گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟

یکم: اسلام اماراتی و معماری پرهزینه از مسجد پر زرق و برق «شیخ زاید» تا ساختمان بین الادیانی «بیتالعائلة الإبراهیمیه» از شاخصترین نمایشهای «اسلام اماراتی» است. اواخر اردیبهشت ماه سال ۱۴۰۴ ترامپ ضمن بازدید از مجتمع «بیت العائله الابراهیمیه» ضمن اظهار شگفتی از معماری آن با فرش های پر نقش و نگار ایرانی و سنگ های مجلل آن در دفتر یادداشت این مکان نوشت: «خانه خانواده ابراهیمی؛ تأییدی مقدس و مهر تأییدی بر چشمانداز مشترک آمریکا و امارات برای ترسیم آیندهٔ خاورمیانه». این سازه نمادین مشتمل بر مسجدی با نام «احمد الطیب» (چهل و چهارمین شیخ الازهر و در قید حیات)، کلیسایی با نام «پاپ فرانسیس» (دویست و شصت و ششمین پاپ و متوفی ۲۰۲۴) و کنیسه ای با نام«موسی بن میمون یهودی» (متوفی ۶۰۱ قمری) است. اما پرسش اصلی در نسبت این سازه معماری بی روح با ادعای همزیستی ادیان و سیره ابراهیم آن است که آیا زرق و برق و نمایش معماری میتواند جایگزین مفهوم قرآنی سیره حضرت ابراهیم (ع) شود؟! سیرهای که بر برپایی توحید، ساده زیستی، دعوت به درگیر با ظالم و شکستن بت بعنوان نماد عدم همراهی با ظالم استوار بود چه ربطی با این سازه پرهزینه دارد؟
دوم: ترامپ یک مسیحی انجیلی است. خود را تابع فرقه پروتستانی خوانده که به ریشه های یهودی مسیحیت نزدیک می شود؛ نوعی مسیحی یهودی؛ ولی آیا پیرو آموزه های ابراهیم خلیل است؟! همان زمان سفر ترامپ به ابوظبی و حضور او در مسجد شیخ زاید، به رویدادی نمادین تبدیل شد. چهره رئیسجمهوری انجیلی آمریکا در کنار رهبر امارات، در فضایی که رنگهای سفید مرمر و نورپردازیها آن را بیش از پیش نمادین میکرد. در آن تصویر نیز نوعی «ابراهیمنمایی» و زمزمه تسری «پیمان صلح خودخوانده ابراهیم؛ Abraham Accords» به سایر کشورها شنیده شد؛ یعنی ارجاع به پیوند ادیان ابراهیمی نه از مسیر گفتوگوی الهیاتی یا اخلاقی، بلکه از مسیر معماری و نمایش «صلح از طریق قدرت» [بخوانید کودک کشی میناب و کشتار غیرنظامیان بی گناه].
سوم: خانه خانواده ابراهیم در ابوظبی، یکی از بزرگترین پروژههای بینالادیانی امارات متحده عربی است؛ اما منتقدان فرهنگی آن را نمادی از «حضور ساختار و غیبت معنا» میدانند. در این سازه، ابراهیم هست، اما تنها بهعنوان نام. سیره او، که بر نفی ظلم و سازش با ظالم، مبارزه با ظاهرپرستی، و دعوت به آزادی از قید نمادهای ظلم استوار بود، در این نماد اسلام اماراتی اصلا حضور ندارد. از همین رو بود که همان زمان برخی این پروژه را نمادی از «ابراهیمِ بیابراهیم» خواندند: ابراهیمی با نام؛ اما بدون پیام. یک ابراهیم تحریف شده.
النهایه: نسبت میان نماد و معنا در برداشت اسلام اماراتی از سیره ابراهیم فاصله میان دو جهان بینی است. اسلام اماراتی بیش از آنکه سلفی، سنتی یا فقهمحور و تساهل گرا باشد، ترکیبی از مصلحتگرایی و نوعی سازشکاری است. این نگاه، بر ساختن معماری زیبا، حمایت از نمادهای دینی و همراهی با لیبرالیسم جهانی و سیاست های آمریکای جنایتکار و اسرائیل کودک کش تمرکز دارد. اما هنگامی که این نگاه را با سیره حضرت ابراهیم مقایسه کنیم، شکاف مهمی دیده میشود: «سیره ابراهیم نه نمادسازی، بلکه معناسازی، نه نمایش، بلکه دعوت، و نه معماری، بلکه شکستن ابهت ظلم و ظالم بود»؛ چیزی که در اسلام اماراتی عامدانه از آن غفلت می شود.
گواردیولا چگونه برترین مربی تاریخ شد؟
خرید و فروش غیرقانونی انواع حیوانات و پرندگان کمیاب ادامه دارد