معمای مرگ مرموز در پاتوق معتادان

مرد جوان که در جریان درگیری در پاتوق معتادان باعث قتل دوستش شده بود، در دادگاه مدعی شدبادوستش شوخی می‌کرده و مصرف موادباعث مرگش شده است.
مرد جوان که در جریان درگیری در پاتوق معتادان باعث قتل دوستش شده بود، در دادگاه مدعی شدبادوستش شوخی می‌کرده و مصرف موادباعث مرگش شده است.
کد خبر: ۱۵۵۰۳۷۱
 
به گزارش خبرنگار جام‌جم، تحقیقات پلیسی در این پرونده از اسفندماه سال ۱۴۰۳ و با گزارش مرگ مشکوک مردی جوان در یکی از بیمارستان‌های شرق تهران آغاز شد‌؛ مردی که با سری باندپیچی‌شده و بدنی بی‌جان روی تخت اورژانس افتاده بود و آثار جراحت روی پیشانی‌اش، حکایت از شبی پرحادثه داشت. مأموران با حضور در بیمارستان، وقتی با جسد او روبه‌رو شدند، دریافتند که این مرد پیش از انتقال به بیمارستان در یک درگیری شرکت داشته و مرگش رنگ و بوی یک معمای جنایی به خود گرفت. با پایان بررسی‌های اولیه، جسد برای مشخص شدن علت دقیق مرگ به پزشکی قانونی منتقل شد تا راز این حادثه تلخ روشن شود. 
در نخستین گام از تحقیقات، کارآگاهان سراغ امدادگران اورژانس رفتند‌؛ کسانی که آخرین افراد حاضر بر بالین مرد زخمی بودند. امدادگران در توضیح ماجرا گفتند: «نیمه‌های شب، مردی با مرکز اورژانس تماس گرفت و با صدایی مضطرب گفت که مرد جوانی در یکی از پارک‌های شرق تهران، در جریان دعوا و درگیری زخمی شده و نیاز فوری به کمک دارد. نشانی محل از سوی مرکز به ما اعلام شد و بلافاصله راهی شدیم. وقتی به آنجا رسیدیم، مرد زخمی را دیدیم که به دیوار تکیه داده بود. او را سریع به بیمارستان منتقل کردیم اما حالش وخیم بود و فوت کرد.» در تحقیقات بعدی هویت مرد جان‌باخته به نام «شهروز» به دست آمد؛ مردی که تماس با اورژانس نیز از طریق تلفن همراه خودش انجام شده بود نیز به دست آمد. همین سرنخ، معمای پرونده را پیچیده‌تر کرد. در ادامه، دختر شهروز نیز در اظهاراتی تلخ به مأموران گفت: «نیمه‌های شب، مرد ناشناسی با من تماس گرفت. صدایش را نمی‌شناختم. گفت پدرت فوت کرده… شوکه شدم. تماس از گوشی پدرم بود.»
تیم جنایی با بررسی‌های میدانی و تحقیق از دوستان و آشنایان مقتول، به سرنخ مهمی رسید. مشخص شد شهروز در شب حادثه، همراه «بابک» از معتادان شناخته‌شده دیده شده است‌ که گاهی با شهروز در پاتوق‌های مصرف مواد رفت‌وآمد داشت. با این سرنخ و در مسیر تحقیقات مأموران سراغ بابک رفتند اما او همزمان با مرگ شهروز ناپدید شده و هیچ اثری از او نبود.  جست‌وجو برای یافتن بابک ادامه داشت تا این‌که سرانجام در واپسین روزهای اسفند ۱۴۰۳، مأموران موفق شدند او را دستگیر کنند. مرد جوان در بازجویی‌ها، هرچند ابتدا منکر قتل شد اما در ادامه لب به اعتراف گشود و روایتش از آن شب تلخ را این‌گونه بیان کرد: «من و شهروز با هم دوست بودیم. آن شب شوخی می‌کردیم اما حالش ناگهان بد شد. وقتی اورژانس رسید، ترسیدم و فرار کردم.»
با تکمیل تحقیقات و بررسی تماس تلفنی بابک با اورژانس ـ که در آن ادعا کرده بود شهروز در یک درگیری زخمی شده ـ و همچنین درخواست اولیای دم برای قصاص، پرونده با صدور کیفرخواست به شعبه سیزدهم دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد. در جلسه رسیدگی، اولیای دم خواستار اجرای قصاص شدند. مادر شهروز، با صدایی لرزان در جایگاه ایستاد و گفت: «پسرم با این مرد دوست نبود. او دروغ می‌گوید. پسرم را کشته و باید تاوان بدهد.» پس از آن، رئیس دادگاه با تفهیم اتهام به بابک، از او خواست از خود دفاع کند. متهم در دفاع از خود گفت: «من و شهروز با هم دوست بودیم و مصرف می‌کردیم. آن شب حدود هفت گرم مواد گرفتیم و با هم مصرف کردیم. حدود ساعت یک و نیم شب، آتشی روشن کرده بودیم و کنار آن نشسته بودیم. در حال شوخی بودیم که با نگین انگشترم ضربه‌ای به پیشانی‌اش زدم. خون از بالای ابرویش جاری شد اما باور کنید عمدی نبود.»
او ادامه داد: «حدود یک کیلومتر راه رفتم تا به یک دکه رسیدم و برایش آب معدنی و نوشابه خریدم. برگشتم، صورتش را شستم و نوشابه به او دادم. بعد از خوردن آن، خوابید. حدود یک ساعت بعد برگشتم تا حالش را ببینم اما دیدم دهانش کف کرده و صورتش روی خاک افتاده… همان‌جا ترس تمام وجودم را گرفت. با گوشی خودش با اورژانس تماس گرفتم. اپراتور گفت او را در حالت نشسته قرار دهم. چند دقیقه بعد آمبولانس رسید اما من از ترس فرار کردم. بعدا که فهمیدم مرده، با دخترش تماس گرفتم و خبر دادم. چند روز فراری بودم تا دستگیر شدم. دیدن آن صحنه مرا وحشت‌زده کرد.»
رئیس دادگاه در ادامه از او پرسید: «چرا در تماس با اورژانس گفتی او در دعوا زخمی شده؟» که متهم پاسخ داد: «اگر می‌گفتم شوخی بوده، شاید جدی نمی‌گرفتند و دیر می‌رسیدند. می‌خواستم زودتر بیایند. ضربه من کشنده نبود. فکر می‌کنم به خاطر مصرف مواد مرده باشد. پزشکی قانونی هم گفته علت مرگ نارسایی قلبی بوده وضربه من باعث مرگ نشده است.»
پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات دادگاه برای صدور حکم وارد شور شدند. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها