شرط انسجام در فردای بحران

آنچه امروز به‌عنوان ضرورتی اساسی برای حفظ و تقویت انسجام اجتماعی مطرح است، امیدبخشی پیشدستانه به جامعه درباره فرآیند پسا‌بحران است. نظام مدیریتی و ساختار حکمرانی کشور باید از هم‌اکنون خود را در «فردای بحران» تصور کند و برای آن برنامه‌ای عملیاتی و ملموس ارائه دهد‌؛ برنامه‌ای که جامعه بتواند آثار آن را احساس کند، نه‌صرفا در سطح شعار، بلکه در واقعیت زندگی روزمره.
کد خبر: ۱۵۴۲۷۸۴
نویسنده محمدرضا اخضریان کاشانی | عضو هیات‌علمی دانشگاه تهران
 
اگر مردم قرار است در شرایط سخت پای کار بایستند، باید اطمینان داشته باشند که ایستادگی امروز، به گشایش فردا منتهی می‌شود. این گشایش می‌تواند در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی متجلی شود‌ اما شرط اصلی آن، تبدیل‌شدن به تجربه‌ای قابل لمس برای جامعه است. انسجام اجتماعی با وعده‌های کلی تقویت نمی‌شود بلکه نیازمند جمع‌بندی روشن از مطالبات جامعه و پاسخ مشخص حکمرانی به این مطالبات است. درعرصه سیاسی، پیام باید شفاف باشد‌؛ جامعه نیاز دارد بداند که نقش اوصرفا به حضور دربزنگاه‌های بحرانی محدود نمی‌شود،بلکه در ساخت آینده نیز سهم واقعی دارد.در حوزه اقتصادی، امید زمانی معنا پیدا می‌کند که نشانه‌هایی از بهبود معیشت، مهار تورم، رونق اشتغال و حرکت به‌سوی شرایط بهتر مشاهده شود. در عرصه فرهنگی و اجتماعی نیز نمی‌توان مطالبات موجود را نادیده گرفت یا به تعویق انداخت. حاکمیت باید پیام روشنی بدهد مبنی بر این‌که این مطالبات در چارچوبی قانون‌مند، منضبط و قابل پیگیری سازماندهی شده‌اند. جامعه باید احساس کند صدایش شنیده می‌شود و روندی برای رسیدگی وجود دارد. نمی‌توان صرفا در زمان بحران از مردم انتظار ایستادگی داشت، بی‌آن‌که افق روشنی از دستاوردهای پس از آن ترسیم شود. استمرار چنین رویکردی به فرسایش سرمایه اجتماعی می‌انجامد. در سوی دیگر، مردم نیز مسئولیت‌هایی دارند. تجربه نشان داده که جامعه در بزنگاه‌ها عمدتا به وظایف خود عمل کرده است. با این حال، ارتقای حساسیت اجتماعی نسبت‌به تحولات داخلی و خارجی، افزایش سواد رسانه‌ای و تقویت آگاهی جمعی، ضرورتی انکارناپذیر است. در نهایت، انسجام اجتماعی نه با مطالبه یک‌طرفه، بلکه با گفت‌وگوی دوطرفه، امید عملی و مسئولیت‌پذیری متقابل شکل می‌گیرد. 
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها