، گویی تمام ابزارهای تاکتیکیاش را در برابر طوفانِ خشم آلمان از دست داده بود.
در نیمهی دوم دو گل آندره شورله تیر خلاص را بر پیکر سلسائو شلیک کرد تا تحقیر کامل شود. تکگل اسکار در واپسین لحظات مسابقه نه مرهمی بر این زخم عمیق بود و نه تغییری در سرنوشت بازی، تنها فریاد خشم هوادارانی بود که شاهد فروپاشی یکی از بزرگترین امپراتوریهای فوتبال جهان بودند. آن شب در برزیل، فوتبال نه فقط یک مسابقه، که یک تراژدی ملی را به نمایش گذاشت.
ناصر ابراهیمی در گفت وگو با جام جم آنلاین ؛