هزاره یک رئیس‌جمهور پیشران 

روشن کنم مطلقا قصد نیش و نهانگویی، از واکاوی پیروزی‌های ابدی شهید رئیسی ندارم، پیروزی در پیروی از حق و استواری علیه باطل در تکالیفش. هر روشنگری در‌باره روشنایی‌ها و پرتو بر حقیقت عمل ریاست شهید رئیسی، ضمنا گرامیداشت تلاش خستگی‌ناپذیر دکتر پزشکیان در جنگ سوم است، به انضمام تاکید بر اصل و محتوای مهم علم و دانایی بر راه او و عدالتخواهی برای پسا جنگ و ارزش اصیل آن دادگری دوستی در جهاد رئیس‌جمهور شهید برای آینده وطن ما. او آمیزه مبانی درست و تلاش خستگی‌ناپذیر برای این مبانی حکمرانی و منافع مردم بود و این محتوای نگاه و تفکر خیلی ارجمند است. 
کد خبر: ۱۵۵۲۹۴۷
نویسنده احمد میراحسان


شهید رئیسی آسمانی و آمیزه حکمت و سکوت سلمانی و شور ابوذری در دفاع از حق، چهار ویژگی داشت و شناخت ریشه توحیدی پیشدستانگی و پیش‌کارگی و پیش‌رفتارگی و پیشرانی او همان معنای اصلی بزرگ _ پنداری حقیقی اوست. در بخش نخست رئیسی‌شناسی، یعنی در این مقاله، همین را می‌خواهم رمزگشایی کنم. هیچ ستایشی و یادمان کارآمدی برای شهید جمهور، ارجمند‌تر از تأمل صادقانه و روشنگر بر حقیقت کنش ۱۰۱۹ روزه ریاست جمهور شهید ابراهیم رئیسی برای ایرانیان آگاهی‌بخش‌تر و برای ایران مفیدتر نیست. بزرگان ما به سبب وفا به قرآن و عترت و به سبب تعقل، مورد تهمت بودند. شهید شهید مطهری و بهشتی و شهید رجایی و شهید رئیسی و. اتهام استبداد رای، مدرن نبودن به معنی جاهل بودن، دلبستگی به امام انقلاب جهانی اسلامی و ولی فقیه، و تخصص نداشتن و حتی بی‌سوادی در‌باره شهید رجایی و شهید رئیسی و شهید عبدالهیان از سوی شیاطین نشر داده شده بود و آنان هیچ چنین نبودند.

☆☆☆☆

بخشی از این افترا‌ها محصول نگاه لیبرالی به علم غرب باور و مطلق‌اندیشی در‌باره دانش غربی است. ذهن ساده‌لوح امر پیچیده رابطه دانش و نظم گفتار قدرت استکباری را درک نمی‌کند و برده آکادمی است و نمی‌بیند، دو فوق تخصص و استاد دانشگاه ییل و هاروارد با مبانی مختلف به دو راه علمی مختلف برای یک مسأله می‌رسند. یا یک راه حل آکادمیک ولو راه حل پیشین خود را بعد‌تر نفی می‌کنند. سعید رجایی و شهید رئیسی، مظلوم مصائب حاصل از این جهل غرب‌پرستان بودند. 

‌ذهن گرفتار فرمول‌های آکادمیک علم بشری و علم مدرن، یک فضیلت و یک رذیلت دارد. باور به علم ثروت گرانبهایی است. این فضیلت است، اما وانمود کردن آن که علم یک علم است و آن هم همان است که غربگرایان استنباط می‌کنند رذیلت اینان است. علم الهی ظنی نیست و علم معصوم هم به امر الهی رها از رجس و آلودگی و تیرگی است و عصمت ماهوی دارد، اما علم بشری حدسی است. علم بشری رها از محدودیت‌های بشری نیست و به‌ویژه در علوم انسانی و کشورداری، وابسته به پیشفرض‌های اعتقادی است و در مسیر آن ظاهر می‌شود. علم اقتصاد و سیاست هم یکی نیست. دانش اقتصادی مقوم نیاز امپریالیسم و سلطه‌گری و سرمایه سالاری، آموزشی متناسب با این پیشفرض‌ها دارد. چنان که دانش در خدمت اسلام یا کمونیسم به باور‌های اولیه هر یک خدمت می‌کند و دارای منافات با مبانی خود نیست. این رذیلت علمِ ماهوا ناقص بشری است؛ و تنها بندگی خالص، علم بشری را از نفس اماره جدا و بدان روشنایی عقل می‌تاباند و این همان علم همگن با عقل توحید‌پذیر است. 

دکتر رئیسی چنین علم و عقلی داشت. نه علم گسسته از توحید و خاضع برابر کفر. از سوی دیگر اساسا علم حصولی جمعبندی رخداد‌های عینی است و سپس آکادمی همین تجارب را و رخداد‌ها را فرمول‌بندی می‌کند و می‌آموزد، اما نوابغ دانش به آنچه فراهم آمده متوقف نمی‌شوند. چون علم حقیقی الهی مندرج در آفرینش و هستی بی‌نهایت و نو به نو است. کاشفان پیشران علم به یاری نور عبودیت و توحید و تعقل، با در دست داشتن علم موجود، آن علم را ساختار‌زدایی می‌کنند تا وجه تازه آن را بیابند. حتی دانشمندان نابغه که تمرکز‌شان کشف است ولو آن که در متن قدرت ظلم و در خدنت نظام ظلم قرار می‌گیرند، اما خصوصا در علوم تجربی و طبیعی، چون کار انیشتین برابر نیوتون موفق به شکستن محدودیت علم حاکم بر اذهان می‌گردند. نبوغ، قدرت خلاقیت و توان کشف نو و علم بی‌سابقه و کاوش در زندگی دارد و اکتفا به حجب و امر موجود آکادمیک نمی‌کند. 

بنده و دانشمند و سیاستمدار عبد خدا که فرمان قرآن و علم الهی عترت را می‌برد نه آن که برده علم اغیار باشد بلکه با تسلط بر آن علم موجود، در پی امر بالاتر، کشف راه انجام امر الهی است و این خواست امداد خدا را در کشف علم اصیل و رهایی از تحمیل خواست قدرت و نظامی رسمی علم بر می‌انگیزد. آنان اسیر عادات علمی نیستند و، چون فرمانده در وسط میدان که برای هدف عالی فتح، ذهن خلاق و نو‌آور دارد نه برده فرمول کتاب‌ها باشد عمل می‌کنند. خود راه نو می‌یابند و سپس تجربه نوی آنان به قاعده نو بدل می‌شود. آقای رئیسی همه این خصال را داشت. برایش اصل فرمان خدا را بردن و بندگی بود. به علم کتابی اکتفا نمی‌کرد. اعتنایی به مبانی کفر نداشت. به زندگی و زیستن واقعی و نیاز‌های آن توجه داشت. جست‌و‌جو می‌کرد چگونه به قرآن عمل می‌کند و همان منجر‌به مشکل‌گشایی می‌شد؛ و عقل او، علم نافع را به او می‌آموخت. علمی برای خدمت به مردم و عدالت اجتماعی نه توسعه آویختگی به استکبار و ستم به مردم برای توسعه‌ای شیطانی و حامعه‌ای فاسد و پیرامونی و برده و طبقاتی و نامشروع و صد قرآن. 

☆☆☆

شاهدان برده علم بشری نیستند. اهل علم یقینی و الهی و قرآنی هستند. آیا رسول‌الله (ص) مقتول بود؟ نمی‌دانم، اما اگر هم‌نبود حتما شاهد بود که مقام اسماء الحسناست. 

شهدای انقلاب اسلامی چه مقتولین و چه شاهدان حقیقی، چون امام کبیر و آن عاشورائیان شهید، امام شهید و شهدا، مطهری، سلیمانی، رئیسی، رجایی، شهدای محراب و همه شهدا این ویژگی را داشتند که عقل کاشف‌شان و انوار عبودیت فرا علم حصولی‌شان از هر دانش آکادمیک فراتر، راه استوار عدل و راستی و ظلمات ستیزی را پیش پای‌شان می‌گشود و به ملت صداقت‌شان را می‌بخشید و استقامت بر حق می‌آموزاند و گرفتار‌شان به ظلم و تسلیم به گمراهی و زیان به مردم به سود جهانخواران و رانتخواران نمی‌کردشان. آنان نشان دادند بین علم و دین و عقل تنافری وجود ندارد؛ و علم برتر وحی الهی است و عقل دستور توحید می‌دهد و و علم نافع راه می‌نماید. 

دوران ریاست جمهوری شهید رئیسی، درس‌های بزرگی برای هر دولتی دارد. دولتی کوشنده که رها از دل دوجایی‌های سکولاریستی و هرضدیت با کاربرد هدایت قرآن و عترت در سیاست می‌خواهد به سود اجرای دین در حکمرانی و تنها راه سعادت مردم بکوشد نه اجرای امیال خود یا احزابی بی‌باور به اجرای اسلام و به کاربرد عقل توحیدی و دارای تفکری گریزان از اعمال فرامین اسلام در مدیریت انقلاب اسلامی، دولتی که با تمام وجود هرگز حقیقتا خواهان استحاله نظام دینی نیست. نه دولتی با سخن از اسلام و رعیت شیطان بزرگ مثل دولت بنی صدر و. برای دولتی چنین عاشق مردم و ایران است که شهید رئیسی چراغ راهنماست. زیرا سعادت ایران و ایرانیان هر دو فقط با عبودیت عملی و تعقل نورانی و نه افکار کارشناسی ناپیوسته به حق و نه تظاهرات نهان روشانه به سود مدرنیته و شرک، تحقق می‌یابد و او به این عقل پیرو معبود یکتا و نه هراسان و فرمانبر از شیطان و تابع دانش استعماری در علوم اقتصادی و سیاسی ایمان داشت. 

ایمان توحیدی آن شهید و باور ژرف به نظام مبتنی بر قرآن و عترت، و ساختار مطمئنا مبتنی به ولایت فقیه، چه نقشی در عشق او به خدمت به مردم داشت؟ و نیز در جزئیات تلاش و مدیریتش؟ در تقدم مبارزه با بی‌عدالتی و ایستادگی در برابر خودپرستی و سودپرستی وحشیانه سرمایه‌سالاری و رفع بیکاری کارگران و رنج معلمان و پرستاران و کشاورزان و نفرت از فساد قضایی و قاضیان و حقه‌های رانتخواران و فروش زمین و ماشین‌آلات کارخانه‌ها و رانتخواری مالیاتی و تجاری و غارت انفال و دلار‌های با قیمت ارزان گرفته از بانک مرکزی و بازگردانده نشده و مقاومت برابر تحمیل دشواری به مستضعفان به سود اسراف اترافی و اهمیت ندادن به گرانی و تورم، شکستن کمر مردم مستضعف و غم مردم محروم را نخوردن... او با خستگی‌ناپذیری و پایین آوردن نرخ بیکاری و تسویه با نظام بانکی و مخالفت با نظام بانکی حریص و حرامکار و اجرای بزرگ‌ترین پروژه آبرسانی در خاورمیانه و پیوند با میدان و مقاومت خاورمیانه‌ای تلاش کردن و یاری به استقامت نظامی علیه نقشه‌های اجنبی و روح مومنانه و علی‌وار در برخورد به محرومان و جاری کردن بیمه همگانی و آینده نگری و دوربینی و راه انداختن ترانزیت زمینی با همسایگان تخفیف رکود اقتصادی و؛ و با موفقیت‌های اجتماعی و اقتصادی و سیاسی دیگر، چون نگاه به شرق و پیوستن به پیمان شانگهای و بریکس و کار‌های بزرگ دیگرش و درک درست از تقویت ایستادگی برابر دشمن و دوستی با همسایگان و. کار یک عبد خدا را کرد، نه عبد جناح و جبهه گمراه و غربگرا. همه اینها محصول آن نگاه اصلی و کلیت درست راه حکمرانی در مقام عبودیت بود و سعی در برداشتن یگ گام در مسیر خواست فقیهانه ولی فقیه و نتایج اجتهاد و نقش فقاهت در حکومت و باور به آن بود و شیطان او را را مغرور به جهلش نکرد؛ که لباس علم داشت و فریب نمی‌داد تا برابر دستور خدا بایستد. او می‌دانست که خدا هست. می‌دانست مراجع دیگر در کار مدیریت کشور ممکن است مختلف باشند. 

 اما عقل و شرع با او حکم می‌کرد، در اینجا باید به فرمان و فتوای مجتهدی متقی و عادل و شجاع و ضد ظلم و کفر محارب عمل کند که مجری آرمان‌های انقلاب اسلامی و پیمان با تکالیف جمهوری اسلامی و باورمند به راه امام خمینی ره و بسیط الید است و توانا در مدیریت است و خبرگان او را برگزیده‌اند و در راه قرآن و عترت می‌کوشد و وفادار به قانون اساسی است. 

او نماد هم باور جدی به کلیات و آرمان و ارکان اساسی انقلاب اسلامی هم در کار عملی و اجرای وظایف معین بود به شعار‌های کلی مردمی اکتفا نمی‌کرد و در جزئیات هم از ساختار قدرتی مدافع ستم غربی و نگرش اقتصادی نو لیبرال گریزان بود؛ و به زیان عدالت و به سود چپاول بازرگانان و کارخانه‌داران مافیایی و سیری‌ناپذیر و مقابله با سود‌های کلان نجومی حرام و فشار بر مردم، حاضر نبود گامی بردارد و مانع فشار بر مردم بود. چرا مطهری‌ها و بهشتی‌ها و رجایی‌ها و رئیسی‌ها و سلیمانی‌ها و دانشمندان پیرو ولایت فقیه و استقلال ایران و این کاروان شهدای استکبار ستیز و آدم صلح‌جویی به محض پیوستن به صف استقامت و دفاع از رهبر شهید و حتی مرجع و امام حسینی و مخالف تسلیم به یزید شهید می‌شود و سعی می‌کنند راه سازشکاران ضد وصایای امام خمینی و امام شهید را تا زمانی که تفکرشان تسلیم‌طلبانه است با هر کوشش و هر سخنرانی و هر بازی با نقاب روحانی و عالم اسلامی بر سر کار آورند و در عوض زیباترین چهره منور و عبد و خردمند انسان در سیاسیون جهان و همه قرون عصر غیبت و جانشین خمینی کبیر، رهبرمعظم‌انقلاب اسلامی به قتل می‌رسانند و مأمور می‌شوند، شیطان صفت، سرنوشت شکوهمند عاشورایی او را یزید وار به شهادت ختم کنند. 

شهید جمهور، آیت الله ابراهیم رئیسی، در دوران ۱۰۱۹ روزه ریاست جمهوری اش، نقش پیشکاره و پیشدستانه و حتی پیشرانانه و پیش رفتارانه‌ای داشت. این چهار کنش، ویژگی ریاست حزب‌الهی او بود. نباید ویژگی‌های ریاست رئیسی پیش‌رو در مدیریت اسلامی را فراموش کرد. چه پیش‌رو بودن در منش فردی و چه در مدیریت سیاسی در مقام رئیس‌جمهور و اداره جامعه و اقتصاد و فرهنگ و سیاست داخلی و خارجی منطبق بر اسلام و منویات ولی فقیه و البته بی‌تردید ایشان معصوم نبود و انسان مومن متخصص هم جایزالخطاست. اما منافع بیرحمانه و بی‌انصافی‌های جناحی اجازه نداد ارزش‌های او چه در حیات و مسئولیتش و چه پس از شهادتش حتی تا امروز درست شناخته شود. آمیزه‌ای از حسد و حقد و دروغ و منافع نامشروع قدرت‌پرستی، سبب شد فضیلت‌های ریاست و مشی سیاسی او ندیده گرفته شود، اما امروز با فاصله‌ای نسبت به واقعه دردناک و اسفبار توطئه شیطانی قتل آن رئیس‌جمهور بزرگوار و متقی و متخصص، می‌توان از مخالفانش خواست به بررسی دادگرانه‌تری گوش فرا دهند و سخنان وحشیانه‌ای را ترک کنند که گویای خشنودی از شهادتش و افتادن قدرت به دست رقبا بود و نمونه اش موضعگیری‌های شادمانه، چون سخن خانم ابتکار بود. خانمی که به سفارش ویژه اوباما اقامت دائم خانوادگی در آمریکا گرفت و از منافع آمریکا دفاع کرد. پناهندگی ویژه و اقامتی در پناه شیطان که امری خاص حتی برای پناه بردگان به دامن شیطان بزرگ است. این برخورد جدا از خشونت هولناک اخلاقی، مبین نوعی دنائت سیاسی بود. سخنانی که، چون موهبتی الهی به آن فاجعه می‌نگریست و پیش‌داورانه راه هر توجه واقعگرا را می‌بست و حقیقت را قربانی کسب قدرت می‌کرد و به دوران ریاست آن شهید بزرگوار دروغ می‌بست و شانتاژ می‌کرد. ببینیم شاخصه‌های روحی و عمل او چه بود که چنین کینه‌توزی گروهی را سبب می‌شد؟ و چه کسانی به‌خاطر چه ویژگی‌های منافع و شخصیت و عمل فردی و تفکر و بینش اجتماعی و ایدئولوژیک و سیاسی و منافع طبقاتی نامشروع و انحطاط اعتقادی آن همه خواهان حذفش بودند. این دشمنان در یک وحدت منافع داخلی _ خارجی باید پژوهیده شوند. علل ایدئولوژیک و سیاسی همگنی آمریکا و اسرائیل و اذناب منافق منطقه‌ای، با غرب‌پرستان خشن داخلی، در یک افق مشترک برای تغییر نظام، پیچیده نیست؛ و شهید رئیسی سد راه هر دو نیرو برای استحاله نظام دینی و ضد سلطه ایران بود و در این مسیر مجاهدی استوار و پابرجا و کوشا محسوب می‌شد.
 
نخست از مشخصه‌های وجودی او سخن می‌گویم که ملت آزمود و نزدیکانش بر آن گواه بوده و شهادت داده‌اند و با رمزگشایی کلی نام این ویژگی‌ها، سپس به تشریح آن می‌پردازم‌: موحد بودن و عاقل بودن و اهل خلوت و تزکیه و شب زیستی و عبودیت و عبادت بودن. او بچه مردم زحمتکش و محروم بود و به امر الهی و درک رنج آنان، قلبا به آنان وفادار بود، اعتقاد قلبی و عشق وافر به دین و اسلام و دینداری و ویژگی‌های مومنانه داشت، مثل حلال‌خواری و زهد و ورع و صبر و سکوت و... 

الگوی یگانگی امر انتخاب درست انسانی در متن تعبد الهی، شهید رئیسی بود، در نظام انجام تکلیف و تبعیت از سرپرستی انسان دانا و عالم به دین براساس مردم سالاری دینی، رجایی و رئیسی کسانی بودند که طبق قانون منتخب مردم بودند نه منتخب کفر در جامعه اسلامی و ضمنا به سبب آن که خود دچار کفر و شرک و نفاق پنهان نبودند با دل و جان از عالم ربانی منتخب مردم که سرپرست آنان در جایگاه مقدم بود عاشقانه و عاقلانه پیروی می‌کردند نه از نفس خود و از شیاطین و احزاب کفر و شرک و نفاق پیمان‌شکن! و درفکر‌ها و قدرت، ضد تبعیت از قرآن و عترت و منطق شرعی و عقلانی پذیرش فقیه حاکم بسیط الید نبودند و بنا به نقل و عقل متحد، خاضع این سرپرستی بودند. تنها در اینجاست که اختلافی بین دین و عقل حقیقی وجود ندارد و غیر این صورت بین هر انتخاب مبتنی بر ولایت شرک و تعقل و وحی اختلاف ظاهر می‌شود و شرک نهفته عریان می‌گردد و در برابر ولی فقیه می‌ایستد. البته هر سرپرستی اگر از شرایط عقل و ایمان و پیروی از قرآن و اهل بیت علیهم‌السلام سرباز زند و گرفتار فسق و فساد گردد، ماهوا دیگر عالم ربانی و ولی فقیه و عاقل و عادل و متقی و مدیر شایسته و مدبّر نیست و از سرپرستی جامعه مسلمین و حکمرانی ساقط است. 
باور حقیقی به مردم و مردمسالاری و به استقلال ایران داشت و مردم دوستی و عرق و غیرت سربلندی وطن در ضمیرش ماوا داشت و دفاع از نوامیس، پاکدستی و ضدیت با اشرافیت نوکیسه و رانتخوار امر باطنی او بود، درک درست از استراتژی انقلابی و تشخیص اهمیت سرپای خود بودن و ایمان به ضرورت مستقل بودن و فرق گذاشتن بین دشمن کافر حربی با دیگرانی که خواستار سلطه نیستند و بر پیمان خود با ایران استوارند و درک درست از ارتباط با همسایگان و کشور‌های غیر سلطه جوی جهان، در او جدی بود. عمیقا مدافع حقوق محرومان و مبارز با فساد اقتصادی مفسدان و باند‌ها و مافیا‌ها و نگران مظلومیت کارگران و معلمان و کارمندان جزء و کشاورزان و مستضعفان بود. او مقاوم برابر جنگ نرم و بی‌اعتماد به نظام فرهنگی کفر و علاقه‌مند به تربیت اسلامی نسل جوان بود. او خواهان نابودی انواع نفوذ غرب پرستان و دارای دوستانه‌ترین روابط با نیرو‌های پاسدار انقلاب و نظامیان استوار و مدافع ایمان و ایران و رزمنده با کفر جهانی متجاوز مستکبر و خواهان بیشترین آمادگی و کمک به نیروی نظامی و اتحاد با محور مقاومت بود نگاه عاقلانه به شرق او با همه خرابکاری غربگرایان امروز صحت‌شان را اثبات می‌کند و رابطه با چین و روسیه و پیمان بریکس و شانگهای و آسیا، ما را در استقلال‌مان یاری می‌دهد و. 
چرا این ویژگی‌ها برای کفر مستکبر و اذناب داخلی غرب‌پرست تحمل‌پذیر نبود. چنان‌که بیش از او شخصیت متعال امام راحل و رهبر شهید هم قابل تحمل نبود؟

امام و پیروان و فرماندهان بزرگ و دارای استقامت در عبودیت و تقابل با ظلم جهانی و شیطان بزرگ برخلاف اهل نفاق سد راه ابلیس و پبروانش در شیطانی کردن و برده کردن و گاو شیرده کردن بوده‌اند و هستند از روز نخست این انسان‌ها به‌وسیله ابلیسیان شهید شدند؛ و در ایران این مومنان انقلابی هستند که همچنان در برابر شیطان‌های جنی و انسی سینه سپر کرده‌اند و خواهند کرد.
 
☆☆☆☆☆

اولین ویژگی او، وجود توحیدی و ایمانی و عبودیت حق متعال و شرک‌گریزی او بود. در جمهوری اسلامی هیچ مسئولی بدون این قلب و عقل موحد و ایمان و عبودیت و جان تزکیه شده، توان رهروی و سلوک سیاسی پیگیر نخواهد داشت و در منزلی از منازل آزمون بزرگ از پا خواهد افتاد؛ و شرک پیروی از حزب و گروه و دارودسته‌های رنگارنگ و منافع قدرت یک سرچشمه بالقوه تعارضات و دوگانگی و مشکلاتی است که از اول انقلاب پدیدار شد. نفسانیت فردی و مسئولان روسای انتخابی با تعصبات سکتاریستی و حزبی و قسمی منشاء بحران‌های عدیده بوده است برعکس رئیس‌جمهور خاضع و دلبسته به دین و به نقش محوری ولایت فقیه و قانون اساسی، در نمونه دوران امام خمینی معظم (ره)، یعنی شهید رجایی و در نمونه دوران امام خامنه‌ای شهید (قده) شهید رئیسی، اسوه‌های الهی وحدت پایه‌ای امام و امت و رهبری و پیروی اصولی و کلی و مرون و تبعیت از اسلام و وحدیت جمهوریت و اسلامیت بوده‌اند. این سخن برای التقاطیون و دل دوجایان و نهان‌روشان و مدرن‌ها با مرجعیت مدرنیته به جای اسلام نشان استبداد است. همان قدر که به قرآن و امامت معصوم علیهم‌السلام در مقام رهبری جامعه بی‌باورند و بر آن گردن نمی‌نهند و آزادی حیوانی و جاهلانه را بر احاطه علم الهی و ربانی و حکمرانی شریعت ارجح می‌دانند و سرکشی‌های احزاب کافر و منافق دوران رسول الله (ص) و مولا علی و دیگر امامان معصوم علیهم‌السلام به سبب همین گردن نهادن بر قرآن و عترت بود و در جمهوری اسلامی هم تجلی این عصیان رؤسای قوا از تبعیت از عالم ربانی در مقام ولی فقیه و حاکم و تفرقه حاصل از آن ریشه در همان بی‌باوری از اجرای احکام اسلام در نظام قدرت، در عرصه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی و نظامی و... دارد. دوگانگی در دوران نهضت آزادی و بنی صدر و سپس پنهان‌تر در دوران هاشمی و احمدی‌نژاد و روحانی و ... جز این علتی نداشت. 
بجای آن که دولت در هدف نهایی دست و بازوی قانونی و اجرایی فرامین قرآن و عترت و فقه جعفری و باورمند و خاضع برابر اجتهاد و تفقه ولی فقیه باشد و علم ربانی بر اداره اجرایی احاطه داشته باشد، اهوای قدرت آنان را به سبب گرایشات مشرکانه مدرن و تقدم مرجعیت مدرنیته و اجرای احکام آن و رهبری جاهلانه گسسته از قرآن، به فتاوی مرجع سیاسی مجتهد، بی‌اعتنا می‌کرد. راز چالش مستمر در جمهوری اسلامی بین نهاد ولایت فقیه و نهاد قوه مجریه و هر قوه سرکش علیه مواد عملی بیعت با ولی فقیه و دوری ازحرام، در اینحاست. موضوع آن گونه که می‌گویند مطلقا دیکتاتوری ولایت فقیه و امر تکلیفی بودن دین و اعتبار قوه انتخابی و امر آزادی و عقلانیت در آن نیست بلکه کاملا بر عکس است. نهاد ولایت فقیه، تابع امر اصیل پایبندی به ولایت الهی و ولایت معصوم است؛ و طبعا بازوی اجرایی همدست این‌فرد مجری اوامر قرآن و عترت به حساب نخواهد آمد و اینجاست راز بندگی و ناممکن شدن دیکتاتوری هم ولی فقیه و هم رئیس جمهور دارای مشروعیت که مشروعیتش را از اسلام و قدرت اجرایی و تحقق سرپرستی یا مقام مندی در واقعیتش را از قبول و گزینش مردم‌می گیرد، تحقق مشروعیت مردمی با انتخابات تثبیت نی شود. عقل و دین در اینجاست که متحدند.. این ویژگی رئیسی اولین و مهم‌ترین خصوصیت او (و مقدم بر او خصوصیت ریاست شهید رجایی) بود؛ و هر رئیس‌جمهوری که می‌خواهد در واقعیت و نه در حرف تابع قرآن و عترت و نهج البلاغه باشد باید چنین رابطه و باور قلبی و فکری و عملی و تبعیتی در اجرای سیاست کلی با ولی فقیه و. برقرار نماید. زیرا بین عقل و تکلیف و تشخیص عقلایی وظایف عملی و تخصص ضد تفکر شرک آلود و تلاش عملی در ساختن جامعه سالم و انجام وظایف قانونی و خدمت به مردم در اصل نه تنها تنافر و تضادی وجود ندارد بلکه در متن باور حقیقی قلبی توحیدی اینها همه متحد و همبسته‌اند. 

همه ویرانگری‌های غربگرایی در ایران و همه نفاق از صدر اسلام تا امروز خصوصا طی انقلاب اسلامی و تقابل با دو امام انقلاب اسلامی، محصول همین رازگشایی اصل و ریشه دوگانگی و دین و نفاق است. در متن تعبد الهی، هیچ دوقطبی گری در بین سرپرست اصلی جامعه و رئیس اجرایی و قوای دیگر رخ نمی‌دهد مگر آن که‌فرد منتخب، سرپرستی جز خدا و جز تعقل توحیدی را به رهبری نهان شرک آلود قلبی و فکری و عملی خود، (چون احزاب مدرن سکولار) پذیرفته باشد. 

☆☆☆☆

تلاش بزرگ مردم سالاری اسلامی و نه دموکراسی غربی سکولار گسسته از توحید و نهاد‌سازی امام شهید در این راستا، برای همین حفظ نظام دینی بود. نهاد‌های ملی قدرت سیاسی در جمهوری اسلامی طبق قانون اساسی وقتی مشروعیت دارند که تحت قوانین اسلامی و سرپرستی ولی فقیه عمل کنند؛ و ریاست جمهوری شهید رئیسی ماهوا دارای این ویژگی توحیدی بود. برای همین هرگز کوچکترین عصیانی علیه سرپرستی فقیهانه ولی فقیه و نهاد‌ها نداشت. زیرا او قرآن و نهج‌البلاغه و صحیفه سجادیه و احادیث را به‌عنوان ابزار در خدمت اهداف تسلیم به مرجعیت مدرنیته و کفر و ظلمات عصری نگاه نمی‌کرد و ثقلین برای او آفتاب روشنگر راه عبودیت و دارای اصالت و مستقیما راه استقامت بر توحید و ولایت الهی بود. او خود را به دین عرضه می‌کرد و هر جا بین فکر او و قرآن و عترت فاصله بود، دستور قرآن و عترت و فقه را اجرا می‌کرد.
 
☆☆☆☆

درباره وجوه موحدانه دیگر شهید رئیسی و تفکر سیاسی و سیاست اجرایی و نحوه عمل او، همچون عشق به خدمت توحیدی و برای خشنودی خدا به مردم در مقام رئیس‌جمهور که رفتاری پیشرانانه که اساسش فقط و فقط دین اسلام و عبودیت و اطاعت از خداست، یعنی دیگر عناوین خصوصیات فکری و عملی او که در آغاز مقاله نام بردم باز صحبت خواهیم کرد. ویژگی‌های پیشرفتارانه و پیشکارانه و پیشدستانه و پیشرانه‌ای که باید الگوی ریاست در جمهوری اسلامی قرار گیرد و خود را از شرک و نفاق و احزاب التقاطی و غیر حزب الله رها سازد؛ و مایه وحدت بر گرد توحید و سرپرستی دینی و تحت هدایت ولی فقیه و دانای دین گردد نه تفرقه و بحران و سرکشی‌های منافقانه که تجربه پنهان و آشکارش را تا نهایت عصیان و همدستی با شیطان بزرگ در سال ۶۰ و ۸۸ و ۱۴۰۴ و البته اغتشاش زایی‌های دیگر آزمودیم. 

در ایران دو قطبی‌سازی از ذات انتخاب مردم و انتخاب اسلام، از تعارض تکلیف و دین بر نمی‌خیزد، بلکه از تعارض و آشتی ناپذیری توحید و ولایت الهی با شرک و ولایت شیطان مدرنیته و یا تحجر، از نفسانیت و خود پرستی مسئول مشرک و منافق علیه فقیه موحد پدیدار می‌گردد؛ و شهید رئیسی پرچم شکست این بحران زایی نفاق زده بود! و البته فرق نمی‌کند اگر یک حاکم اسلامی و عالم هم از توحید و عبودیت سقوط کند و دنیا پرست شود، همین تضاد بین او و عالم ربانی ظاهر خواهد شد. عالم ربانی، چون با نفس و شیطان می‌ستیزد و به تکلیف الهی و تعقل نورانی عمل می‌کند، و‌پیرو منویات امام زمان عج است معتمد و نعتبر است. حقیقت عبودیت است که او را را قابل تبعیت برای مسئولان دیگر می‌کند؛ و اگر از شرایط الهی یک سرپرست مومن سقوط نماید. اوست که باید عوض شود و مردم تابع ولی فقیه صالح شوند. برای همین امر نهادی در تشیع است که راه حل رژیم چن" ترامپ فاسد و نتانیاهوی خبیث و هر خبیث دیگر از حماقت وصف نشدنی آن هاست شهادت تمام شهید و فرماندهان و رهبران سیاسی پیرو ولی فقیه صالح و پندار سرپرست کردن یک روحانی همدست شیطان چرندترین فکر یک الکلی قمار باز کافر شیطان صفت می‌تواند باشد. چون خودبخود و نهادین چنین منافقی از مقام ولایت فقیه ساقط است و باید ساقط شود؛ و کشتن یاران صالح ولی فقیه صالح و افرادی، چون شهید رجایی و شهید رئیسی درمان شکست کافران نیست.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها