نیرو‌های مسلح در انتظار دستور شلیک

چند خبر که در ظاهر مستقل به‌نظر می‌رسند، زمانی که در کنار هم قرار می‌گیرند، از یک تغییر عمیق‌تر در صحنه نبرد حکایت دارند؛ تحولات دو روز اخیر دقیقا از همین جنس است. دیدار فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با رهبرمعظم‌انقلاب آیت‌الله سید‌مجتبی حسینی‌خامنه‌ای، پیام سردار رشید اسلام سید‌مجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه، هشدار نیروی دریایی سپاه و در نهایت ارسال پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا برای خاتمه جنگ، چهار خبر جداگانه نیستند‌، چهار ضلع یک تصویر واحدند. 
چند خبر که در ظاهر مستقل به‌نظر می‌رسند، زمانی که در کنار هم قرار می‌گیرند، از یک تغییر عمیق‌تر در صحنه نبرد حکایت دارند؛ تحولات دو روز اخیر دقیقا از همین جنس است. دیدار فرمانده قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا با رهبرمعظم‌انقلاب آیت‌الله سید‌مجتبی حسینی‌خامنه‌ای، پیام سردار رشید اسلام سید‌مجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه، هشدار نیروی دریایی سپاه و در نهایت ارسال پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا برای خاتمه جنگ، چهار خبر جداگانه نیستند‌، چهار ضلع یک تصویر واحدند. 
کد خبر: ۱۵۵۱۷۱۴
نویسنده مهدی سیف‌تبریزی - گروه سیاسی

این تصویر، از ورود جنگ تحمیلی سوم به مرحله‌ای تازه خبر می‌دهد‌؛ مرحله‌ای که در آن، وضع میدانی و وضعیت سیاسی بیش از هر زمان دیگری در هم تنیده‌اند. اگر تا دیروز بخش اصلی تقابل در میدان نظامی تعریف می‌شد، اکنون جمهوری اسلامی می‌خواهد که از دل همان برتری میدانی، قواعد مرحله پایان جنگ را نیز بازتعریف کند. 
   

معادله جدید در محاصره دریایی
در دیدار فرمانده قرارگاه خاتم‌الانبیا با فرمانده معظم کل قوا، گزارشی از آمادگی ارتش جمهوری اسلامی، سپاه پاسداران، نیروهای انتظامی امنیتی و مرزبانی، وزارت دفاع و بسیجیان قهرمان ارائه شد و در مقابل نیز تدابیر مقتدرانه برای مقابله با دشمن ابلاغ گشت. 
همچنین پیام سیدمجید موسوی فرمانده نیروی هوافضای سپاه که تاکید کرد موشک‌ها و پهپادها بر مواضع دشمن قفل شده و منتظر فرمان شلیک هستند، صرفا یک هشدار تبلیغاتی نبود. این پیام اعلام رسمی استمرار همان آمادگی دفاعی و هجومی است که در گزارش قرارگاه خاتم‌الانبیا مورد تاکید قرار گرفت. 
اما مهم‌ترین تحول، در پیام نیروی دریایی سپاه آشکار شد‌؛ جایی که هشدار داده شد هرگونه تعرض به نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری جمهوری اسلامی ایران، تهاجم سنگین علیه یکی از مراکز آمریکایی در منطقه و کشتی‌های دشمن را در پی خواهد داشت. هشدار جدید نیروهای مسلح، به‌ویژه هوافضا و نیروی دریایی سپاه، معادله جدیدی را در حوزه محاصره دریایی ایجاد کرده است. 
تا پیش از پیام مهم و راهبردی نیروی دریایی سپاه، الگوی حاکم، «کشتی در برابر کشتی» و «نفتکش در برابر نفتکش» بود اما از این پس، مراکز آمریکا نیز در این معادله قرار گرفته‌اند. این یک جابه‌جایی مهم راهبردی است. 
چرا؟ چون گستره عملیات‌های خصمانه آمریکا در کل آب‌های آزاد، که تا اقیانوس هند و شرق آسیا امتداد دارد، تناسبی با گستره محدود خلیج‌فارس و تنگه هرمز ندارد. همچنین، نوع و تعداد شناورهای ایرانی مورد تعرض آمریکا نیز تناسبی با نوع و تعداد شناورهای دشمن ندارد. 
در چنین شرایطی، بدیهی است باید عناصر جدیدی در این معادله وارد شوند و این عنصر جدید، همان مراکز و پایگاهای آمریکایی در منطقه است. 
به‌بیان روشن‌تر، معادله شناور در برابر شناور، به معادله شناور ایرانی در برابر شناور دشمن به‌علاوه مراکز آمریکایی 
تغییر کرده است. 
این تحول، معنای دیگری هم دارد. آمریکا پس از آن‌که با بالا‌رفتن ریسک و هزینه گزینه‌های پیش‌رو، یعنی از یک سو قبول شروط ایران برای پایان جنگ و از سوی دیگر ورود مجدد به جنگ نظامی، با دشواری روبه‌رو شد، اکنون به فشار اقتصادی و محاصره بنادر ایران و ممانعت از تجارت ایران با جهان از طریق دریا روی آورده است. 
واشنگتن هنوز در محاسبه هزینه‌و‌فایده این اقدام، آن را مؤثر می‌داند. بنابراین، طبیعی است که در معادلات جنگ، هزینه این اقدام برای آمریکا باید چنان بالا برود که دست از آن بردارد. 
جمهوری اسلامی در جنگ تحمیلی سوم پیش‌تر نشان داده که چگونه می‌توان در یک جنگ کاملا نابرابر، با به‌کارگیری ظرفیت‌ها و امکانات و فرصت‌ها و شیوه‌های نامتقارن، ماشین جنگی عظیم آمریکا و رژیم صهیونی را زمینگیر کرد. امروز نیز ادامه همین منطق حکم می‌کند که برای حفظ برتری در میدان نبرد، راهی جز جنگ نامتقارن وجود ندارد. 
در همین چارچوب است که هشدار جدید ایران، مانع از هدف دیگر دشمن نیز می‌شود. آمریکا تلاش می‌کند با ایجاد درگیری‌های موضعی و مقطعی در تنگه هرمز، هم حاکمیت مطلق ایران بر تنگه را تضعیف کند و هم بازارهای بین‌المللی نفت را نسبت به این تنش‌ها واکسینه کند. 
اما هشدار تازه جمهوری اسلامی، جلوی این عادی‌سازی درگیری‌های جزئی در تنگه هرمز را می‌گیرد. از این پس، هر اقدام خصمانه دشمن بلافاصله در نتیجه واکنش قاطع نیروهای مسلح جمهوری اسلامی، آثاری خواهد داشت که در بازارهای بین‌المللی دیده خواهد شد. 
   

دیپلماسی نامتقارن در سایه اقتدار میدانی
در چنین بستری است که خبر چهارم معنای کامل خود را پیدا می‌کند‌؛ پاسخ جمهوری اسلامی ایران به آخرین متن پیشنهادی آمریکا برای خاتمه جنگ، یکشنبه به میانجی پاکستانی ارسال شد اما اهمیت این خبر، بیش از آن‌که در اصل ارسال پاسخ باشد، در شیوه و زمان آن نهفته است. 
هیچ پاسخی از سوی ایران به درخواست‌های آمریکا برای توافق پایان جنگ تا الان داده نشده بود. این تاخیر، تاخیری انفعالی نبود‌؛ بخشی از یک منطق تازه بود. منطق این است که ایران اساسا ضرب‌الاجل‌های آمریکا را دیگر معتبر نباید بداند و باید این تهدیدهای ضرب‌الاجلی را بی‌اعتبار کند. 
این تغییر، محصول یک تجربه روشن تاریخی است. دشمنی که به هیچ توافقی عمل نکرده و هر بار خیانت خودش را به شیوه‌های مرسوم گفت‌وگو و دیپلماسی، واضح‌تر از قبل نشان داده، طبیعی است که دیگر نمی‌تواند همان قواعد گذشته را بر مذاکرات تحمیل کند. در چنین شرایطی، ابزارهای حصول توافق با آمریکا و ضمانت وفاداری او به توافقات تحمیلی، باید متفاوت باشد. همان‌گونه که هرگونه توافقی با دشمن باید در نهایت هدفش ایجاد بازدارندگی حداکثری و جلوگیری از تحمیل جنگی دیگر باشد، شیوه‌های دیپلماسی آن نیز باید مانند جنگ سخت نظامی و نامتقارن باشد. 
   
اما دیپلماسی نامتقارن یعنی چه؟
دیپلماسی نامتقارن یعنی بی‌توجهی به ضرب‌الاجل‌ها، قطعی‌نکردن هیچ پیشنهادی مگر پس از ارزیابی مستمر رفتار آمریکا در طول مذاکره، ایجاد امکان تغییر پیشنهادها و حتی پس‌گرفتن آنها در تناسب با رفتار خصمانه واشنگتن، چه در صحنه دیپلماسی و چه در صحنه میدانی نظامی. 
از همین منظر، پاسخ ایران را نباید یک پاسخ شکلی یا صرفا دیپلماتیک دانست. این پاسخ، در واقع اعلام چارچوب مذاکرات پایان جنگ است. در این چارچوب، نخستین اصل، اصرار بر حاکمیت همیشگی ایران بر تنگه هرمز است. 
این موضوع، علاوه بر یک ضرورت منطقی، عقلی و راهبردی، دارای مبانی حقوقی روشن و مورد تاکید قاطع و صریح رهبری معظم انقلاب و خواست موکد و تغییرناپذیر مردم است. 
به‌همین‌دلیل، حاکمیت ایران بر تنگه هرمز به‌هیچ‌وجه برگه‌ای مذاکراتی برای توافق بر سر پایان جنگ نیست. اگر چیزی در‌این‌باره قابل مذاکره باشد، صرفا ازسرگیری تردد شناورها مطابق با قواعد روشن جمهوری اسلامی و نیروهای مسلح پس از پایان محاصره دریایی است، نه بازگشت به وضعیت قبل از جنگ. 
اصل دوم، خسارت‌ها و غرامت‌های ناشی از این جنگ تحمیلی است. این خسارت‌ها عقلا، منطقا و قانونا باید محاسبه و دشمن وادار به پرداخت آن شود. در کنار آن، رفع انسداد از دارایی‌های ایران نیز شرط ایران برای پذیرش پایان جنگ است. 
اصل سوم، شمول پایان جنگ بر جبهه مقاومت است. 
همان‌گونه که آمریکا سال‌ها با تمام توان و امکانات از متحدانش حمایت کرد و سرانجام نیز در شراکت با آنها جنگی تمام‌عیار را به ایران تحمیل کرد، جمهوری اسلامی نیز با صراحت و روشنی از متحدان خود در جبهه مقاومت حمایت می‌کند و سرنوشتی یکپارچه را برای این جبهه در نظر دارد. از این رو، شمول پایان جنگ بر جبهه مقاومت، به‌ویژه لبنان، از اصول اساسی و غیرقابل تغییر ایران برای پایان جنگ است. 
و سرانجام، اصل چهارم‌؛ رفع تحریم‌های ظالمانه و لغو قطعنامه‌های ضدایرانی. 
این صرفا یک مطالبه اقتصادی نیست. این خواسته به‌منزله تاکید بر تغییر نقشه سیاسی جهان پس از شکست سنگین آمریکا و متحدانش در برابر ایران است. در واقع، این همان گزاره‌ای است که اکنون بر تمام تحولات سایه انداخته است. 

newsQrCode
برچسب ها: نیروهای مسلح
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها