مسقط، با پشتوانه خرمشهر

اگرچه ترامپ دیوانه‌نمایی می‌کند و با این تاکتیک، هراس‌افکنی جهانی را رواج می‌دهد ولی دولت سایه و پشت‌سر او عاقل هستند و حسابگری را می‌دانند.
کد خبر: ۱۵۴۱۶۲۰
نویسنده هادی محمدی - کارشناس مسائل سیاسی

شعار ترامپ را صلح‌سازی بین‌المللی با تکیه به زور قرار داده‌اند ولی چهره واقعی این رویکرد، هیمنه و هژمونی‌سازی و چپاول با ابزار قدرت است. البته ترامپ شاید ناشی‌گری کرده و در رقابت‌های انتخاباتی برای تضعیف رقبای خود، بار‌ها تاکید کرد که همه‌چیز در آمریکا فرسوده شده و ابزار‌های نظامی نیز همانند بخش‌های حکمرانی در آمریکا، نیازمند بازسازی هستند. واقعیت هم، چنین است. چون ناو‌های جنگی و هواپیمابر آمریکا عمدتا بیش از ۶۰ سال عمر دارند و استراتژی جهانی آمریکا هم دریا‌پایه است و تنها ابزار قدرت‌نمایی ترامپ و رژیم صهیونی F۳۵ است که این پروژه هم ۲۰ سال طول کشید و بار‌ها به دلیل مشکلات فنی به صنایع سازنده بازگشت.

ترامپ می‌داند، چه ابزاری در اختیار دارد و لذا مهم‌ترین اصل نظامی او این است که خود را وارد جنگی تضمین‌شده یا پرهزینه و طولانی نکند و عمدتا بر جنگ نیابتی و به قول معروف، از جیب دیگران خرج کند تا بحران‌های مزمن اقتصادی، نظامی و ساختاری، بیش از پیش سر باز نکنند. البته اگر کشور ضعیف یا جریان ضعیفی پیدا کنند، پهلوان‌نمایی هم می‌کند. این مفاهیم را در کنشگری ترامپ در اوکراین به‌خوبی شاهد بودیم یا رجزخوانی و پهلوانی او در ونزوئلا هم دیدیم که عملا جنگ نکرد و یک عملیات ویژه امنیتی را اجرا کرد. در قبال ایران محاسبات خیلی فرق می‌کند، چون ضربات ایران در جنگ ۱۲ روزه را فراموش نکرده و قبل از آن هم در دریای سرخ، در مقابل انصارالله و حکومت یمن، رسوا و سرافکنده، ناو‌های خود را با ناو هواپیمابر خارج نمود و پرچم سفید بلند کرد. حال آن که موشک‌های یمن چندان پیشرفته نبودند و سیستم دفاعی آنها در قطر و همچنین در رژیم صهیونی، تجربه تلخی دارند و اگر F۳۵ نبود، هیچ ابزار هجومی در اختیار نداشتند. به همین دلیل اگرچه همواره عربده کشیدند ولی در دی‌ماه گذشته، تمامی داشته‌های تروریستی و داعشی را به میدان آوردند که پاسخ آن ۲۲ دی‌ماه شد.

البته دلقک کاخ سفید که پس از اسناد اپستین باید نام دیگری یدک بکشد، بنابه برنامه‌های دولت سایه، دست به جابه‌جایی وسیع نظامی در غرب آسیا زد که دکترین ارتباط را با ایران داشت و پرونده‌های نیمه‌تمام و نیمه‌کاره آنها در غزه، لبنان، سوریه، عراق و یمن و مهم‌تر از همه این‌که آمادگی‌های گسترده برای چالش‌سازی در قبال چین و روسیه را در مسیر‌های آبراهی و راهبردی داشته باشند، دلیل اصلی این تحرک نظامی بود که در پایان لیست ایران قرار می‌گیرد. البته می‌دانند و به‌خوبی در محاسبات آنها دیده شد که ناوگان دریایی و پایگاه‌های نظامی دهگانه در کل منطقه، فقط اهداف و قربانیان آمریکایی هستند و در مقابل F۳۵، سوخو ۳۵، از شانس عملیات ایذایی آنها خواهد کاست و آرزوی براندازی آنها با جنگ منطقه‌ای از زبان مقام معظم رهبری، به کابوس تبدیل شد و ترامپ برای حفظ آبرو، اعلام کرد شخصا تصمیم گرفتم که حمله نکنم! ترامپ و درواقع دولت سایه به‌خوبی می‌دانند که موضع رهبری با چه ابزار‌هایی ترجمه می‌شود و یک نمونه آن خرمشهر ۴ است که باید قدرت عظیم دریایی سپاه را که هم‌طراز قدرت هوافضای سپاه پاسداران است، در محاسبات وارد کنیم. این به معنی نابودی استراتژی دریاپایه ارتش آمریکا و نابودی پایگاه‌ها و خصوصا همه شرکای آمریکا به‌ویژه تکرار کابوس نابودی رژیم صهیونی است که کمترین اثر فوری آن، بحران اقتصادی جهانی است. این‌که ترامپ می‌گوید، ایران برای این‌که به آن حمله نکنیم، مذاکره را پذیرفته، در حکم آن قماربازی است که باخته ولی باید بگوید بازی را برده است.

به همین دلیل هیات مذاکره‌کننده ایرانی یک عضو از نظامیان برجسته را همراه خود دارد تا سایه خرمشهر ۴ در مذاکره روشن باشد و ویتکوف و کوشنر آن را احساس کنند. مذاکره مسقط ۲ نمی‌تواند چیزی فراتر از مذاکرات مسقط ۱ باشد و اولویت ترامپ و نتانیاهو، در پرونده هسته‌ای ایران یا لغو تحریم‌های ایران نیست و این سفارش صهیونیست‌ها و مراکز مطالعاتی آنهاست. آنها در این مذاکره در رویای مذاکرات موشکی و منطقه‌ای هستند که همان آرزوی ابلیس برای رفتن به بهشت است!

طرح اصلی ترامپ در این مذاکرات، نبض‌سنجی وقت‌کشی و آماده‌سازی پروژه تروریستی – داعشی است که از سوریه و شرق فرات شروع شده و دلال‌های منطقه‌ای هم در آن نقش دارند و طبق آن برنامه، به‌دنبال یک‌سره‌سازی مقاومت و شیعه در کل منطقه تا پایان سال ۲۰۲۶ می‌باشند که باند‌های تروریستی – داعشی سوریه نقش اصلی را دارند.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها