ویدئو کنفرانس خانوادگی برای قتل پدر

سه ماه پس از کشف جسد سوخته مردی در بیابان‌های اطراف شهریار، پرونده‌ای که در بن‌بست کامل قرار گرفته بود، با اعتراف غیرمنتظره پسر خانواده وارد مسیری تازه شد‌؛ اعترافی که نه‌تنها راز هویت مقتول را فاش کرد، بلکه پای چند عضو یک خانواده را نیز به پرونده‌ای جنایی و پیچیده کشاند. پس از گذشت ۱۵ ماه و محاکمه متهم پرونده، قرار شد برای متهم فراری اعلان قرمز صادر شود.
سه ماه پس از کشف جسد سوخته مردی در بیابان‌های اطراف شهریار، پرونده‌ای که در بن‌بست کامل قرار گرفته بود، با اعتراف غیرمنتظره پسر خانواده وارد مسیری تازه شد‌؛ اعترافی که نه‌تنها راز هویت مقتول را فاش کرد، بلکه پای چند عضو یک خانواده را نیز به پرونده‌ای جنایی و پیچیده کشاند. پس از گذشت ۱۵ ماه و محاکمه متهم پرونده، قرار شد برای متهم فراری اعلان قرمز صادر شود.
کد خبر: ۱۵۵۲۵۳۱
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، رسیدگی به این پرونده از آذرماه سال ۱۴۰۳ و با گزارش کشف جسدی سوخته در بیابان‌های اطراف غرب استان تهران آغاز شد. آن روز مرد چوپانی که گوسفندانش را برای چرا به بیابان برده بود، با رفتار غیرعادی سگش روبه‌رو شد. سگ مدام در نقطه‌ای در حاشیه بیابان سروصدا می‌کرد و آرام نمی‌گرفت. چوپان وقتی جلوتر رفت، با پیکر نیمه‌سوخته مردی روبه‌رو شد که در گوشه‌ای از بیابان رها شده بود. او بلافاصله موضوع را به پلیس اطلاع داد. 
دقایقی بعد تیم جنایی و کارآگاهان اداره آگاهی در محل حاضر شدند. بررسی‌های اولیه نشان می‌داد عامل یا عاملان جنایت تلاش کرده‌اند با آتش زدن جسد، آثار و سرنخ‌های هویتی را از بین ببرند. وضعیت پیکر به‌گونه‌ای بود که شناسایی هویت مقتول در همان مراحل ابتدایی ممکن نبود. با این حال، آثار باقی‌مانده روی جسد و همچنین نحوه رها شدن آن در بیابان، فرضیه وقوع جنایت را تقویت می‌کرد. 
کارآگاهان در همان بررسی‌های اولیه به این نتیجه رسیدند که قتل در محل دیگری رخ داده و جسد بعد از جنایت به بیابان منتقل شده است. به همین دلیل تحقیقات روی شناسایی محل قتل و هویت مقتول متمرکز شد. پیکر مرد ناشناس با دستور قضایی به پزشکی قانونی منتقل شد و همزمان، بررسی پرونده‌های افراد ناپدیدشده در دستور کار قرار گرفت. 
روزها و هفته‌ها سپری شد اما تحقیقات پلیسی در شاخه شناسایی هویت مقتول به نتیجه‌ای نرسید. هیچ خانواده‌ای برای اعلام مفقودی با مشخصات مقتول مراجعه نکرده بود و همین موضوع، معمای پرونده را پیچیده‌تر می‌کرد. در حالی که سه ماه از کشف جسد می‌گذشت، پرونده همچنان در وضعیت نامشخص قرار داشت و کارآگاهان با وجود بررسی سرنخ‌های مختلف، نتوانسته بودند به عامل یا انگیزه جنایت برسند. 
اما درست زمانی که به نظر می‌رسید این پرونده به یکی از معماهای حل‌نشده جنایی تبدیل شده، مرد جوانی وارد پلیس آگاهی شد و اعترافی تکان‌دهنده را مطرح کرد. او گفت: «سه ماه قبل پدرم را کشتم و جسدش را آتش زدم. عذاب وجدان رهایم نمی‌کرد و تصمیم گرفتم خودم را معرفی کنم.»
این مرد که وحید نام دارد، پس از ثبت اظهاراتش تحت بازجویی قرار گرفت و در تحقیقات مشخص شد جسد ناشناس کشف‌شده در بیابان متعلق به پدر اوست. با روشن شدن هویت مقتول، کارآگاهان وارد مرحله تازه‌ای از تحقیقات شدند. یکی از نکاتی که توجه تیم جنایی را جلب کرد، این بود که در تمام این مدت هیچ‌کدام از اعضای خانواده، مفقود شدن مرد ۶۵ ساله را به پلیس گزارش نکرده بودند. 
همین موضوع احتمال اطلاع یا مشارکت دیگر اعضای خانواده در جنایت را پررنگ کرد. تحقیقات بعدی نشان داد اختلاف‌های خانوادگی شدیدی میان مقتول و همسر و فرزندانش وجود داشته است. در ادامه بررسی‌ها، همسر مقتول به اتهام معاونت در قتل بازداشت و‌ بعد با قرار قانونی آزاد شد. همچنین برای همسر وحید نیز به اتهام مخفی کردن ادله جرم کیفرخواست صادر شد. 
با تکمیل تحقیقات، پرونده برای رسیدگی به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال و نخستین جلسه دادگاه به‌دلیل حاضر نشدن همسر مقتول برگزار نشد و رسیدگی به زمان دیگری موکول شد. در جلسه دوم نیز این زن در دادگاه حاضر نشد تا وکیلش به نمایندگی از او در برابر قضات قرار بگیرد. 
در جریان رسیدگی، دختر مقتول و یکی از پسرانش از خون پدرشان گذشت کرده و برادرشان را بخشیدند اما یکی دیگر از پسران مقتول که در آلمان زندگی می‌کند، در دادگاه حاضر نشد و درخواست قصاص برادرش را مطرح کرد. 
سپس وحید در جایگاه قرار گرفت و درباره انگیزه قتل پدرش گفت: «پدرم برای مادرم هوو آورده بود و از آن زن هم بچه داشت. رفتارهایش باعث آزار مادرم شده بود و همین موضوع باعث شد تصمیم بگیرم از او انتقام بگیرم.»
او در ادامه با تشریح اتفاقات روز حادثه گفت: «به پدرم گفتم کولر پشت‌بام نشتی آب دارد و باید آن را بررسی کند. وقتی به پشت‌بام رفت، سیمی را دور گردنش انداختم تا خفه‌اش کنم. مقاومت کرد و درگیر شدیم. بعد از آن کتکش زدم و نقشه‌ام را اجرا کردم. بعد از قتل، جسد را داخل کیسه گذاشتم و به حاشیه شهر بردم و آنجا آتش زدم تا کسی متوجه ماجرا نشود.»
وحید در ادامه مدعی شد مادرش هیچ نقشی در قتل نداشته و این جنایت را به‌تنهایی طراحی و اجرا کرده است. 
پس از او، سیما همسر وحید که به مخفی کردن ادله جرم متهم شده بود، در جایگاه ایستاد و روایت متفاوتی از ماجرا مطرح کرد. 
او با رد اتهامش گفت: «خانواده شوهرم مدت‌ها اختلاف شدید داشتند. پدرشوهرم برای همسرش هوو آورده بود و همین موضوع باعث درگیری‌های دائمی شده بود.»
این زن در ادامه مدعی شد اعضای خانواده بارها درباره آسیب رساندن به مقتول صحبت می‌کردند و حتی جلسات خانوادگی به‌صورت تماس تصویری برگزار می‌شد. او گفت: «تا به حال ندیده بودم اعضای یک خانواده علیه یکی از اعضای خودشان این‌طور صحبت کنند.»
سیما در ادامه اظهاراتش گفت: «یک بار شنیدم پیشنهاد دادند داخل ماشین پدرشوهرم مواد بگذارند و او را گرفتار کنند اما مادرشوهرم مخالفت کرد و گفت باید کار را تمام کرد.»
او درباره روز حادثه نیز توضیح داد: «آن روز از خانه بیرون رفته بودم اما مادرشوهرم تماس گرفت و گفت به خانه برگردم. وقتی رسیدم، صدایی از راه‌پله شنیدم. بیرون رفتم و دیدم وحید جسد پدرش را داخل کیسه گذاشته و در حال انتقال آن است.»
سیما همچنین مدعی شد پس از قتل، مادرشوهرش برای اطمینان از مرگ همسر خود، آینه‌ای مقابل دهان او گرفته و بعد چند لگد به جسد زده و گفته: «این سزای خیانت.»
رئیس دادگاه در ادامه از این زن پرسید چرا موضوع را به پلیس اطلاع نداده است که او پاسخ داد: «تهدیدم کرده بودند سکوت کنم. با خودم گفتم وقتی به پدر خانواده رحم نکردند، ممکن است به من هم آسیب بزنند.»
او همچنین هرگونه مشارکت در انتقال جسد را رد کرد و گفت پس از این اتفاق، از ترس به خانه پدری‌اش رفته و دیگر جرأت بازگشت به آن خانه را نداشته است. 
در پایان جلسه، وکیل مینا، مادر خانواده، در دفاع از موکلش گفت؛ او پس از خروج از کشور در ترکیه بازداشت شده و سپس پسرش که در آلمان زندگی می‌کند، او را با خود به آن کشور برده است. 
در نهایت، قضات دادگاه ادامه رسیدگی به این پرونده را به جلسه بعد موکول کردند تا از طریق پلیس اینترپل برای متهم فراری اعلان قرمز صادر شود. همچنین قرار شد فرزند مقتول از همسر دومش شناسایی و به‌عنوان یکی از اولیای دم، نظر او نیز درباره پرونده دریافت شود.
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها