به گزارش جام جم آنلاین در این نامه آمده است: بر این اساس، اینجانب به نمایندگی از «مجمع جهانی صلح اسلامی»، از شما فرهیختگان دعوت میکنم تا با ایفای نقش فعال، مسئولانه و آیندهنگر، در جلوگیری از تشدید بحرانها و کاهش احتمال بروز یک منازعه فراگیر جهانی سهیم باشید.
وی افزود: تحولات جاری نشان میدهد که استمرار برخی رویکردهای قدرتهای بزرگ، بهویژه ایالات متحده آمریکا، نهتنها به تأمین منافع پایدار آنان منجر نخواهد شد، بلکه میتواند به تعمیق شکافها، افزایش بیاعتمادی جهانی و در نهایت، سوق یافتن جهان به سوی بیثباتی گسترده بینجامد. از اینرو، بازنگری در این رویکردها، ضرورتی اجتنابناپذیر و در عین حال، فرصتی برای بازسازی جایگاه بینالمللی این کشور است.
عامری تاکید کرد: در این چارچوب، توجه به اصول و ملاحظات زیر میتواند زمینهساز خروج از وضعیت پرتنش کنونی و حرکت به سوی نظمی متوازنتر، صلحمحور و عادلانه باشد:
نخست، ایالات متحده باید در راستای صیانت از امنیت شهروندان خود و حفظ اعتبار جهانیاش، در سیاستهای منطقهای خویش بازنگری کرده و سرنوشت راهبردی خود را از رژیم اسرائیل تفکیک نماید. تداوم همپوشانی کامل با سیاستهای یکجانبهو جنایت کارانه این رژیم، هزینههای راهبردی فزایندهای برای آمریکا به همراه داشته و خواهد داشت.
دوم، واقعیتهای نوین جهان اسلام و بیداری گسترده در میان ملتهای مسلمان، نشان میدهد که نادیدهگرفتن مطالبات صدها میلیون انسان آزاده، نهتنها ممکن نیست، بلکه اصرار بر مسیرهای گذشته، دامنه بحرانها را گسترش داده و به تضعیف موقعیت جهانی آمریکا خواهد انجامید.
سوم، بهرسمیت شناختن حقوق ملت ایران، بهعنوان یکی از بازیگران مهم منطقهای و جهانی، میتواند نقطه عطفی در بازسازی اعتماد و کاهش تنشها باشد. احترام به این حقوق، نهتنها گامی در جهت حلوفصل یک نزاع پیچیده است، بلکه میتواند بهعنوان الگویی برای تعامل سازنده در سایر بحرانهای بینالمللی نیز تلقی شود.
چهارم، ایالات متحده باید بپذیرد که جهان در حال گذار به نظمی چندقطبی و متکثر است. ادبیات مبتنی بر یکجانبهگرایی و رویکردهای سلطهمحور، دیگر با واقعیات نظام بینالملل همخوانی ندارد. از اینرو، بازتعریف نقش آمریکا در چارچوب چندجانبهگرایی و همکاریهای بینالمللی، ضرورتی راهبردی است.
پنجم، تداوم وضعیت کنونی زیاده خواهی و عدم پذیرش واقعیت میتواند به شکلگیری سناریوهایی منجر شود که در آن، جهان با بیثباتیهای امنیتی، بحرانهای اقتصادی گسترده و فروپاشی برخی سازوکارهای همکاری بینالمللی مواجه گردد. چنین شرایطی، زیانبار برای تمامی ملتها، از جمله مردم آمریکا، خواهد بود.
ششم، این جنگ، علیرغم خسارتهای گستردهای که به طرفهای مختلف وارد کرد، پیامدهای اجتنابناپذیری نیز بر اقتصاد جهانی خواهد داشت. با این حال، در صورت تداوم و تشدید آن و نیز احتمال ورود بازیگران جدید، ابعاد خسارتها میتواند بهمراتب فراتر رفته و به سطحی برسد که تصور آن دشوار است. چنین وضعیتی ممکن است جهان را برای دههها با بحرانهای عمیق و چندلایه مواجه سازد و در نهایت، کل جامعه جهانی از آن متضرر خواهد شد.
هفتم، ضروری است سیاستمداران آمریکایی در تعامل با ملتها و تمدنها، رویکردی مبتنی بر احترام، عقلانیت و ادب سیاسی در پیش گیرند. تجربه نشان داده است زیاده خواهی که توهین، تهدید و تأخیر در پذیرش واقعیتها، نهتنها دستاوردی به همراه ندارد، بلکه به فرسایش سرمایههای معنوی و سیاسی کشورها منجر میشود. در این میان، تمدن کهن ایران، بهعنوان یکی از پایههای اصلی تمدن بشری، شایسته تعامل مبتنی بر احترام متقابل و درک جایگاه تاریخی و فرهنگی آن است.
وی در پایان، با تأکید بر نقش بیبدیل اندیشمندان در شکلدهی به گفتمانهای نوین جهانی، از آنها دعوت کرد تا با نقد منصفانه، ارائه راهکارهای عملی و ترویج رویکردهای بشردوستانه، به تقویت عقلانیت در عرصه بینالملل و تحقق صلحی عادلانه و پایدار یاری رسانید. امید داریم با همافزایی اندیشهها و تلاشهای مشترک، جهانی عاری از خشونت، مبتنی بر عدالت و سرشار از همزیستی مسالمتآمیز برای نسلهای آینده رقم بخورد.