ناگفته‌های شکار کرکس

«ما در وصیت‌نامه شهدا خوانده بودیم اما آن روز به چشم دیدم که همرزمانم برای راندن خصم از خاک پاک وطن، چطور از جان مایه گذاشتند. بالای سر ما هرمس زیاد بود اما بچه‌ها حتی یک قدم هم عقب‌نشینی نکردند و همه با هرچه که در اختیار داشتند، دوشکا، گرینوف، کلاش و... به سمت هواپیماهای متخاصم شلیک کردند.»اینها را سرهنگ دوم انتظامی سیدروح‌ا... فاطمی، فرمانده گردان تکاوری۱۲۱ سلمان استان اصفهان از زیرمجموعه یگان‌های ویژه فراجا در مورد بخشی از عملیات زمینگیر کردن ناوگان هوایی آمریکا در جنوب این استان می‌گوید. عملیاتی که بنابر اعلام سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا منجر به انهدام دو فروند بالگرد بلک هاوک و یک فروند هواپیمای ترابری نظامی C۱۳۰ شد.
«ما در وصیت‌نامه شهدا خوانده بودیم اما آن روز به چشم دیدم که همرزمانم برای راندن خصم از خاک پاک وطن، چطور از جان مایه گذاشتند. بالای سر ما هرمس زیاد بود اما بچه‌ها حتی یک قدم هم عقب‌نشینی نکردند و همه با هرچه که در اختیار داشتند، دوشکا، گرینوف، کلاش و... به سمت هواپیماهای متخاصم شلیک کردند.»اینها را سرهنگ دوم انتظامی سیدروح‌ا... فاطمی، فرمانده گردان تکاوری۱۲۱ سلمان استان اصفهان از زیرمجموعه یگان‌های ویژه فراجا در مورد بخشی از عملیات زمینگیر کردن ناوگان هوایی آمریکا در جنوب این استان می‌گوید. عملیاتی که بنابر اعلام سخنگوی قرارگاه مرکزی خاتم‌الانبیا منجر به انهدام دو فروند بالگرد بلک هاوک و یک فروند هواپیمای ترابری نظامی C۱۳۰ شد.
کد خبر: ۱۵۵۱۱۵۱
 
آنچه در ادامه خواهید خواند، روند حوادثی است که در روزهای ۱۴، ۱۵ و ۱۶ فروردین امسال در دشت مهیار در جنوب استان اصفهان و همچنین منطقه عمومی اصفهان، چهارمحال و بختیاری و کهگیلویه و بویراحمد رخ داد. در جریان این درگیری، ۱۸ نفر به شهادت رسیدند که شامل چهار نفر از نیروهای ارتش، چهار نفر از نیروهای اطلاعاتی و ۱۰ نفر از عشایر محلی بود.
ماجرا از ۱۴ فروردین کلید خورد. زمانی که یک جنگنده نسل پنجمی آمریکا یا همان F ۳۵، مجهز به تکنولوژی لاکهید مارتین، توسط پدافند ایران هدف قرار گرفت و سقوط کرد. افسانه ۱۰۰ میلیون دلاری رادارگریز که با انهدام آن، تبدیل به واقعیتی قابل باور برای دولتمردان آمریکایی شد. با سقوط F ۳۵، جست‌وجو برای یافتن خلبان‌های ارتش آمریکا و بقایای آن آغاز شد که بنابر اعلام سرتیپ حسن کرمی، معاون عملیات فراجا، فرماند‌هان انتظامی چهار استان برابر دستور صادره مامور شدند تا عملیات کاوش را انجام دهند و این تجسس شبانه‌روزی، در ۱۴۱و ۱۵ فروردین همچنان ادامه داشت.
یک نیروی نظامی در مورد عملیات جست‌وجو برای یافتن خلبان آمریکایی می‌گوید: «به ما اعلام شد که احتمالا از این مرز قرار است یک بالگرد عبور کند و برای همین آن را پوشش دادیم. مدتی بعد و از دور متوجه پرواز بالگردی شدیم که در ارتفاع کم از سطح زمین و با سرعتی پایین در حال پرواز بی‌صدا بود. ما روی بلندی بودیم و بالگرد پایین بود. وقتی بلند شد و در تیررسم قرار گرفت، با گرینوف آن را به رگبار بستم. بالگرد از ۶۰ متری من رد شد. فکر می‌کردم فقط جلوی بالگرد لوله تیربار دارد اما از هر طرف آن تیربار بیرون آمده بود. ۱۰۰ گلوله به شکمش زدم اما نتوانست هیچ کاری انجام دهد، چون زیر آتش بود و بعد هم مشکل پیدا کرد و رفت. بالگرد دوم هم آمد و ما را به رگبار بست و سپس رفت دنبال بالگرد اول.»
در شرایطی که تمام نیروها در پی یافتن رد و نشانی از خلبانان بودند، یک خانواده عشایری تحرک‌های مشکوکی را به نهادهای ذی‌ربط گزارش دادند. حوالی نیمه‌شب ۱۵ فروردین، سه فروند هواپیمای C-۱۳۰ هرکولس آمریکا، بالگردهای داخل هواپیما و چهار بالگردی که از بیرون هواپیما را همراهی می‌کردند، وارد منطقه عمومی اصفهان- که به نصرآباد نیز مشهور است- و دشت دهیار در جنوب این استان شدند تا عملیات نفوذ آمریکایی را شکل دهند. دشت مهیار یکی از مهم‌ترین مناطق کشاورزی است و در آن یک باند متروکه فرود به طول حدود دو کیلومتر و عرض حدود ۱۵۰ متر وجود داشت که برای فرود هواپیماهای سمپاشی تعبیه شده بود اما آن شب از همین باند برای فرود هواپیماها استفاده شد.
به گفته سرهنگ احمد نیکبخت، فرمانده انتظامی شهرستان اصفهان، پس از تماس مردمی درخصوص وجود تحرکات مشکوک، به‌سرعت واحدهای گشت را در حاشیه کویر متمرکز و حوادث در حال وقوع را به‌سرعت به بالادست‌های خود گزارش داد. در همان حال و حوالی ساعت ۲:۳۰ بامداد، یکی از نیروهای مستقر او در منطقه، نور بزرگی را در سینه‌کش کوه، جایی که پادگان ارتش قرار دارد، مشاهده کردند. با دستور مقام بالاتر، منطقه بررسی و محورها بسته شد تا نیروهای کمکی از راه برسند و برای اجرای دستورهای بعدی آماده باشند. 
   
نبرد تمام‌عیار
سرهنگ دوم انتظامی سیدروح‌ا... فاطمی، فرمانده گردان تکاوری ۱۲۱ سلمان استان اصفهان در برنامه «شوک» که به ابعاد این عملیات پرداخته از روز یکشنبه ۱۶ فروردین می‌گوید: «همراه سه اکیپ رزمی در حال انجام ماموریت در شهرستان دهاقان بودیم که از مرفوک یگان‌های ویژه با ما تماس گرفته و اعلام کردند باتوجه به تحرکات مشکوک در منطقه نصرآباد، سردار علی نقیان، فرمانده وقت انتظامی استان اصفهان آماده‌باش صددرصد اعلام کرده و بنا به دستور تمام پرسنل و نیروها عازم منطقه شدند.»
ادامه عملیات را از زبان جانشین گردان تکاوری ۱۲۱ سلمان بخوانید: «آقا‌سید با ما تماس گرفت و گفت یک‌سری تحرکات مشکوک در نصرآباد دیده شده و بر همین اساس سه تیم به منطقه اعزام کردند. پس از مدتی متوجه شدیم یک فروند هواپیما در حال نزدیک شدن است و برای همین سریع به گندمزار رفته و موضع گرفتیم. گفتیم وقتی آمد، آن را می‌زنیم. هواپیما در ارتفاع بسیار پایینی حرکت می‌کرد، درست مثل هواپیماهای سمپاشی. در گندمزار همچنان درازکش بودیم که ناگهان هواپیما به بالای سرمان رسید. همان‌جا بلند شدیم و سینه هواپیما رابه رگبار بستیم. همرزمم آقامحمود هم با دراگانوف درحال شلیک بود. شلیک‌ها سینه هواپیما را شکافته و آتش گرفته بود.هواپیما به منطقه‌ دیگری که دود ازآن بلند می‌شد،رفت.پس از آن به سرعت با سردار مصدق تماس گرفتم و گفتم دود بلند شده که گفت به‌سرعت به منطقه بروید و ببینید چه خبر است و سپس پاک‌سازی را آغاز کنید. سوارماشین شدیم ورفتیم به سمت سه راهی وکانالی که در آن نقطه بود.آقاسید هم ازآن سمت آمد.»
سردار رادان، فرمانده کل فراجا لحظه به لحظه در عملیات حضور داشت و صدای او مدام از پشت بی‌سیم شنیده می‌شد که به نیروهای تحت امر خود فرمان می‌داد و هدایت‌شان می‌کرد: «آمادگی داشته باشید... دوشکا و دولول آماده باشد. مراقبت کنید که جاده‌ای را تصرف نکرده و مردم را به اسارت نگیرند. جاده را کنترل کنید و اگر جاده دیگری است، مردم را به آن جاده ببرید تا آسیب نبینند. دو جنگنده هم در حال پرواز هستند. یکی را ما زمینگیر کردیم و دومی هم عیب پیدا کرده و در مسیر شما است. اگر می‌توانید زمینگیر کنید. اگر یکی دو تا شلیک به C ۱۳۰ اصابت کند، اینها دیگر می‌فهمند که کارشان تمام است. دقت کنید اگر به سمت بچه‌ها تیراندازی کردند، ما اصلا اسیر نمی‌خواهیم، خاطره طبس ۲ را زنده کنید. اگر بینا دو دارید یا مواد منفجره، به بچه‌ها بگویید با بینا دو بزنند به شیشه کابین. اگر خسارت ببیند، دیگر نمی‌تواند بلند شود، حتی اگر انتحاری باشد.»
شلیک‌ها ادامه داشت و آتشی ناعادلانه میان دو طرف رد و بدل می‌شد. فرمانده گردان تکاوری ۱۲۱ سلمان گفت: «ما پشت یک تپه نشسته و منتظر بودیم. چون مهمات و دوشکا تمام شده بود. آتش زیادی در منطقه وجود داشت. نشسته بودیم که یکدفعه راکت از بالای سرمان رد شد. سرمان را گرفتیم پایین وگفتیم خودمان را هم زد. نمی‌دانستیم در چه وضعیتی هستیم اما دوشکا و ماشین را زد و هر دو با هم از کار افتاد. گرینوف را برداشتیم و رفتیم جلوتر تا بالگرد را بزنیم. اینجا بچه‌ها پراکنده بودند و از هر سلاحی که در اختیار داشتند، برای زمینگیر کردن دشمن استفاده می‌کردند. سردار دستور داده بود که هرچه در توان دارید، در کفه عمل بگذارید. با کلاش، با گرینوف، با دوشکا با هرچه در اختیار داشتیم، شلیک می‌کردیم.»
یکی دیگر از نیروهای حاضر در منطقه هم از شرایط جهنمی در آن شب می‌گوید: «اینجا موقعیت به شکلی بود که پهپادها و جنگنده‌های‌شان به نوعی در حال تامین پشتیبانی هواپیمایی بودند که در آن نقطه سقوط کرده بود. هر جنبنده‌ای که به 
۱۰ کیلومتری هواپیما نزدیک می‌شد را به‌شدت می‌زدند. سینه‌خیز خودمان را به موقعیت رساندیم. خودم قناسه داشتم و همرزمم گرینوف. هواپیما ۵۰ متر از سطح زمین فاصله داشت و وقتی می‌خواست دور بزند، آن را مورد اصابت قرار دادیم که مجبور به فرود در موقعیت هواپیمایی که در جای دیگر نشسته بود شد. سپس جنگنده‌ها آمدند و محل را به‌شدت بمباران کردند.» 
فاطمی ادامه می‌دهد: «ما زمانی که سردوشی گرفتیم، قسم خوردیم که تا آخرین قطره خون برای خاک و وطن مبارزه می‌کنیم. به خانواده هم گفته بودیم که چه درگیری با اشرار وقاچاقچیان وچه عملیات، منتظر بازگشت نباشند، چون هر لحظه امکان شهادت با این لباس وجود دارد. خصم باید از ما عبورمی‌کرد اما کور خوانده بودند، زیرا تکاوران و دلاوران کشور، در حال رصد نقطه به نقطه بیابان و کویر و مرزبانی از آن هستند. تجهیزات پیشرفته آنان با کمترین سلاح ما نابود شد.»

 شهادت ۱۰ نیروی عشایر در نصرآباد
در جریان این عملیات، ۱۰نفر از عشایر نیز به شهادت رسیدند. یکی از اعضای خانواده شهدا می‌گوید: «آن شب با ما تماس گرفتند و گفتند اینجا در محل دامداری درگیری رخ داده است. به بالای پشت‌بام رفتیم و متوجه صدای بالگرد شدیم. با شنیدن این صدا با پلیس ۱۱۰تماس گرفتیم و موضوع را به آنها گزارش کردیم و سپس همراه تعدادی از نیروها در منطقه حاضر شدیم. درگیری شدیدی بود. به حدی که نمی‌توانستیم برای امداد و نجات جلوتر برویم. سپس متوجه شدیم تعدادی از بچه‌های ما که به محل دامداری و بالگردهای آمریکایی رفته بودند، با راکت و تیربار آنها به شهادت رسیده. با هماهنگی عشایر و نیروها به محل رفتیم و زمانی نزدیک شدیم که دیگر هوا روشن شده بود. پس از مدتی متوجه نزدیک شدن دو بالگرد به سمت خودمان شدیم. یکی می‌رفت و دیگری برمی گشت. از ماشین پیاده شدیم و پشت خاکریز پناه گرفتیم و دوباره برگشتیم. بالگرد آمریکایی نیز به سمت صحرا پرواز کرد. تعدادی از خودروهای شخصی را با راکت زده بودند، یک خودروی انتظامی را هم همین‌طور. برادرزنم هم شهید شده و روی زمین افتاده بود. می‌خواستم او را نجات دهم که یک بالگرد آمریکایی آمد بالای سرمان. رفتم پشت خاکریز و به سمت بالگردها تیراندازی کردیم.» مرد عشایر دیگری که پدر، مادر و دو برادرش در این عملیات شهید شدند و خود نیز مجروح شده است، می‌گوید: «نیمه‌شب بود که صدای انفجار شنیدیم. من بودم، برادر کوچکم و پسرعمه‌ام. صداهای انفجار خیلی زیاد بود. در همین هنگام پسرعمه دیگرم تماس گرفت و گفت دارند می‌زنند. جنگنده‌ها داشتند ترانس‌های برق را می‌زدند و بعد هم برق قطع شد. همراه پسرعمه‌ام که شهید شد به سمت دو ماشین رفتیم، اما در یک لحظه بالگرد و پهپاد از راه رسید و ما را به رگبار بست. یک گلوله به رانم اصابت کرد و پسرعمه‌ام هم مورد اصابت قرار گرفت اما  نفهمیدم گلوله به کدام قسمت بدنش خورد. تا صبح آنجا بودیم و وقتی آمدند تا ما را ببرند، دوباره جنگنده‌ها آمدند و شروع کردند به زدن. خودمان را از ماشین بیرون انداختیم تا اگر ماشین را زدند، داخل آن نباشیم. متاسفانه پدر، مادر، دو برادر کوچک، دایی و پسردایی، شوهرخاله و... خودم را از دست دادم. من در محل زندگی خودم بودم، نه با آمریکا کار داشتم و نه با جنگنده‌هایش اما هم خودم زخمی شدم و هم تعدادی از اعضای خانواده و اقوامم را از دست دادم.»

عملیات فریبی که لو رفت
نماینده مردم شهرضا در مجلس نیز درباره این عملیات گفت: «پس از این تماس، نیروهای امنیتی و اطلاعاتی به‌‌سرعت در محل حاضر شدند و در ادامه با فراخوان نیروهای مسلح، یگان‌های مختلف از جمله ارتش، سپاه و یگان ویژه نیروی انتظامی نیز وارد صحنه شدند. حتی نیروهای اطلاعاتی نیز به‌ صورت مستقیم در میدان حضور داشتند. در همین زمان، از داخل هواپیماها چند فروند بالگرد سبک و همچنین تعدادی موتورسیکلت چهارچرخ مخصوص عملیات در مناطق صحرایی تخلیه شده بود و اقداماتی برای آماده‌سازی آنها در حال انجام بود اما با رسیدن نیروهای ایرانی، درگیری از چند جهت آغاز گردید. این درگیری‌ها دو سه ساعت به طول انجامید و دراین مدت،طرف مقابل ازپشتیبانی هوایی برخوردار بود. به‌ گونه‌ای که جنگنده‌ها به‌ صورت مستمر در آسمان منطقه پرواز می‌کردند و حتی پهپادهایی نیز در پشتیبانی عملیات حضور داشتند. به گفته وی، صدای پرواز این جنگنده‌ها به‌گونه‌ای بود که بخش زیادی از مردم شهر در آن شب امکان استراحت نداشتند.»
وی ادامه داد: «در ادامه، بالگردهای بیشتری برای انتقال نیروهای آنها وارد منطقه شدند و با استفاده از آتش سنگین و پشتیبانی هوایی، تلاش کردند نیروهای خود را از منطقه خارج کنند. هرچه نیروهای ایرانی به محل نزدیک‌تر می‌شدند، شدت آتش از بالا بیشتر می‌شد و این موضوع باعث شد درگیری‌ها با شدت بیشتری ادامه پیدا کند. متاسفانه در جریان این درگیری، ۱۸نفر به شهادت رسیدند که شامل چهارنفر ازنیروهای ارتش،چهار نفر از نیروهای اطلاعاتی و۱۰نفر از عشایر محلی بودند. این عملیات در حالی انجام شده بود که هدف اولیه آن با آنچه بعدا به‌ صورت ظاهری مطرح شد، تفاوت داشت و تلاش شد چنین القا شودکه حضور نیروها باعنوان«نجات خلبان» بوده است،درحالی که ماهیت عملیات چیزدیگری بود.»
وی در گفت‌و‌گو با تابناک افزود: «درنهایت، با لو رفتن کامل عملیات و محاصره منطقه، طرف مقابل تصمیم به عقب‌نشینی گرفت و نیروهای خود را با بالگرد از منطقه خارج کرد. پس از آن، جنگنده‌ها اقدام به بمباران هواپیماهای باقیمانده در محل کردند و با چندین بمب سنگین، این تجهیزات به‌طور کامل منهدم شد. درمحل حادثه، مدارک و شناسنامه‌هایی به دست آمد که نشان‌دهنده هویت افراد حاضر در عملیات بود. همچنین براساس بررسی‌های میدانی، یکی از مدارک کشف‌شده حاوی عنوان «کارشناس هسته‌ای» روی کارت شناسایی یکی از نیروهای دشمن حاضر در صحنه بوده است. 
بقایای این تجهیزات پس از پایان درگیری جمع‌آوری و در قالب چندین تریلر به مکان دیگری منتقل شد و برنامه‌ریزی شده که درآینده،این محل به‌ عنوان یک یادمان دفاعی برای شهدای این حادثه، شامل شهدای عشایر، ارتش و نیروهای اطلاعاتی، ساماندهی شود.این حادثه نشان دادکه هوشیاری نیروهای اطلاعاتی وحضور به‌‌موقع نیروهای مسلح، در کنار همراهی مردم، می‌تواند تهدیدات پیچیده را خنثی کند و مانع از تحقق اهداف دشمن شود.»
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها