قهرمانان شاهنامه الگوی جوانان امروز

دکتر یامان حکمت یکی از پژوهشگران حوزه ادبیات فارسی به‌شمار می‌رود؛ که سال‌هاست در این زمینه به نگارش کتاب‌های متعددی پرداخته و در سال‌های اخیر به‌عنوان معاون شعبه بین‌المللی دانشگاه آزاد اسلامی ایران در افغانستان مسئولیت داشته و از این رهگذر، مقالاتی را در حوزه نشانه‌شناسی هنر و ادبیات افغانستان انجام داده است. او علاوه بر مسئولیت‌های فوق به‌عنوان تنها استاد ایرانی مدعو در دپارتمان زبان ‌و ادبیات فارسی دری دانشگاه کابل، در مقطع دکتری و کارشناسی‌ارشد مشغول همکاری و تدریس مضامینی همچون نقد ادبی، ادبیات‌شناسی و روش تحقیق بود.
دکتر یامان حکمت یکی از پژوهشگران حوزه ادبیات فارسی به‌شمار می‌رود؛ که سال‌هاست در این زمینه به نگارش کتاب‌های متعددی پرداخته و در سال‌های اخیر به‌عنوان معاون شعبه بین‌المللی دانشگاه آزاد اسلامی ایران در افغانستان مسئولیت داشته و از این رهگذر، مقالاتی را در حوزه نشانه‌شناسی هنر و ادبیات افغانستان انجام داده است. او علاوه بر مسئولیت‌های فوق به‌عنوان تنها استاد ایرانی مدعو در دپارتمان زبان ‌و ادبیات فارسی دری دانشگاه کابل، در مقطع دکتری و کارشناسی‌ارشد مشغول همکاری و تدریس مضامینی همچون نقد ادبی، ادبیات‌شناسی و روش تحقیق بود.
کد خبر: ۱۵۵۲۱۸۷
نویسنده آزاده صالحی - گروه فرهنگ و هنر
 
«شاهنامه و بحران ادبیات» (مقالاتی در نقد ادبیات معاصر و چند گفت‌وگو درباره شاهنامه)، «مواجهه با متن» (مقالاتی در ضرورت ایجاد گفتمان نقد ادبی در افغانستان)، «چه بر بودا گذشت» (مقالاتی در نشانه‌شناسی هنر و ادبیات در ایران و افغانستان) با همکاری مسعود تقی‌آبادی و سه مجموعه شعر با عنوان‌های «عقب‌نشینی»، «چرا که یوزپلنگ نشدم» و «شعری برای شکل بعدی گربه» و‌... نیز برخی از تالیفات او در این سال‌ها به‌شمار می‌رود. به‌مناسبت فرا رسیدن روز فردوسی (۲۵ اردیبهشت) با این مدرس دانشگاه و محقق ادبی به منظور واکاوی لایه‌های روان‌شناسانه شاهنامه به گفت‌وگو نشسته‌ایم.

اگر ممکن است پیش از هر چیز درباره تاثیر وجه تسمیه برخی مناسبت‌های تقویمی صحبت کنیم. به‌عنوان مثال نامگذاری روزی به نام فردوسی در تقویم چه دستاوردی می‌تواند در شناخت و معرفی بیشتر این شخصیت ارزشمند داشته باشد. این سؤال را از این جهت مطرح می‌کنم. چون اصولا با این عناوین، به شکل کوتاه‌مدت و مناسبتی برخورد می‌شود.  
مسلما چنین نامگذاری‌هایی به لحاظ نمادین خوب است. ضمن این‌که پروسه نامگذاری روز فردوسی در بیست و پنجم اردیبهشت‌ماه به‌دست متولیان امر، پرزحمت و پربار تلقی می‌شود اما در این بین همان‌طور که اشاره کردید، نکته مهم این است که نباید برپایی بزرگداشت و مراسم‌هایی برای بزرگان ادب کهن فقط محدود به همین یک روز در تقویم باشد و تا سال بعد به فراموشی سپرده شود. طبعا برگزاری همایش‌هایی در ایران و کشورهای همسایه می‌تواند نقش زیادی در شناخت این مفاخر به‌ویژه فردوسی داشته باشد و زمینه‌های هویتی آثاری چون شاهنامه در طول سال در محافل آموزشی مورد بحث و توجه قرار بگیرد. از سوی دیگر، نهادهای فرهنگی نیز می‌بایست این فرصت را غنیمت شمرده و به این نکته بپردازند که اساسا شاهنامه در ایران امروز می‌تواند چه کارکردهایی داشته باشد. در نهایت نهادهای دولتی که در حوزه فرهنگ کار می‌کنند و در خط مقدم مواجهه فرهنگی با مردم هستند، باید در اهداف و ماموریت‌های خود نسبت به شخصیت فردوسی و شاهنامه نقش پررنگ‌تری را ایفا کنند تا چنین اموری به‌قول شما فقط به مناسبت‌های تقویمی محدود نشود و نامگذاری روزهای سال به نام هر یک از مشاهیر، دستاورد مؤثری به نفع جامعه داشته باشد. حتی معتقدم هنگام سر کار آمدن و منصوب شدن هر یک از مدیران فرهنگی، باید به آنها تاکید شود که در طول سال برنامه‌هایی را به مسائل مرتبط با ایران و گنجینه‌های کهن اختصاص دهند. 
 
شما علاوه بر این که دانش‌آموخته رشته ادبیات فارسی هستید، به علوم روان‌شناسی هم احاطه دارید. فکر می‌کنید اساسا شاهنامه چقدر می‌تواند در تسکین دردهای امروز نقش داشته باشد؟  

واقعیت این است که شاهنامه صرف نظر از زیرلایه‌های مهم جامعه‌شناختی، ادبی، اسطوره‌ای و... مفاهیم عمیق و تأمل‌برانگیزی در باب روان‌شناسی را هم دربردارد که متاسفانه در این سال‌ها کمتر به این بعد آن کمتر پرداخته شده است. درحالی که اگر به بررسی زوایای این اثر سترگ بپردازیم متوجه می‌شویم می‌تواند برای شرایط کنونی ما کارکردهای روان‌شناختی متعددی داشته باشد. رمز ماندگاری شاهنامه در جهان امروز این است که حکایت‌هایی که فردوسی به طرح آنها پرداخته، قصه و افسانه نیستند بلکه جزئی از تاریخ کهن سرزمین ما به‌شمار می‌روند. این مسأله مهمی است که باید به آن توجه کرد. در سال‌های اخیر که بحث مطالعات میان‌رشته‌ای مطرح شده است، می‌توان دریافت شاهنامه دیگر تنها کتابی برای لذت بردن از زیبایی‌های ادبی و تصاویر تاریخی- اسطوره‌ای نیست بلکه به کار بستن نصایح فردوسی در این کتاب می‌تواند راهگشا و در عین حال التیام‌بخش زخم‌های فردی و اجتماعی باشد. به بیان ساده‌تر، شاهنامه کتابی است که به مدد آن می‌توان از پیچ معماها عبور کرد. چندان که هر یک از قهرمانان شاهنامه با گذر از رنج‌ها و وارد آمدن جراحت‌های بسیار به روح و جسم‌شان در نهایت روی پای خود می‌ایستند. این نشان می‌دهد که ایرانیان از گذشته همواره به مسأله تاب‌آوری اعتقاد داشته و این مقوله در طول تاریخ با ما همراه بوده است. سیاوش یکی از قهرمانان شاهنامه است که به شکل مفصل می‌شود درباره‌اش صحبت کرد. حتی نمونه الگوی رفتاری او را در دیگر کاراکترهای شاهنامه مانند رستم و گودرز هم می‌شود دید که به لحاظ کاربست‌های بالینی جای پژوهش بسیار دارد. 
 
می‌خواهید بگویید مابه‌ازای مفهوم تاب‌آوری را می‌توان در این شخصیت جست‌وجو کرد؟

همین‌طور است. سیاوش الگویی است که عزت نفس و بردباری در برابر رنج‌ها را به جوانان یادآور می‌شود و می‌تواند نشانه‌های افسردگی را در بین نسل جوان امروز کاهش دهد. وقتی جوان یا نوجوان امروز حکایت سیاوش را می‌خواند، با او همذات‌پنداری می‌کند. به‌ویژه آن دسته از جوانانی که تجربه طرد شدن، شکست‌های پیاپی و تفاوت‌های ظاهری را دارند. در شاهنامه، سیاوش هم با موجی از اتهامات و بی‌اعتمادی پدر روبه‌رو می‌شود اما به‌جای آن‌که دستخوش آسیب‌های روانی شود، پای اصول اخلاقی خود می‌ایستد و با عبور از آتش، از تمام بزنگاه‌های حساس زندگی خود سربلند بیرون می‌آید. او نشان می‌دهد می‌شود از آتش رنج رد شد و نسوخت. شخصیت سیاوش از این نظر برای بسیاری از جوانان الهام‌بخش است و می‌تواند این نکته را یادآوری کند که رنج بخشی از زندگی ماست و واکنش ما به رنج می‌تواند سازنده باشد. سیاوش از این دریچه برای جامعه امروز ما نمونه خوبی است یا همین‌طور شخصیت «زال» برای کسانی که با تفاوت‌های فیزیکی و بیماری‌های خاص زندگی می‌کنند پیام‌بخش است. زال در برهه‌ای از زمان به‌خاطر موهای سفیدش طرد می‌شود ولی در نهایت او به کهن الگوی خردمند پیر در ایران تبدیل می‌شود. مسأله این است که هر یک از روایت‌های طرح شده در شاهنامه می‌تواند زندگی آدم‌ها را از قربانی بودن، به قهرمان بودن تغییر دهد. 
 
درباره دیگر شخصیت‌های شاهنامه این مسأله به چه شکل است؟ 

«رستم» و «گودرز» ازجمله قهرمانان شاهنامه‌اند که فارغ از سیر زندگی که فردوسی از آنها ارائه می‌دهد، فاکتورهای دیگری هم دارند. به‌عنوان مثال به خشم خود فائق می‌آیند و اهل گفت‌وگو و استراتژی هستند. نقطه مقابل این کاراکترها، «کیکاووس» و«افراسیاب» هستند که به‌دلیل داشتن رفتارهای هیجانی و نسنجیده و سرشار از خشم، اتفاقاتی را رقم می‌زنند که جز پشیمانی برای‌شان حاصلی ندارد. 
 
با این اوصاف، جایگاه شاهنامه را در شرایط فعلی که اقشار مختلف جامعه بیش از هر زمان دیگر نیازمند شناخت هویت و تاریخ کهن خود هستند چطور می‌بینید؟ 

این‌که شاهنامه چطور می‌تواند برای ما هویت‌ساز باشد، نیازمند دانستن عناصر و مؤلفه‌های بسیار است که طبعا نمی‌شود در این گفت‌وگو به تمام آنها اشاره کرد. تجربه تحقیقی من در این زمینه این است که وقتی جوانان به متن کهنی مثل شاهنامه که ۱۰۰۰‌سال از نگارش آن می‌گذرد برمی‌خورند اشتیاق زیادی دارند تا درباره دلایل و انگیزه‌های فردوسی از شکل‌گیری این اثر بیشتر بدانند. برخلاف عده‌ای که تصور می‌کنند جوانان امروز به مطالعه تاریخ و فرهنگ کهن چندان علاقه‌مند نیستند، بر این باورم اتفاقا جوانان به خوانش و اطلاع یافتن از متون کلاسیک و کهن اقبال زیادی نشان می‌دهند. البته مشروط بر این‌که در درجه اول، راه انتقال این مفاهیم را به آنها بدانیم و به‌درستی پیام‌هایی را که مدنظر فردوسی بوده به آنها متبادر کنیم. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها